من فقط یک کمی خاک بودم...

چهارشنبه 10 شهریور 1395 14:27نویسنده : سمیرا .

 
پرواز، دختر تنها، عکس های فانتزی



سالها پیش از این ؛  زیر یک سنگ گوشه ای از زمین

من فقط یک کمی خاک بودم همین

یک کمی خاک که دعایش پر زدن آن سوی پرده آسمان بود

آرزویش همیشه دیدن آخرین قله ی کهکشان بود

خاک هر شب دعا کرد

از ته دل خدا را را صدا کرد

یک شب آخر دعایش اثر کرد

یک فرشته تمام زمین را خبر کرد

و خدا تکه ای خاک را برداشت  

آسمان را در آن کاشت

خاک را توی دستان خود ورز داد

روح خود را به او قرض داد

خاک توی دست خدا نور شد

پر گرفت از زمین دور شد

راستی من همان خاک خوشبخت

من همان نور هستم

پس چرا گاهی اوقات اینهمه از خدا دور هستم!

عرفان نظر آهاری


برچسب ها: خدا ، سالها پیش از این زیر یک سنگ گوشه ای از زمین ، مطالب کوتاه و قشنگ ، عرفان نظر آهاری ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 10 شهریور 1395 14:36

 
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات