ردّوه هذا رجل صابونی!!

جمعه 23 مرداد 1394 11:41نویسنده : سمیرا .

 
رجل صابونی


نقل شده است شخصی سال‌ها آرزوی دیدار امام زمان7 را در دل می‌پروراند

تا اینکه سرانجام به او مژده رسید که اجازه‌ی تشرّف یافته است.

ازاین‌رو برای دیدار آماده شد و به راه افتاد تا اینکه دربین راه‌، باران شدیدی گرفت

و او که شغلش صابون‌پزی بود و صابون‌هایش را برای خشک شدن در معرض آفتاب قرار داده بود‌،

ناگهان به یاد صابون‌هایش افتاد که مبادا زیر باران نابود شوند.

تا این فكر به ذهنش خطور کرد‌‌،

ندایی آمد که‌: رُدّوه‌؛ رُدّوه‌؛ هذا رَجُلٌ صَابُونِی:

او را بازگردانید‌؛ بازگردانید كه دل به صابون سپرده است‌!

بنابراین تا دل در گروی غیرخدا باشد‌، راهی به‌سوی حجّت خدا نخواهد بود.

هرگاه شخص آماده‌ی زمین گذاشتن غیر خدا شود راه لقاء برایش باز خواهد شد.

لازم نیست همه‌چیز را دور بیندازد؛

بلکه آمادگی ترک آنها را داشته باشد و به چیزی چسبندگی نداشته باشد.

نشانه‌اش این است که اگر همه‌ی داراییش را از وی ستاندند‌، جزع و فزع نکند.

این همان استعداد للموت است و

موت‌، راه لقاء است.


استاد طیّب


http://www.ahlevela.com




برچسب ها: ملاقات با امام زمان ارواحنا فداه ، ماجرای رجل صابونی ،
آخرین ویرایش: جمعه 23 مرداد 1394 11:48

 
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic