چرا امروزم با دیروز فرق نمی کنه؟!؟

سه شنبه 1 مهر 1393 21:57نویسنده : سمیرا .

 


ظاهرا ما می گوییم دنیا چیست و از این حرف ها می زنیم. اما محبّت مان به دنیا خیلی عمیق است. خیلی.
اگر این محبّت عمیق بخواهد از دل آدم دربیاید، آدم باید خیلی کار کرده باشد و زحمت کشیده باشد.
یک حرفی عرض کنم و بعد این حرف تمام شود. فرمودند ریشه تمام بدی ها و گناهان هم محبّت دنیاست.
اگر این را کنده باشی، چه می شود؟ راحت می شوی. تازه نفس می کشی. می توانی یک نماز بخوانی.
شاید برای همه ما اینگونه بشود یک روز می گذرد و تمام روز هیچ گناهی نکرده ایم. اصلا هیچ گناهی پیش نیامده.
مثلا روز در خانه تنهایی. صبح که از خواب بیدار شدی تنهای بودی و خودت صبحانه درست کردی و خوردی و تمام روز که در خانه بودی هم یک کاری داشتی. مثلا بنده کار دارم. می نشینم مطلب می نویسم. خب پس مناسبت هیچ گناهی پیش نیامد دیگر. تا ظهر.
اما نماز ظهر امروز را همانطور می خوانم که دیروز خواندم.
معلوم می شود یک ریشه عمیق تری دارد. گناه نمی گذارد انسان نماز بخواند.
اگر انسان گناه کند، نمی تواند درست نماز بخواند. نماز که می گوییم منظور هیکل نماز نیست.
هیکل نماز را می شود خواند. مگر اینکه خیلی گناه کند که حتی جسم نماز را هم از آدم بگیرند.
اما انسان با گناه نمی تواند به روح نماز برسد. من هیچ گناهی نکرده ام. چرا امروزم خیلی با دیروز فرق نمی کند.
یا هیچ فرقی نمی کند یا خیلی فرق نمی کند. معلوم می شود یک چیز عمیق تری وجود دارد. آقا تا این که عمیق تر است حل نشود، آن وقتی که می خواهند مرا ببرند، سخت می شود. جدی است ها آقا.


آقای جاودان http://www.javedan.ir

برچسب ها: حب دنیا ، موانع نماز باطنی ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 1 مهر 1393 22:05

 
جمعه 4 مهر 1393 20:47
سلام. به نظر منم خیلی قشنگ بود. ممنون از شما
جمعه 4 مهر 1393 09:45
سلام ممنون خیلی قشنگ بود.

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات