لذّت واقعی...

چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394 00:17نویسنده : سمیرا .

 
یاد خدا


بعضی از علمای اخلاق اصلاً تردید کردند که لذّت واقعی در جنبه ­های طبیعی وجود داشته باشد.
 
آنها حرفی دارند که قابل اعتنا هم هست. می­گویند: در حقیقت لذّت در این جنبه­ های طبیعی نیست،

وقتی انسان رنج و المی را متحمّل شده است، وقتی آن رنج و الم برطرف می­شود، احساس نوعی لذّت می­کند؛

والاّ لذّت مستقلی وجود ندارد. مثال می­زنند: این غذای خوشمزه ­ای که تو خوردی و اینقدر به تو چسبید و گفتی به ­به!

عجب غذای خوشمزه ­ای، همه برای گرسنگی قبل آن است. این خواب نازی که کردی و بیدار شدی و گفتی به­ به!
 
خوابی دلنشین و دلچسب بود و همه­ برای خستگی قبل آن بود.

یعنی یک تعادل بیولوژیک در بدن انسان بهم خورده است و وقتی دو مرتبه به تعادل برمی­گردد،

یک احساس راحتی می­کند که اسمش را لذّت گذاشته است.


حتّی لذایذ جنسی هم، لذّت مستقلی نیستند. یک تعادل بیولوژی بهم خورده است،

یعنی هورمونی داخل خون ترشّح شده و یک عدم تعادل به وجود آمده،

که در اثر آن عدم تعادل، یک نوع تشنگی نسبت به مسائل جنسی در فرد ظهور می­کند

 و با فرو نشاندن آن تشنگی، احساس
 یک لذّت می­­کند.

بعضی وقت­ها من می­بینم که مثلاً به کسی این حالت دست داده که در اثر آن می

گوید من عاشق شدم!

آنقدر لجم می­­گیرد که واژه­ ی عشق را در این موارد بکار می­برند. خیلی ظلم و جفاست الحق.

 این تشنگی جسمی ­یی است که در بدن انسان در اثر یک عدم تعادل ایجاد شده است، نه عشق.

عشق حتّی در جنبه­ های انسانی پدیده­ ی لطیف و بسیار مقدّس و والایی است.

یعنی وقتی دو انسان عاشق هم شوند، عشق خیلی چیز زیبا و بزرگی است، حتّی در عالم مجاز.

این یک نوع کشش و تشنگی جسمانی و طبیعی است و دلیل اینکه عشق نیست هم این است که عاشق را  دست من بدهید تا یک آمپول

هورمون مخالف به او تزریق کنم که آنچنان یخ کند و بیفتد آن طرف و عشق و عاشقی از سرش بپرد!

عشق و عاشقی­ یی که با یک آمپول از سر فرد می­پرد، عشق نیست. اگر این عشق است که حیوان­ های نر و مادّه همه عاشق هم هستند.

چیزی که ذاتاً لذیذ باشد،
... لطفاً روی ادامه ی مطلب کلیک کنید

هرچه انسان بیشتر استفاده کند، بیشتر لذّت می­برد. امّا شما این غذای خوشمزه­ ای که خوردید و می­ گویید عجب لذیذ و لذّت بخش بود،

وقتی که کاملاً خوردید و سیر شدید، من بگویم یک پرس دیگر هم از این غذا بیاورید ایشان میل کنند، شما می­ گویید میل ندارم!

می­گویم: مگر نگفتی خیلی خوشمزه و لذّت­بخش بود؟ پس من دلم می­خواهد شما لذّت بیشتری ببرید و یک پرس دیگر هم بخورید.

می­ گویید: آقا نمی­خواهم! اگر هم مجبورتان کنم که به زور بخورید، رنج می­کشید و می­خورید.

این نشان می­دهد که لذّت در دل این نیست. آن خوابی که گفتی لطیف بود، الآن که خوابیدی و خستگی شما کاملاً در رفت، من دلم میخواهد شما بیشتر لذّت ببرید و یک چهار یا پنج ساعت دیگر هم بخوابید؛ می­گویید آقا خوابم نمی­آید.

می­گویم: نه؛ این که لذیذ است، پس لذّت بیشتری ببر! چیزی که ذاتاً لذیذ است، هرچه انسان بیشتر استفاده کند، لذّت بیشتری می­برد و این

نشان می­دهد که در خود این خواب و این غذا لذّت نبود. لذّت بخشی اینها، مال آن گرسنگی، خستگی و خواب آلودگی قبل از آن بود. لذا

الآن که دیگر گرسنه نیستید، الآن که دیگر خوابت نمی ­آید و خسته نیستی، دیگر نه آن خواب برای تو لذّت بخش است و نه آن غذا.

پس لذّت در ذات آن غذا و خواب نیست.

بنابراین، بر اساس این دیدگاه لذّت واقعی اصلاً در جنبه­ های طبیعی وجود ندارد. رفع رنج و الم است که یک راحتی به انسان می­دهد و

انسان اسم آن را لذّت گذاشته است.

لذّت حقیقی، لذّتی است که هر چه بیشتر انسان از آن بهره بگیرد، بیشتر لذّت ببرد و وقتی که انسان با آن لذّت­ ها آشنا می­شود، از لذّت­های طبیعی اصلاً رنج میکشد.

به اولیا خدا نگاه کنید؛ امیرالمؤمنین علیه السلام از صبح تا شب در میدان جنگ، در گرمای عربستان، در خاک و خل  صحرا، عصر تا غروب شمشیر زده، چقدر انسان خسته می­شود؟ و در طول جنگ هم، جراحت­های متعدّدی به پیکرش وارد شده؛ ولی اکنون که شب شده و جنگ تا فردا صبح متوقّف شده، به عبادت ایستاده است.  یک فرد معمولی در چنین شرایطی آرزویش چیست؟ غیر از این است که یک گوشه پیدا کند و یک دقیقه بخوابد؟ علی علیه السلام از ذکر و مناجات خدا، چه لذّتی می­برد که پس از این جنگ سنگین و دشوار، الآن که جنگ متوقّف شده، تا دم صبح در خلوت مناجات و راز و نیاز با خدا به سر می­برد. چه لذّتی می­برد که لذّت خواب و استراحت در مقابل آن رنگ باخته است؟!

استاد طیّب

http://www.ahlevela.com


برچسب ها: لذّت های طبیعی ، عشق ، عشق حقیقی ، لذّت حقیقی ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394 00:29

 

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic