تبلیغات
هِی هِی و هِی های

امتیاز به وبلاگ

جمعه 15 شهریور 1392 02:14نویسنده : زهرا .

 

ای فدای تو همه بزهای من                     وی به یادت هی هی و هی های من

اِزیشن در فارسی پهلوی به معنی نیایش است و با یزد و یزدان و ایزد هم خانواده.

اگر از وبلاگ ما خوشتان آمد امتیاز دهید.  یزدان پشت و پناهتان!

Top Blog


آخرین ویرایش: جمعه 15 شهریور 1392 11:30

 

کم کم دلم از این و از آن سیر می شود...

چهارشنبه 31 مرداد 1397 17:54نویسنده : سمیرا .

 
امام زمان


کم کم دلم از این و از آن سیر می شود

با نام مهربان تو تسخیر می شود

این روز ها مدام به این فکر می کنم

درباره ی من و تو چه تقدیر می شود

هر روز پشت پنجره می ایستم و بعد

اشکی که دانه دانه سرازیر می شود

این خواب ها که همسفر هر شب من است

یک روز مو به مو همه تعبیر می شود

ابر بهارم یابن الزهرا

تا کی ببارم یابن الزهرا

ای اخرین مسافر دنیا کجایی

ای یوسف صحرایی زهرا کجایی

شاها نظر به ما کن ، لطفی بر این گدا کن

در یک قنون وترت آقا ما رو دعا کن

یابن الجسن کجایی .. یابن الحسن کجایی.. یابن الحسن کجایی

دلم هوای دیدنت کرد

یا طلعه الرشیده برگرد

ای روشنی بخش دلم تو آفتابی

کی می شود بی پرده بر دنیا بتابی


آخرین ویرایش: چهارشنبه 31 مرداد 1397 17:56

 

بهار تن یا بهار جان؟؟!

یکشنبه 27 اسفند 1396 16:56نویسنده : سمیرا .

 
بهار، طبیعت، گل های بهار


سال جدید در سرزمین ما با بهار طبیعت آغاز می‌شود که حسن انتخابی است. منتهی بارها خدمت عزیزان عرض کرده‌ایم؛ این­که ما جشن بگیریم؛ جشن و شادی در مورد انسان به چیزی برمی‌گردد که تأثیر مثبتی در مقامات انسانی او داشته باشد و عمدتاً نتیجه‌ی یک انتخاب درست، یا یک تلاش موفّق و منتج به نتیجه باشد. شادی کردن و جشن گرفتن در چنین شرایطی جا دارد و منطقی است؛ والاّ در این­که طبیعت شکوفا شده است؛ جز این­که انسان نظاره‌گر قدرت خدا باشد و آثار رحمت الهی را بنگرد و به یاد خدا بیفتد، چیزی برای جشن گرفتن نیست. اگر بهار تن با بهار جان توأم شد و نگاه به طبیعت ما را به ماوراء طبیعت رهنمون شد و شکوفاییِ در طبیعت ما را به فکر شکوفا شدنِ مقامات انسانی در خودمان فرو برد، آن موقع است که می‌شود گفت بهار جان هم آغاز شده است. امروز به سبزه‌زارها، باغ‌ها و دشت‌ها نگاه می‌کنیم و جلوه‌های شکوفایی طبیعت را می‌بینیم و هر یک از اینها با ما سخن می‌گویند.

هر شکوفه که شکفته، هر گل که خندیده و عطر و رنگ زیبای خود را در معرض دید قرار داده و هر میوه که به ثمر نشسته است، همه به ما انسان‌ها تذکّر می‌دهند که چه شکوفایی در تو اتّفاق افتاده است؟

منِ گیاه تاب نیاوردم در زیر خاک به سر برم؛ خاک را شکافتم؛ سر از خاک بیرون آوردم. تو تا کی می‌خواهی اسیر عالم خاک باشی؟

آیا تصمیم نداری خاک را بشکافی و سر از ملکوت و عوالم بالاتر درآوری؟ آیا می‌خواهی همیشه در عالم حیوانیّت و طبیعت اسیر بمانی؟ این همه استعداد در نهاد تو قرار داده شده است؛ آیا نمی‌خواهی به شکوفایی آنها بپردازی و کمالات انسانی را در خود به ثمر بنشانی و میوه‌های افکار و اخلاق و رفتار فاضله‌ی انسانی را در وجود خود به ثمر برسانی؟ همه‌ی طبیعت با ما سخن می‌گوید.

اگر پیام بهار طبیعت را شنیدیم و برای بهار جان در ما مقدّمه‌ای شد، در آن صورت عید خجسته‌ای است؛ به‌راستی عید است؛ یعنی به خود برگشته‌ایم؛ عود کرده‌ایم. آن موقع است که شایسته‌ی شادمانی کردن و جشن گرفتن است. امیدواریم آغاز سال جدید برای ما این­گونه بوده باشد و مبدأ یک شکوفایی و تحوّل و حیات و تکامل در وجود ما و در روحیّات و رفتارها و خلقیّات ما باشد.


مهدی طیب بهار 92

http://www.ahlevela.com




آخرین ویرایش: یکشنبه 27 اسفند 1396 17:01

 

اَكْثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَاِنَّ ذٰلِکَ فَرَجُکُمْ...

دوشنبه 25 دی 1396 22:35نویسنده : سمیرا .

 
گل نرگس

یکی از ابعاد انتظار دعاست؛ طلب فرج برای حضرت است. خود حضرت فرمودند:
اَكْثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَاِنَّ ذٰلِکَ فَرَجُکُمْ؛[1] فراوان دعا کنید برای زودتر شدن فرج؛
چرا که فرج خود شما در همین دعاست! فرج خود شما در این دعاست!
یعنی ما نیاز به فرج داریم؛ حضرت که مشکلی ندارند.
با دعای فراوان، ما از آن محجوبیّت، از آن مهجوریّت و محرومیّتی که الآن مبتلا هستیم نجات پیدا می­ کنیم


[1]. صدوق، کمال‌الدّین‌، ج 2، ص 485 و مجلسی‌، ‌بحار‌الانوار،‌ ج 52‌،‌ ص 92‌.


قسمتی از سخنرانی استاد مهدی طیب

http://www.ahlevela.com


برچسب ها: اَكْثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَاِنَّ ذٰلِکَ فَرَجُکُمْ ، فرج ، انتظار ، امام زمان ارواحنافداه ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 25 دی 1396 22:40

 

توقع نداشته باش..... التماس تأمل

دوشنبه 25 دی 1396 22:27نویسنده : سمیرا .

 
مرد تنها


در سبك زندگی اسلامی توقع نداشتن ازخلق نقش بسیار مهمی دارد.

روایت میفرماید:تمام خیردر قطع توقع ازخلق است .

ما گاهی از افراد توقع داریم فلان امر را بداند، فلان خدمات رابرساند، فلان میزان محبت را بكند،

فلان رسیدگی مادی راداشته باشد واین توقعات گاه از همسر است ،گاه از فرزند است گاه از پدر ومادراست ،گاه از دوستان است، گاه از معلم وشاگرد است و همگی آنها مذموم ومورد نهی واقع شده

زیرا با ایاك نستعینی كه هر روز درنماز بارها وبارها تكرار میكنیم منافات دارد.

وقتی ما ازخلق توقع داریم ،خدای معین اعانتش را برمیدارد ونشاط وشادابی از زندگی مارخت برمی بندد.

انسان گاهی از مردم توقع شعور وفهم دارد ومیگوید چرا فلان حرف مرا نمیفهمد اما وقتی قرار است توقع از خلق منتفی گردد همین مقدار را هم نباید انتظار داشت.

 برگرفته از : http://www.emamraoof.ir



برچسب ها: توقع داشتن از دیگران ، انتظار داشتن ، مطالب ناب ، تمام خیردر قطع توقع ازخلق است ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 25 دی 1396 22:32

 

باب الحسین....

چهارشنبه 24 آبان 1396 19:41نویسنده : سمیرا .

 
حرم حضرت عباس علیه السلام


سقای دشت کربلا...

عبّاس كه نام اصلی حضرت اباالفضل علیه­ السّلام است، طبق حروف ابجد، عددش 133می‌شود؛

باب الحسین را هم طبق حروف ابجد حساب كنید، آن هم 133می­شود؛

لذا عبّاس علیه السلام باب الحسین است.

خب، عبّاس باب الحسین است؛ باب الحوائج هم هست.

 پس هر وقت همه­ ی حاجتت حسین شد؛ می­ توانی به عبّاس علیه السلام رو بیاوری.

 وقتی که جز خود امام حسین علیه­ السّلام، هیچ چیز دیگر نخواستی،
آن­وقت سراغ اباالفضل علیه‌السّلام برو؛ آنوقت سراغ عبّاس برو؛ وقتی هیچ چیز دیگر نخواستی.

قسمتی از سخنرانی استاد طیب دی ماه 89


برچسب ها: حضرت عباس علیه السلام ، امام حسین علیه السلام ، باب الحسین ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 24 آبان 1396 19:50

 

مرا هم بخوان با نگاهت....

پنجشنبه 11 آبان 1396 00:13نویسنده : سمیرا .

 
حرم امام حسین علیه السلام، خیمه گاه


اگر چه اسیر گناهم/ مرا هم بخوان با نگاهت
كه این سو و آن سو نمانم/ بیایم سوی خیمه گاهت
مرا هم گرفتار خود كن/ كه از مهر تو پر شود دل
كه از هرچه جز با تو بودن/ پشیمان شود، حر شود دل
خوشا جان و دل را/ به كوی تو بردن
خوشا دل سپردن/ خوشا سر سپردن

(یاحسین یابن الزهرا)

خوشا خون آن عاشقانی/ كه در راه تو بر زمین ریخت
خدا خونبهایش شد آن دم/ كه با خون پاك تو آمیخت
خوشا چون "حبیب" از محبت/ به شوق تو از جان گذشتن
خوشا چون "سعید" از سعادت/ شهید نماز تو گشتن

شاعر: مهدی سیار


برچسب ها: اربعین ، جامانده ها ، متن شعر اگر چه اسیر گناهم ، مرا هم بخوان با نگاهت ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 11 آبان 1396 00:17

 

آیا ما از عاشورا به اَربعین رسیدیم؟

شنبه 6 آبان 1396 20:31نویسنده : سمیرا .

 
پیاده روی، اربعین

عجب حال و هوایی/ عجب شور و صفایی/ بازم دارم میشم کرب و بلایی

دلم شده خدایی/ با این عشق ولایی

قدم قدم میرم تا که ببینم/ دو گنبد طلایی

دعام شده اجابت/ شدم دوباره دعوت/ به امید شفاعت/ دارم میرم زیارت

تو این مسیر میگم با دل شیدا

ابد والله ما ننسی حسینا

.

.

.


از نظر تقویم زمان می­گذرد. بالاخره روزها از عاشورا فاصله می­گیرند؛

تا به اَربعین می­رسند.

امّا آیا ما از عاشورا به اَربعین رسیدیم؟

 آیا سیر «مِنَ الحُسَینِ إلَی الحُسَینِ»  را طِی کردیم؟

آیا در این سیر باطنی، در باطنمان به ملاقات حقیقت حسینی نائل شدیم؟

مهم این است.


قسمتی از سخنرانی استاد مهدی طیب در اربعین

http://www.ahlevela.com





برچسب ها: اربعین ، شعر در مورد پیاده روی اربعین ، شعر ابد والله ما ننسی حسینا ، متن قشنگ ،
آخرین ویرایش: شنبه 6 آبان 1396 20:38

 

چرا موفّق به زیارت باطنی نیستیم؟

شنبه 22 مهر 1396 07:11نویسنده : سمیرا .

 
کربلا، بین الحرمین


زیارت واقعی را در باطن می‌شود كرد. حال،


راه زیارت باطنی چرا بر ما بسته است؟ چرا موفّق به زیارت باطنی نیستیم؟


چرا امام­ حسین علیه السلام را در باطن نمی‌بینیم؟ چرا نمی‌توانیم دیدارش كنیم؟


من برای خودم می­گویم. ان­ شاء­الله در جمع شما فراوان باشند افرادی که موفّقند به این دیدار و ملاقات؛ ولی برای خودم می­گویم؛ چرا محرومم؟


به ­خاطر كفران نیست؟ به خاطر این نیست كه ما قدر ولایت را نشناختیم؟ سرگرم دنیا شدیم؟ حواسمان پرت شد؟ دل به دنیا سپردیم؟ به زرد و سرخ دنیا، به زر و زیور دنیا، به مقام و جاه دنیا، به رفاه و لذایذ دنیا دل سپردیم؟ حواسمان پرت شد؟


كفران نعمت ما را از این دیدار باطنی محروم كرد.


لذا اگر اهل توجّه باشیم، قدرِ نعمتِ ولایت را بشناسیم، شكر نعمتِ ولایت را به ­جا آوریم، راه باز می‌شود؛ یعنی زیارت باطنی هم امكان­پذیر می‌شود.


همانطور كه یك مقدار ایثار و خون دادن در راه اباعبدالله ­الحسین علیه اللسلام خواست تا راه زیارت ظاهری حضرت باز شود؛


در باطن هم باید این ایثار را بكنیم، باید از یك­سری چیزهایمان در راه امام­ حسین علیه السلام بگذریم، به هر قیمتی كه فروختند، بخریم.


این نکته را در طول تاریخ دیده ­اید. متوكّل عباسی دست قطع می­کرد تا اجازه بدهد افراد به زیارت مرقد اباعبدالله علیه السلام بروند. افراد

می‌رفتند و دستشان را می‌دادند. امسال می­رفت دست چپش را می­داد و سال دیگر دست راستش را می­داد، برای اینكه بتواند به زیارت برود.


ما از چه چیزمان حاضریم بگذریم؟ از رفاهمان، از راحتمان، از پست و مقاممان حاضریم برای امام حسینعلیه السلام بگذریم؟

اگر فردا حكم اخراجمان را بدهند، اموالمان را مصادره كنند، خودمان را زندان كنند، از چه چیزمان حاضریم بگذریم؟

فردا در جامعه ما را هو کنند، با ابزارهای تبلیغاتی و رسانه‌های خبری و امثال آن آبرویمان را ببرند و حیثیّت برایمان نگذارند،

تا كجا به پای همراهی با امام ­حسین علیه السلام ایستاده­ ایم؟


اگر حاضریم اینها را بدهیم، یعنی قدرش را شناخته‌ایم؛ یعنی ارزش آنچه به دست می‌آوری را شناخته­ ای. می‌بینی می‌ارزد كه جانت را هم بدهی، همه‌ی خانواده‌ات را هم بدهی، پست و مقامت را بدهی، پول و ثروتت را بدهی، آبرو و حیثیّتت را بدهی، هر چه داری بدهی.


استاد مهدی طیب

http://www.ahlevela.com


برچسب ها: زیارت امام حسین علیه السلام ، کربلا ، زیارت باطنی ، کفران نعمت ،
آخرین ویرایش: شنبه 22 مهر 1396 07:23

 

تعداد کل صفحات ( 65 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...
 
>

خرید ساعت مچی

|

ساخت كد آهنگ و موسیقی