برخی اولیای خدا (مرحوم سیّد جلال تناوش)....

چهارشنبه 13 آبان 1394 12:49نویسنده : سمیرا .

 


مهندس ما (مرحوم سیّد جلال تناوش) انسان بزرگی بود. هر چه رفیق خوب بود، در نجف قدم زد و همه را ملاقات کرد.
در صله‌ی رحم هیچ کس را ندیدم از او موفّقتر باشد.
حقّ هر کس را درست ادا میکرد و خیرش به همه میرسید.
اوایل انقلاب پنج سال از کارش کنار بود و در خانه نشسته بود و با زنش (دختر مرحوم آیتالله انصاری همدانی) خوراکشان نان و پنیر بود و میگفت میخواهم ببینم خدا با من چه کار دارد که مرا در خانه نشانده است.
مرحوم پدرش (سیّد محمّدرضا تناوش) تعریف میکرد وقتی به دنیا آمد،
او را به زیر آسمان بردم و اذان و اقامه به گوشش خواندم و به خدا عرض کردم خدایا این را علیی کن.
در دوران جوانی‌اش بیست سال در خارج از کشور بود؛ اوایل هندوستان، بعد هم آمریکا.
 
در این دوران نه نمازی و نه قرآنی. امّا وقتی بازگشت، به پای منبر آقاسیّد محمّدحسین (حسینی تهرانی) در مسجد قائم کشیده شد و از آنجا با مرحوم حاجآقا عبدالحسین معین شیرازی آشنا شد و با ایشان خدمت مرحوم آیتالله انصاری همدانی رسید و داماد ایشان شد و به کمال رسید.
دیدم حضرت علی علیه السّلام کار خودش را کرد و دعای پدر در حقّ او مستجاب شد.
 
با اینکه وقتی به ایران آمد، در رشتهی مهندسی نسّاجی جزء یکی دو نفر اوّل کشور بود و او را برای استادی به دانشگاه(پلی‌‌تکنیک) بردند و خیلی از مقامات بالای دستگاه آن روز میخواستند او را به طرف خود بکشانند، ولی او راه دیگری را انتخاب کرد و تا پایان ادامه داد. هنگامی هم که از دنیا رفت، از ثروت ظاهری هیچ نداشت..


مهدی طیّب، مصباح الهدی، ص 255.

برچسب ها: اولیای خدا ، سید جلال تناوش ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 13 آبان 1394 13:03

 
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic