بیا یه بار هم که شده این جوری بریم زیارت...

چهارشنبه 21 مرداد 1394 12:54نویسنده : سمیرا .

 



سال ها قبل یکی از رفقا به سرغم آمد که با هم به مشهد مشرّف شویم. گفتم من کار دارم، شما بروید،

من هم ان شاء الله چند روز دیگر در مشهد به شما ملحق می شوم.

چند روز بعد من هم به مشهد مشرّف شدم، ولی به محض اینکه نزد او رفتم

با خلق تنگ به من گفت: حالا می آیی؟

گفتم مگر چه شده؟

گفت : چه می خواستی بشود؟!

فهمیدم در زیارت حضرت حالات سفرهای گذشته اش را نداشته است.

به او گفتم: خوب حضرت رضا علیه السلام حق ندارد بگوید

 شما خنده هایتان را می برید جاهای دیگر و گریه هایتان را می آورید پیش ما؟

 او زد زیر خنده. تا خندید گفتم این خنده را بر لبت حفظ کن و با همین حال برو حرم یک طواف بکن.

رفت وقتی بازگشت، دیدم خُلقش باز شده و به خواسته اش رسیده است.

سعی کنید وقتی به زیارت ائمّه مشرّف می شوید، با خُلق باز و دل راضی و خشنود از خدا وارد حرم شوید.

مهدی طیّب، مصباح الهدی، ص 314


برچسب ها: امام رضا علیه السلام ، مطالب کوتاه و قشنگ درباره ی زیارت امام رضا علیه السلام ، سخنان بزرگان ، سخنان حاج محمد اسماعیل دولابی ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 21 مرداد 1394 15:28

 
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic