تبلیغات
هِی هِی و هِی های

امتیاز به وبلاگ

جمعه 15 شهریور 1392 02:14نویسنده : زهرا .

 

ای فدای تو همه بزهای من                     وی به یادت هی هی و هی های من

اِزیشن در فارسی پهلوی به معنی نیایش است و با یزد و یزدان و ایزد هم خانواده.

اگر از وبلاگ ما خوشتان آمد امتیاز دهید.  یزدان پشت و پناهتان!

Top Blog


آخرین ویرایش: جمعه 15 شهریور 1392 11:30

 

چرا موفّق به زیارت باطنی نیستیم؟

شنبه 22 مهر 1396 07:11نویسنده : سمیرا .

 
کربلا، بین الحرمین


زیارت واقعی را در باطن می‌شود كرد. حال،


راه زیارت باطنی چرا بر ما بسته است؟ چرا موفّق به زیارت باطنی نیستیم؟


چرا امام­ حسین علیه السلام را در باطن نمی‌بینیم؟ چرا نمی‌توانیم دیدارش كنیم؟


من برای خودم می­گویم. ان­ شاء­الله در جمع شما فراوان باشند افرادی که موفّقند به این دیدار و ملاقات؛ ولی برای خودم می­گویم؛ چرا محرومم؟


به ­خاطر كفران نیست؟ به خاطر این نیست كه ما قدر ولایت را نشناختیم؟ سرگرم دنیا شدیم؟ حواسمان پرت شد؟ دل به دنیا سپردیم؟ به زرد و سرخ دنیا، به زر و زیور دنیا، به مقام و جاه دنیا، به رفاه و لذایذ دنیا دل سپردیم؟ حواسمان پرت شد؟


كفران نعمت ما را از این دیدار باطنی محروم كرد.


لذا اگر اهل توجّه باشیم، قدرِ نعمتِ ولایت را بشناسیم، شكر نعمتِ ولایت را به ­جا آوریم، راه باز می‌شود؛ یعنی زیارت باطنی هم امكان­پذیر می‌شود.


همانطور كه یك مقدار ایثار و خون دادن در راه اباعبدالله ­الحسین علیه اللسلام خواست تا راه زیارت ظاهری حضرت باز شود؛


در باطن هم باید این ایثار را بكنیم، باید از یك­سری چیزهایمان در راه امام­ حسین علیه السلام بگذریم، به هر قیمتی كه فروختند، بخریم.


این نکته را در طول تاریخ دیده ­اید. متوكّل عباسی دست قطع می­کرد تا اجازه بدهد افراد به زیارت مرقد اباعبدالله علیه السلام بروند. افراد

می‌رفتند و دستشان را می‌دادند. امسال می­رفت دست چپش را می­داد و سال دیگر دست راستش را می­داد، برای اینكه بتواند به زیارت برود.


ما از چه چیزمان حاضریم بگذریم؟ از رفاهمان، از راحتمان، از پست و مقاممان حاضریم برای امام حسینعلیه السلام بگذریم؟

اگر فردا حكم اخراجمان را بدهند، اموالمان را مصادره كنند، خودمان را زندان كنند، از چه چیزمان حاضریم بگذریم؟

فردا در جامعه ما را هو کنند، با ابزارهای تبلیغاتی و رسانه‌های خبری و امثال آن آبرویمان را ببرند و حیثیّت برایمان نگذارند،

تا كجا به پای همراهی با امام ­حسین علیه السلام ایستاده­ ایم؟


اگر حاضریم اینها را بدهیم، یعنی قدرش را شناخته‌ایم؛ یعنی ارزش آنچه به دست می‌آوری را شناخته­ ای. می‌بینی می‌ارزد كه جانت را هم بدهی، همه‌ی خانواده‌ات را هم بدهی، پست و مقامت را بدهی، پول و ثروتت را بدهی، آبرو و حیثیّتت را بدهی، هر چه داری بدهی.


استاد مهدی طیب

http://www.ahlevela.com


برچسب ها: زیارت امام حسین علیه السلام ، کربلا ، زیارت باطنی ، کفران نعمت ،
آخرین ویرایش: شنبه 22 مهر 1396 07:23

 

کجایی ای دل غافل؟؟!

پنجشنبه 20 مهر 1396 15:06نویسنده : سمیرا .

 
غفلت

گلچین کردند/ عاشقان را
هل من ناصر/ گفته مولا
جا ماندی ای/ دل غافل
آخر تا کی/ سعی باطل
کربلا برپاست/ پس کجایی ای دل
رو سیه مانی/ گر نیایی ای دل
بی طرف باشی/ ز اشقیایی ای دل
یا حسینی شو / تا علم برداری
یا که در خیل/ ابن سعدی، آری
انتخابت چیست؟/ تو کنون مختاری

محمد مهدی سیار


امیدواریم خدای متعال عنایت کند درس­های آموزنده­ ی کربلا را درک کنیم و در وجودمان پیاده کنیم؛ وقتی ماه صفر تمام می­ شود و از این دو ماه فارغ ­التّحصیل می­ شویم، واقعاً انسان نویی شده باشیم.
هم دربرابر فساد و ظلم و انحراف و بیداد و طغیان­ها، فریاد حماسی بلند کنیم و هم در خلوت دل خودمان آن رابطه­ ی لطیف و عاشقانه و عارفانه را با خدا داشته باشیم؛ هر دو در وجود ما جمع شود.
من به­ شدّت نگرانم که گروه­های مذهبیِ جامعه­ ی ما به­ سمت یک دین اخته، دین بریده از حماسه و بریده از امر به معروف و نهی از منکر سیر کنند. متدیّنان ما، خوبان ما، قشنگ­ها و دوست­داشتنی­ های ما به ­سمت دینی بروند که بگویند حالا ما حوصله­ ی حرف­های سیاسی نداریم؛ از این­جور حرف­ها نزن! چهار تا روضه بخوان گریه کنیم! حال کنیم! چهار تا بحث عرفانی بگو کیف کنیم!
متأسّفانه می­بینم چنین اتّفاقی دارد می­افتد. مجامع دینی و مذهبی ما آن روح حماسی، آن روح امر به معروف و نهی از منکر، روح اصلاح­ طلبی و ظلم­ ستیزی را که باید از مکتب عاشورا آموخت، دارند ترک می­ کنند و کم­ کم مجالس عاشورایی­شان فقط به شعر و گریه و سینه ­زنی، و مثلاً به بحث­ های لطیف و ظریف عرفانی منحصر می­ شود و این قطعاً درست نیست.
امیدواریم خدای متعال درس درست و حسینی زندگی کردن و حسینی مردن را به­ شایستگی به ما بیاموزد و توفیق عمل به این دروس را هم به ما عطا کند. ان­ شاءالله

استاد مهدی طیب


برچسب ها: امام حسین علیه السلام ، درس آموزی از مکتب عاشورا ، امر به معروف و نهی از منکر ، حماسه ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 20 مهر 1396 15:21

 

در وادی محبت ما به کجا رسیدیم؟

دوشنبه 23 مرداد 1396 23:24نویسنده : سمیرا .

 
مرد تنها


...محبّت که خالص شود، عبد خودِ خدا را می‌خواهد؛

یعنی می‌گوید: خدایا! هركسی تو را برای چیزی دوست دارد و می­خواهد؛

امّا من تو را به‌خاطر خودت می‌خواهم، فقط خودت را می‌خواهم، چیز دیگری جز تو نمی‌خواهم.

ما ز دوست غیر از دوست حاجتی نمی‌خواهیم    حـور و جنّـت ای زاهـد بر تـو بـاد ارزانـی

از خدا جز خدا هیچ چیز نمی­خواهم. این نكته‌ی بسیار مهمی است كه ببینیم در وادی محبّت، ما به کجا رسیده ­ایم.

آیا واقعاً خودِ خدا و اولیای خدا را دوست می‌داریم

یا آنها را پلی برای دستیابی به نعمت‌ها و خواسته‌های مورد لذّت نفس خود، چه مادّی و چه معنوی قرار داده­ ایم

و به آن اعتبار، آنها را دوست می‌داریم؟

دوست حقیقی اهل‌بیت علیهم السلام خدا و اولیاء خدا را برای خودشان می‌خواهد.


امیرالمؤمنین علیه السلام را دوست دارد چون امیرالمؤمنین است،

چه دست نوازش بر سر او بكشد چه نكشد. این مرتبه، خیلی بزرگ است...

قسمتی از سخنرانی استاد طیب در سال 85

http://www.ahlevela.com

برچسب ها: محبت ، خدا ، ما ز دوست غیر از دوست حاجتی نمی‌خواهیم ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 23 مرداد 1396 23:29

 

مه من نقاب بگشا ز جمال کبریایی...

جمعه 20 مرداد 1396 22:52نویسنده : سمیرا .

 
یا صاحب الزمان ادرکنی


امروز، میر قافله­ ی دلبران یکی است            دلبر اگر هزار بود، دل بر آن یکی است

دلبر، یعنی چیزهایی که می­خواهند دل انسان را ببرند؛ ولی دروغین و جعلی هستند.

ان‌شاءالله دل بر واقعاً همان یکی باشد. گفت: امروز امیر در میخانه تویی تو،

همه­ ی امور هستی به امر خدا و به خلافت الهیه زیر نگین وجود مقدّس حضرت بقیه­ الله­ الاعظمارواحنا فداه است و هر چیز و هر کس دیگری بخواهد خودنمایی کند و نظرها را به خود خیره و متمرکز کند، بت است.

 ان‌شاءالله با درخشش خورشید وجود مهدوی همه­ ی خفاّش­ها، شیّادها و کسانی که دنبال خودنمایی و جلب­ نظر و مریدپروری هستند بساطشان جمع می ­شود. گفت:

مه من نقاب بگشا ز جمال کبریایی                 که بتان فرو گذارند، اساس خودنمایی

همه گره ­های کار بشر به دست نازنین حضرت بقیه ­الله­ الاعظم
ارواحنا فداه گشوده می­ شود، راه دیگری وجود ندارد.

قسمتی از سخنرانی استاد مهدی طیب 5 آبان 90

http://www.ahlevela.com

برچسب ها: امام زمان ارواحنافداه ، مطلب قشنگ در مورد امام زمان ارواحنافداه ، جمعه ، دلتنگی ، غفلت از امام زمان ارواحنافداه ،
آخرین ویرایش: جمعه 20 مرداد 1396 23:04

 

گر چه ویران شد، جلال کبریا دارد بقیع...

یکشنبه 11 تیر 1396 23:37نویسنده : سمیرا .

 
بقیع، هشت شوال



دارم دلی از امید و غم مالامال

در آتشم از ماتم هشت شوّال

اما به تو و ظهور تو دل بستم

بازآی که برپا شود این صحن امسال

***

با آمدنت اگر قیامت برپاست

تیغ تو بلای جان وهابی هاست

در مقدمت ای منتقم آل الله

این گنبدِ ریخته، به پا خواهد خواست


"یوسف رحیمی"




هشتم شوال :

حادثه­ ی بسیار تأسّف‌بار جنایت عظیم وهّابیّون در تخریب بقعه و بارگاه ائمّه­ ی بقیع علیهم سلام در روز هشتم شوّال سال 1344 هجری قمری ثبت شده است.

مرقد مطهّر امام مجتبی، امام سجّاد، امام باقر و امام صادق علیهم السلام یک ضریح فلزّی داشت که هنرمندان اصفهانی ساخته بودند و بر مرقد مطهّر این چهار امام بزرگوار نصب شده بود و گنبد و بارگاهی داشت که عکس­هایی از آن باقی مانده است.

در چنین روزی این گنبد و بارگاه ویران شد و آن ضریح به تاراج رفت و مزار این چهار امام بزرگ، چهار شخصیّت عظیم تاریخ خلقت، چهار فرزند معصوم پیامبر خدا6 و چهار حجّت الهی به‌شکل بسیار تأثّرانگیزی ویران شد و مایه­ ی داغ و افسوس همه­ ی آزادگان و مسلمانان راستین به‌ویژه شیعیان گشت.

استاد مهدی طیب

http://www.ahlevela.com


برچسب ها: هشتم شوال ، سالروز تخریب قبور ائمه ی بقیع علیهم سلام ، بقیع ، شعر یوسف رحیمی برای تخریب بقیع ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 11 تیر 1396 23:50

 

منو از نو بساز...

پنجشنبه 1 تیر 1396 01:51نویسنده : سمیرا .

 
آدم تنها



منم عبدی ذلیل...

تویی بنده نواز...

بدی هام رو نبین...

یه نگاهی بکن...

منو از نو بساز....

ای رحمت الواسعه نزار عمرم فنا شه....

بیا و امشب بحق زینب (سلام الله علیها)


خلصنی یا رب....


  دعای امام سجاد علیه السلام در شب بیست و هفتم

دعایی کوتاه ولی بسیار عمیق از امام سجاد (ع) روایت شده است که حضرت در شب بیست‌و‌هفتم از ابتدای شب تا به صبح، بارها تکرار می کردند. این دعا سه جمله است؛ امّا دریایی از معارف در آن وجود دارد.

  اللَّـٰـهُمَّ ارْزُقنِی التَّجافِیَ عَن دارِ الْغُرُورِ ؛  وَ اْلاِنابَةَ اِلىٰ دارِ الْخُلُودِ؛ وَ الاِسْتِعدادَ لِلمَوتِ قَبلَ حُلُولِ الْفَوتِ 

 شرحی بر فراز اول دعا:

 اللَّـٰـهُمَّ ارْزُقنِی التَّجافِیَ عَن دارِ الْغُرُورِ

 خدایا به من روزی کن از این دار غرور پهلو خالی کنم. حمّالی این خانه ی دروغین را نکنم و تن زیر بار این خانه ی پلید ندهم.

دنیا دارالغرور و سرای فریب است. انسان را گول می زند. نیست؛ امّا خود را هست نشان می دهد. به سراب می ماند که از دور آب می نماید؛ امّا درحقیقت هیچ نیست؛ سایه و توهّم است.

 قرآن کریم فرمود: كَسَرابٍ‏ بِقیعَةٍ یَحسَبُهُ‏ الظَّمآنُ‏ ماءً ؛ (39 سوره ی نور)

مثل سرابی در یک دشت گسترده ی تفتیده که تشنه کام از دور آن را آب می پندارد؛ امّا وقتی بعد از تقلاّهای بسیار به آن می رسد، لَم یَجِدهُ شَیئاً، می بیند هیچ‌چیز نیست. دنیا از دور نمود و جلوه ای دارد؛ امّا حقیقتش نیستِ صرف است. انسان تا غافل است و از دور به سراب نگاه می کند، هیچ تفاوتی با آب نمی‌بیند و به یقین مطمئن می‌شود آب است. تا وقتی انسان در خواب رؤیا می‌بیند، ذرّه ای تردید ندارد که آنچه می بیند، عین واقعیّت است. وقتی آن فرد به سراب نزدیک شد و آن به‌خواب‌رفته بیدار شد، هیچ اثری از آنچه می دید باقی نمی‌ماند.

امام سجّاد از خدای متعال می خواهد و ما هم به اقتدای امام سجّاد از خدا بخواهیم به ما توفیق دهد دیگر پهلو زیر بار دنیا ندهیم. دیگر بس است! هرچه حمّالی دنیا را کردیم؛ هرچه دنبال دنیا و جلوه های دنیا دویدیم؛ از پول و ثروت، نام و شهرت، پست و مقام، لذّت و شهوت، منیّت های خودمان، بس است! دیگر دنبال دنیا نرویم .



 در محضر استاد مهدی طیب- جلسه 27 مهر 85






برچسب ها: شب 27 ماه مبارک رمضان ، شعر قشنگ ، دنیا ، دعای امام سجاد علیه السلام در شب بیست و هفتم ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 1 تیر 1396 01:58

 

صد حیف که شب قدر آمده باشد و ما....

شنبه 27 خرداد 1396 01:13نویسنده : سمیرا .

 
امام زمان ارواحنافداه، احرار گروپ


صد حیف که شب قدر آمده باشد و اهل انتظار،

تقدیر آن مقدّرترین سرنوشت عالم، ظهور حجّت خدا را طلب نکنند!



برچسب ها: امام زمان ارواحنافداه ، شب قدر ،
آخرین ویرایش: شنبه 27 خرداد 1396 01:19

 

از لطف و دستگیری تو حرف می زنم...

شنبه 27 خرداد 1396 00:55نویسنده : سمیرا .

 
شهادت امام علی علیه السلام، علی مولا،


از لطف و دستگیری تو حرف می زنم

از شیوهٔ‌ امیری تو حرف می زنم

از وصله وصله های ردای خلافتت

مولا ز بی نظیری تو حرف می زنم

از سفره های نیمه شبت در خرابه ها

از کهکشان شیری تو حرف می زنم

بر شانهٔ‌ تو جای یتیمان کوفه بود

از اوج سر به زیری تو حرف می زنم

از چاه اشک و آه فراق و حکایتِ

شبهای گوشه گیری تو حرف می زنم

از بیست سال خانه نشینی و بی کسی

از غربت غدیری تو حرف می زنم

دیگر نفس به سینهٔ‌ من حبس می شود

وقتی که از اسیری تو حرف می زنم

داغ تو بیشتر به دلم چنگ می زند

هر چه که از دلیری تو حرف می زنم

از کوچه ها و روضهٔ‌ یار جوان تو

از ماجرای پیری تو حرف می زنم

دستان حیدری تو را صبر بسته بود

آنروز اگر که پهلوی مادر شکسته بود


"یوسف رحیمی"


قسمتی از نامه ی 45 نهج البلاغه:

« أَلا وَ إنَّکُم لا تَقدِرُنَ عَلَی ذَلِکَ »: البته می­ دانم شما قدرت همانند عمل کردن من را ندارید.

«وَلَکِن أَعِینُونِی بِوَرَعٍ وَاجتِهادٍ وَعِفَّةٍ وَسَدادٍ»:

ولکن به من یاری دهید و یک قدم خودتان را مانند من کنید،

با ورع و پرهیزگاری، با اجتهاد و مجاهدت در نفس، با عفّت و پاکدامنی، با ثبات قدم در راه دین و خدا پرستی و عدم بندگی دنیا.


برچسب ها: شعر شهادت امام علی علیه السلام ، شعر یوسف رحیمی برای شهادت امام علی علیه السلام ، از لطف و دستگیری تو حرف می زنم ، عِینُونِی بِوَرَعٍ وَاجتِهادٍ وَعِفَّةٍ وَسَدادٍ ، نامه ی 45 نهج البلاغه ،
آخرین ویرایش: شنبه 27 خرداد 1396 01:06

 

تعداد کل صفحات ( 64 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...