دیو و دلبر

سه شنبه 2 مهر 1392 21:41نویسنده : زهرا .

 


دیو را می شناسم
همان کوچک مجهول که از تصویر خویش می هراسد
همان که تا دهان باز می کند، هول و تلخی، و تندی گزندۀ تاریکی بیرون می زند
همان که در غار شب، تا صبح سنگین و بی حیات می خسبد
همان که وارونه کار است، همه کارش ناتمام است
همان که دست و دلش هر یک به سویی می رود

دیو را خوب می شناسم
کافی است شهامت داشته باشم در آینه نگاه کنم
می دانی دلبرم! بر دیو ترحم می کنم دلداریش می دهم
می  دانم روزی خواهی آمد، درون آینه پا خواهی گذاشت
و دیو در استحالۀ شگفت نور و تاریکی دلبری خواهد شد.
می دانم زود خواهی آمد.

«محبّت کارش تغییر دادن و رنگ زدن است. مگر نمی بینی آن کسی که دوستش داری، اخلاق و رفتار تو را عوض کرده و تو مانند او شده ای؟ موالیان ما، ما را با محبّت خود رنگ الهی می زنند».

حاج آقا دولابی رضوان الله علیه




برچسب ها: محبت ، رنگ الهی ، اخلاق ، حاج آقا دولابی ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 2 مهر 1392 23:34

 
شنبه 17 مرداد 1394 19:52
سلام علیکم
پروردگارا ...
بجایی که اولیاءت گویند ...
( اعوذ بک من شر النفس )
شرمسارم اگر نگویم ...
( اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا )
وای بر من اگر ان دیو
خودم باشم
وسلام
چهارشنبه 3 مهر 1392 15:02
این قسمت رو خیلی دوست داشتم:در آینه نگاه کنم
می دانی دلبرم! بر دیو ترحم می کنم دلداریش می دهم
می دانم روزی خواهی آمد، درون آینه پا خواهی گذاشت
و دیو در استحالۀ شگفت نور و تاریکی دلبری خواهد شد.
می دانم زود خواهی آمد.
زهرا .
ممنون سمیرا جان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic