تبلیغات
هِی هِی و هِی های

امتیاز به وبلاگ

جمعه 15 شهریور 1392 02:14نویسنده : زهرا .

 

ای فدای تو همه بزهای من                     وی به یادت هی هی و هی های من

اِزیشن در فارسی پهلوی به معنی نیایش است و با یزد و یزدان و ایزد هم خانواده.

اگر از وبلاگ ما خوشتان آمد امتیاز دهید.  یزدان پشت و پناهتان!

Top Blog


آخرین ویرایش: جمعه 15 شهریور 1392 11:30

 

دم برنیار....

سه شنبه 6 آذر 1397 01:07نویسنده : سمیرا .

 
بادکنک

هر چه مصیبت را بپوشانی گنجت و عطایی که قرار است به تو بشود بزرگتر است.
اصلاً این مصیبت برای چه چیز آمده است؟
مصیبت می ­آید تا ظرف وجودی ما را بزرگتر کند. عطای بزرگی خدا برای ما در نظر گرفته، ظرفیّت روحی ما الان گنجایش آن عطا را ندارد. خدا یا باید از دادن آن عطا صرف‌نظر کند یا باید ظرف ما را بزرگ کند. ظرف بزرگ نمی­شود مگر در دل ابتلائات.
ابتلائات کِی ظرف ما را بزرگ می­کند؟ وقتی دم برنیاوریم.
بادکنک را وقتی باد می­کنند کِی بزرگ می­شود؟ وقتی سوراخ نداشته باشد؛ والاّ وقتی سوراخ داشته باشد شما از این طرف باد می­کنید از آن طرف بادش خالی می­شود و بزرگ نمی­شود.
وقتی شما پیش هر‌کس سفره­ ی دلت را باز می­کنی، از دست خدا و خوبان خدا درد دل و شکایت می­کنی که چرا چنین بلایی سر من آوردند؟ و نمی­ گویی که چه دسته گل­هایی آب دادی که این­طوری شد، فقط این طرف را می­گویی که خدا را محکوم­ کنی، مال این است که بادکنکت سوراخ دارد.
از این طرف بلا می­دهد از آن طرف خالی می­کنی. بگذارید بیاید، درش را ببند و ابراز و اظهار نکن تا ظرف وجودت بزرگ شود تا عطایی که خداوند برایت در نظر گرفته جا داشته باشی تحویل بگیری والاّ جا ندارد و تا زمانی که این­قدر بزرگ نشوی آن بلا ادامه دارد.
این هم یک نکته است که اگر بروی پیش این و آن بگویی بلا برطرف نمی­شود؛ چون آن بادکنک قرارست بزرگ شود. هر چه تو از آن طرف بادش را خالی کنی از این طرف دوباره بادش می­ کنند؛ چون قرار است بزرگ شود. اگر بخواهی بادش نکنند، باید چه­ کار کنی؟ باید این سوراخ را ببندی، دهانت را ببندی.
ابراز و اظهار نکنی آن وقت ظرفت بزرگ می­شود؛ همان­قدر که باید بشود می­شود و دیگر بادش نمی‌کنند و بلا برطرف می­شود و خدا آن بلا را متوقّف می­کند.
این بلا آمده است سازندگی خاصّی در ما ایجاد کند، وقتی آن سازندگی تحقّق پیدا کرد دیگر وجود آن بلا ضرورتی ندارد و خدا آن بلا را بر­می­دارد.

قسمتی از سخنرانی استاد طیب


برچسب ها: بلا ، مصیبت ، ابتلائات ، کتمان مصیبت ، سخنرانی های کوتاه و جالب ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 6 آذر 1397 01:13

 

کم کم دلم از این و از آن سیر می شود...

چهارشنبه 31 مرداد 1397 17:54نویسنده : سمیرا .

 
امام زمان


کم کم دلم از این و از آن سیر می شود

با نام مهربان تو تسخیر می شود

این روز ها مدام به این فکر می کنم

درباره ی من و تو چه تقدیر می شود

هر روز پشت پنجره می ایستم و بعد

اشکی که دانه دانه سرازیر می شود

این خواب ها که همسفر هر شب من است

یک روز مو به مو همه تعبیر می شود

ابر بهارم یابن الزهرا

تا کی ببارم یابن الزهرا

ای اخرین مسافر دنیا کجایی

ای یوسف صحرایی زهرا کجایی

شاها نظر به ما کن ، لطفی بر این گدا کن

در یک قنون وترت آقا ما رو دعا کن

یابن الجسن کجایی .. یابن الحسن کجایی.. یابن الحسن کجایی

دلم هوای دیدنت کرد

یا طلعه الرشیده برگرد

ای روشنی بخش دلم تو آفتابی

کی می شود بی پرده بر دنیا بتابی


آخرین ویرایش: چهارشنبه 31 مرداد 1397 17:56

 

بهار تن یا بهار جان؟؟!

یکشنبه 27 اسفند 1396 16:56نویسنده : سمیرا .

 
بهار، طبیعت، گل های بهار


سال جدید در سرزمین ما با بهار طبیعت آغاز می‌شود که حسن انتخابی است. منتهی بارها خدمت عزیزان عرض کرده‌ایم؛ این­که ما جشن بگیریم؛ جشن و شادی در مورد انسان به چیزی برمی‌گردد که تأثیر مثبتی در مقامات انسانی او داشته باشد و عمدتاً نتیجه‌ی یک انتخاب درست، یا یک تلاش موفّق و منتج به نتیجه باشد. شادی کردن و جشن گرفتن در چنین شرایطی جا دارد و منطقی است؛ والاّ در این­که طبیعت شکوفا شده است؛ جز این­که انسان نظاره‌گر قدرت خدا باشد و آثار رحمت الهی را بنگرد و به یاد خدا بیفتد، چیزی برای جشن گرفتن نیست. اگر بهار تن با بهار جان توأم شد و نگاه به طبیعت ما را به ماوراء طبیعت رهنمون شد و شکوفاییِ در طبیعت ما را به فکر شکوفا شدنِ مقامات انسانی در خودمان فرو برد، آن موقع است که می‌شود گفت بهار جان هم آغاز شده است. امروز به سبزه‌زارها، باغ‌ها و دشت‌ها نگاه می‌کنیم و جلوه‌های شکوفایی طبیعت را می‌بینیم و هر یک از اینها با ما سخن می‌گویند.

هر شکوفه که شکفته، هر گل که خندیده و عطر و رنگ زیبای خود را در معرض دید قرار داده و هر میوه که به ثمر نشسته است، همه به ما انسان‌ها تذکّر می‌دهند که چه شکوفایی در تو اتّفاق افتاده است؟

منِ گیاه تاب نیاوردم در زیر خاک به سر برم؛ خاک را شکافتم؛ سر از خاک بیرون آوردم. تو تا کی می‌خواهی اسیر عالم خاک باشی؟

آیا تصمیم نداری خاک را بشکافی و سر از ملکوت و عوالم بالاتر درآوری؟ آیا می‌خواهی همیشه در عالم حیوانیّت و طبیعت اسیر بمانی؟ این همه استعداد در نهاد تو قرار داده شده است؛ آیا نمی‌خواهی به شکوفایی آنها بپردازی و کمالات انسانی را در خود به ثمر بنشانی و میوه‌های افکار و اخلاق و رفتار فاضله‌ی انسانی را در وجود خود به ثمر برسانی؟ همه‌ی طبیعت با ما سخن می‌گوید.

اگر پیام بهار طبیعت را شنیدیم و برای بهار جان در ما مقدّمه‌ای شد، در آن صورت عید خجسته‌ای است؛ به‌راستی عید است؛ یعنی به خود برگشته‌ایم؛ عود کرده‌ایم. آن موقع است که شایسته‌ی شادمانی کردن و جشن گرفتن است. امیدواریم آغاز سال جدید برای ما این­گونه بوده باشد و مبدأ یک شکوفایی و تحوّل و حیات و تکامل در وجود ما و در روحیّات و رفتارها و خلقیّات ما باشد.


مهدی طیب بهار 92

http://www.ahlevela.com




آخرین ویرایش: یکشنبه 27 اسفند 1396 17:01

 

اَكْثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَاِنَّ ذٰلِکَ فَرَجُکُمْ...

دوشنبه 25 دی 1396 22:35نویسنده : سمیرا .

 
گل نرگس

یکی از ابعاد انتظار دعاست؛ طلب فرج برای حضرت است. خود حضرت فرمودند:
اَكْثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَاِنَّ ذٰلِکَ فَرَجُکُمْ؛[1] فراوان دعا کنید برای زودتر شدن فرج؛
چرا که فرج خود شما در همین دعاست! فرج خود شما در این دعاست!
یعنی ما نیاز به فرج داریم؛ حضرت که مشکلی ندارند.
با دعای فراوان، ما از آن محجوبیّت، از آن مهجوریّت و محرومیّتی که الآن مبتلا هستیم نجات پیدا می­ کنیم


[1]. صدوق، کمال‌الدّین‌، ج 2، ص 485 و مجلسی‌، ‌بحار‌الانوار،‌ ج 52‌،‌ ص 92‌.


قسمتی از سخنرانی استاد مهدی طیب

http://www.ahlevela.com


برچسب ها: اَكْثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَاِنَّ ذٰلِکَ فَرَجُکُمْ ، فرج ، انتظار ، امام زمان ارواحنافداه ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 25 دی 1396 22:40

 

توقع نداشته باش..... التماس تأمل

دوشنبه 25 دی 1396 22:27نویسنده : سمیرا .

 
مرد تنها


در سبك زندگی اسلامی توقع نداشتن ازخلق نقش بسیار مهمی دارد.

روایت میفرماید:تمام خیردر قطع توقع ازخلق است .

ما گاهی از افراد توقع داریم فلان امر را بداند، فلان خدمات رابرساند، فلان میزان محبت را بكند،

فلان رسیدگی مادی راداشته باشد واین توقعات گاه از همسر است ،گاه از فرزند است گاه از پدر ومادراست ،گاه از دوستان است، گاه از معلم وشاگرد است و همگی آنها مذموم ومورد نهی واقع شده

زیرا با ایاك نستعینی كه هر روز درنماز بارها وبارها تكرار میكنیم منافات دارد.

وقتی ما ازخلق توقع داریم ،خدای معین اعانتش را برمیدارد ونشاط وشادابی از زندگی مارخت برمی بندد.

انسان گاهی از مردم توقع شعور وفهم دارد ومیگوید چرا فلان حرف مرا نمیفهمد اما وقتی قرار است توقع از خلق منتفی گردد همین مقدار را هم نباید انتظار داشت.

 برگرفته از : http://www.emamraoof.ir



برچسب ها: توقع داشتن از دیگران ، انتظار داشتن ، مطالب ناب ، تمام خیردر قطع توقع ازخلق است ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 25 دی 1396 22:32

 

باب الحسین....

چهارشنبه 24 آبان 1396 19:41نویسنده : سمیرا .

 
حرم حضرت عباس علیه السلام


سقای دشت کربلا...

عبّاس كه نام اصلی حضرت اباالفضل علیه­ السّلام است، طبق حروف ابجد، عددش 133می‌شود؛

باب الحسین را هم طبق حروف ابجد حساب كنید، آن هم 133می­شود؛

لذا عبّاس علیه السلام باب الحسین است.

خب، عبّاس باب الحسین است؛ باب الحوائج هم هست.

 پس هر وقت همه­ ی حاجتت حسین شد؛ می­ توانی به عبّاس علیه السلام رو بیاوری.

 وقتی که جز خود امام حسین علیه­ السّلام، هیچ چیز دیگر نخواستی،
آن­وقت سراغ اباالفضل علیه‌السّلام برو؛ آنوقت سراغ عبّاس برو؛ وقتی هیچ چیز دیگر نخواستی.

قسمتی از سخنرانی استاد طیب دی ماه 89


برچسب ها: حضرت عباس علیه السلام ، امام حسین علیه السلام ، باب الحسین ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 24 آبان 1396 19:50

 

مرا هم بخوان با نگاهت....

پنجشنبه 11 آبان 1396 00:13نویسنده : سمیرا .

 
حرم امام حسین علیه السلام، خیمه گاه


اگر چه اسیر گناهم/ مرا هم بخوان با نگاهت
كه این سو و آن سو نمانم/ بیایم سوی خیمه گاهت
مرا هم گرفتار خود كن/ كه از مهر تو پر شود دل
كه از هرچه جز با تو بودن/ پشیمان شود، حر شود دل
خوشا جان و دل را/ به كوی تو بردن
خوشا دل سپردن/ خوشا سر سپردن

(یاحسین یابن الزهرا)

خوشا خون آن عاشقانی/ كه در راه تو بر زمین ریخت
خدا خونبهایش شد آن دم/ كه با خون پاك تو آمیخت
خوشا چون "حبیب" از محبت/ به شوق تو از جان گذشتن
خوشا چون "سعید" از سعادت/ شهید نماز تو گشتن

شاعر: مهدی سیار


برچسب ها: اربعین ، جامانده ها ، متن شعر اگر چه اسیر گناهم ، مرا هم بخوان با نگاهت ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 11 آبان 1396 00:17

 

آیا ما از عاشورا به اَربعین رسیدیم؟

شنبه 6 آبان 1396 20:31نویسنده : سمیرا .

 
پیاده روی، اربعین

عجب حال و هوایی/ عجب شور و صفایی/ بازم دارم میشم کرب و بلایی

دلم شده خدایی/ با این عشق ولایی

قدم قدم میرم تا که ببینم/ دو گنبد طلایی

دعام شده اجابت/ شدم دوباره دعوت/ به امید شفاعت/ دارم میرم زیارت

تو این مسیر میگم با دل شیدا

ابد والله ما ننسی حسینا

.

.

.


از نظر تقویم زمان می­گذرد. بالاخره روزها از عاشورا فاصله می­گیرند؛

تا به اَربعین می­رسند.

امّا آیا ما از عاشورا به اَربعین رسیدیم؟

 آیا سیر «مِنَ الحُسَینِ إلَی الحُسَینِ»  را طِی کردیم؟

آیا در این سیر باطنی، در باطنمان به ملاقات حقیقت حسینی نائل شدیم؟

مهم این است.


قسمتی از سخنرانی استاد مهدی طیب در اربعین

http://www.ahlevela.com





برچسب ها: اربعین ، شعر در مورد پیاده روی اربعین ، شعر ابد والله ما ننسی حسینا ، متن قشنگ ،
آخرین ویرایش: شنبه 6 آبان 1396 20:38

 

تعداد کل صفحات ( 65 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...
 
>

خرید ساعت مچی

|

ساخت كد آهنگ و موسیقی