حاضری جایت را با من عوض کنی؟

دوشنبه 12 مرداد 1394 14:06نویسنده : سمیرا .

 
ماجرای خادم امام صادق علیه السلام


روایت شده امام ­صادق علیه السلام خادمی داشت که كارهای شخصی حضرت را انجام می‌داد، وضع مالی زندگیش خوب نبود،

خیلی لنگی و كاستی داشت. همسرش هم خیلی غُر می‌زد كه این چه وضع زندگی است، هیچ چیز نداریم.

یك­بار یكی از شیعیان حضرت به دیدن حضرت آمد كه تاجر طراز اوّل و انسان متموّلی بود.

بعد از اینكه با حضرت دیدار كرد، قبل از اینكه خانه‌ی حضرت را ترك كند، خادم را كنار كشید

و به او گفت حاضری جای خود را با من عوض كنی؟ بیا همه‌ی ثروتم را به اسم تو می­كنم،

تو منصب خدمتكاری خانه‌ی امام­ صادق علیه السلام را به من بده. لباس گران­قیمتم را هم از تنم درمی‌آورم و می‌دهم تنت كن.

تو هم لباس كرباس كهنه‌ی تنت را دربیاور و به من بده.

این بنده‌ی خدا كه خیلی فقر كشیده بود و سرزنش‌های خانمش هم فشار آورده بود، نگفت نه.

گفت بگذار به تو خبر می­دهم. ظاهراً خدمت امام­ صادق علیه السلام رفت و عرض كرد فلانی كه خدمت شما آمده بود

چنین پیشنهادی به من كرد، شما چه می‌فرمایید؟ چه باید بكنم؟

حضرت هم برای اینكه خود فرد به تشخیص برسد و قدر چیزی كه الآن دارد را بفهمد، نگفتند ضرر می‌كنی.

فرمودند هر طور میل خودت است عمل كن، مانعی ندارد.

بعد از اینكه از حضرت اجازه گرفت، سراغ مرد ثروتمند آمد و گفت: حاضرم عوض كنم.

گفت لباست را درآور تا من هم لباسم را درآورم و با هم عوض كنیم و جایمان عوض شود.

تا آمد لباس نوكری را از تنش درآورد یك­دفعه ناله و فریادی زد و گفت نه به هیچ قیمت حاضر نیستم این كار را بكنم.

من لباس نوكری امام ­صادق علیه السلام را از تنم دربیاورم و به جایش مال دنیا و پول و ثروت بگیرم؟

پول و ثروت به چه دردی می‌خورد؟

یعنی امام­ صادق علیه السلام كاری كرد كه خودِ این فرد قدر چیزی كه خدا به او داده است را بداند.

بفهمد چیزی كه خدا به او داده چقدر ارزش دارد.


استاد طیّب

http://www.ahlevela.com


برچسب ها: ماجرای خادم امام صادق علیه السلام ، محبت اهل بیت علیهم السلام ، شکرگزاری برای نعمت ها ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 12 مرداد 1394 14:13

 

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic