شاید

دوشنبه 18 شهریور 1392 06:03نویسنده : زهرا .

 
 چنینم
                                                                      



نمی فهمم کجایش خنده دارد!
می گویند چرا سر جانماز چایی می خوری؟
چرا زیر لحاف قرآن می بری؟
مث اینکه چلی!
می گویم مگر در کافی شاپ چایی نمی خورید؟
مگر نامۀ محبوبتان را بغل نمی کنید؟
مث اینکه خُلید!
من شاید نه خلم نه چل فقط ابلهم شاید
«پر پرواز ندارم
اما
دلی دارم و حسرت درناها»

برچسب ها: پرواز ، قرآن ، نماز ، حسرت ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 18 شهریور 1392 00:11

 
دوشنبه 18 شهریور 1392 15:17
خنده هایت قند است
چای هم آماده است
چای با طعم خدا
بوی آن پیچیده
از دلت تا همه جا
عرفان نظر آهاری
زهرا .
جانا سخن از زبان ما میگویی
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات