بر خویشتن بگرییم

یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 16:44نویسنده : زهرا .

 


چون گنهکاران امّت محمّد6 را بر لبۀ دوزخ آورند و چشمشان بر آتش افتد گویند:

ای مالک دوزخ آیا اجازه میدهی بر خویشتن بگرییم؟ پس آنقدر میگریند که خون از دیدگانشان جاری میشود. مالک میگوید: چه نیکو بود اگر این گریه ها در دنیا و از ترس خدا میبود و اگر چنین بود امروز طعمۀ آتش نمی شدید پس به نگهبانان دوزخ میگوید آنها را در آتش افکنید! پس آتش آنها را فرامیگیرد... مالک میگوید: صورتهای آنها را نسوزان که چه بسیار این چهره ها برای خدا سجده کرده اند و دلهای آنها را نسوزان که بسیار در ماه رمضان تشنگی برده اند و آنها فریاد میزنند: یا ارحم الرّاحمین! یا حنّان و منّان!...

پس خداوند به جبرئیل میگوید: گنهکاران امت محمّد6 چه میکنند؟ ... برو ببین در چه حالی هستند... آنها جملگی فریاد میزنند: ای جبرئیل سلام ما را به محمّد6 برسان و بگو گناهان ما بین ما و تو جدایی افکند... پس پیامبر نزد عرش خدا می آید و به سجده می افتد و ثناء او میگوید... خطاب میرسد: شفاعتت را دربارۀ آنها پذیرفتم پس به دوزخ برو و هرکه را لا اله الا الله میگوید خارج کن...

آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی، اسرار الصلاه، ص 219-221



آخرین ویرایش: - -

 

درد بی درمان

یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 13:13نویسنده : سمیرا .

 
به قول شیخ بزرگوار ما شیطان سگ درگاه خداست.

اگر کسی با خدا آشنا باشد به او عوعو نکند و او را اذیّت نکند .

سگ در خانه آشنایان صاحبخانه را دنبال نکند .

شیطان نمی گذارد کسی که آشنایی  با  صاحبخانه ندارد، وارد خانه شود.

پس اگر دیدی شیطان با تو سر کار دارد بدان کارهایت از روی اخلاص نیست و برای حق تعالی نیست.

اگر شما مخلصید، چرا چشمه های حکمت از قلب شما به زبان شما جاری نشده با اینکه  چهل است به خیال خود قربة الی الله عمل می کنید؟

با اینکه در حدیث وارد است:

« کسی که اخلاص ورزد از برای خدا چهل صباح، جاری گردد چشمه های حکمت از قلبش به زبانش
»

پس بدان اعمال ما برای خدا نیست و خودمان هم ملتفت نیستیم و درد بی درمان همین جاست.1


1. امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص 52.

برچسب ها: اخلاص ، امام خمینی ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 23:37

 

میان ماندن و رفتن

چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 22:52نویسنده : زهرا .

 





میان
ماندن و رفتن حکایتی کردیم
که آشکارا در پرده ی کنایت رفت

مجال ما هم این تنگ مایه بود و دریغ
که مایه خود همه در وجه این حکایت رفت!


آخرین ویرایش: شنبه 27 اردیبهشت 1393 00:03

 

جفا ...

سه شنبه 23 اردیبهشت 1393 21:17نویسنده : سمیرا .

 

ما در حقّ امامانمان جفاكاریم.

اكثر ما نه آنها را آن چنان كه باید می شناسیم

نه از تعلیماتشان آن گونه كه لازم است آگاهی داریم و نه بر فرض آگاهی، آن چنان

كه لازم است تبعیت می كنیم.


ادامه مطلب
برچسب ها: پیروی از امامان ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 23 اردیبهشت 1393 21:18

 

روا مباد که ارباب جز تو بگزینم ...

دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 21:02نویسنده : سمیرا .

 

 

به ذره گر نظر لطف بوتراب کند      به آسمان رود و کار آفتاب کند

 

روز پدر خودمان را به امیرالمؤمنین علیه السلام هدیه کنیم بگوییم:

یا امیر المؤمنین! شما خود ما را قبول کنید.

روز تولّد امیر المؤمنین علیه السلام از ایشان چیزی نخواهیم.

می گوید: یا امیرالمؤمنین! به ما چیزی بده. روز پدر که از پدر چیزی نمی گیرند!

روز پدر به پدر هدیه می دهند. خودمان را هدیه کنیم.

بگوییم: خودمان، همه چیزمان، همه ی هستی مان مال شما. 

عرضه بداریم:

یَا مَنْ‏ یَقْبَلُ‏ الْیَسِیرَ : ای مولایی که هدیه های کوچک را می پذیری

وَ یَعْفُو عَنِ الْكَثِیرِ : و خطاکاری، اشتباه کاری و خلاف کاری های بسیار را مورد عفو قرار می دهی

اقْبَلْ مِنِّی الْیَسِیرَ: این وجود کوچک و بی ارزش را از من قبول کن

وَ اعْفُ عَنِّی الْكَثِیرَ : بی ادبی ها، جسارت ها و کاستی های مرا بر من ببخش.

إِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ2: چرا که تو بخشنده و مهربانی.

1. قسمتی از سخنرانی استاد طیب رجب 1434.

2. مجلسی، بحار، ج 78، ص 233.


برچسب ها: میلاد ، امام علی علیه السلام ، استاد طیب ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 21:02

 

قد افلح المؤمنون

یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 23:18نویسنده : زهرا .

 

فاطمه‌ بنت­ اسد3 روبروی کعبه ایستاد و سرش را به­ آسمان بلند کرد: ... خدایا! به حقّ خانه­ کعبه و کسی که آن را بنا کرد و به­ حقّ فرزندی که در رحم دارم و با من سخن می­گوید ،و  یقین دارم یکی از آیات و راهبران راه تو خواهد بود درخواست می‌کنم که به دنیا آوردن این فرزند را بر من آسان گردانی.

عبّاس بن عبدالمطلب و یزید­بن ­قَعنَب گفتند: دیدیم کعبه از پشت ( نقطه‌ی مقابل در کعبه ) شکافته شد. و فاطمه3 وارد کعبه و از دیدگان ما مخفی شد. سپس دیوار دوباره به ­هم ­چسبید.... و فاطمه­­3 سه روز درون کعبه ماند. در طول این سه روز اهل مکّه در بازار، و زن­های مکّه هم در پوشش­ها و سراپرده‌هایشان راجع به این ماجرا با هم حرف می­زدند.

بعد از سه روز دوباره دیوار خانه­ کعبه از همان محلّ باز شد. فاطمه‌بنت‌اسد3 درحالی­­که علی 7 را در دست­ داشت، از کعبه بیرون آمد. سپس خطاب به مردمی که در مسجدُالحرام بودند، فرمود: ای گروه مردم! خدای عزّوجلّ مرا از بین خلق خود انتخاب کرد و بر زن­های دیگری که پیش از من، آنها را برگزیده بود، فضیلت و برتری داد...؛ بر آسیه­ بِنت ­مُزاحم، مریم­ بِنتِ­ عمران و بر همه­ زنانی که پیش از من در عالم بودند؛ زیرا من در داخل خانه­ کعبه فرزندم را به دنیا آوردم و  سه روز درون کعبه مهمان خدا بودم و خدای­ متعال در این سه روز با میوه­ ها و غذاهای بهشتی، از من پذیرایی کرد. هنگامی­که خواستم همراه فرزندم، از کعبه بیرون بیاییم، هاتفی ندا داد. و گفت:

ای فاطمه! نام این فرزند را علی بگذار؛ چرا­که من علیِّ اَعلیٰ هستم. و من این فرزند را از قدرت، عزِّ جلال و شکوه و قسط و عدالت خود آفریدم. و اسم او را از اسم خود مشتق کردم. و او را با آداب خود ادب آموختم و تربیت کردم. و کار خود را به او تفویض کردم.  و او را بر علوم پیچیده­ خود آگاه کردم. و او در خانه­ من متولّد شد. و او اوّلین شخصی است که بالای خانه­ من (کعبه) اذان می­گوید. و اوست که بت­ها را می­شکند و آنها را به صورت‌هایشان، به بیرون از کعبه پرتاب­ می­کند. ؛ و اوست که مرا بزرگ خواهد داشت، تمجید و تهلیل خواهد کرد و برای من «لا الـٰـه اِلاَّ الله» خواهد گفت. ؛ و او بعد از حبیب و محبوب و پیامبر و برگزیده­ من از خلقم، امام و وصیّ او خواهد بود. پس خوشا به حال کسی­که علی7 را دوست بدارد و او را یاری و نصرت کند. و وای ­بر ­کسی­که در‌برابر او سرکشی کند؛ بخواهد او را خوار سازد و حقّ او را انکار کند.

هنگامی­که ابوطالب7 فرزند را دید، از دیدار او مسرور شد و علی7 به پدر سلام کرد و گفت: ای پدر! سلام بر تو و رحمت و برکات الهی بر تو باد! سپس رسول خدا6 وارد اتاق شدند. به ­محض ورود پیامبر، نوزاد به جنبش و ­حرکت در­آمد و به ‌چهره­ پیامبر6 لبخندی زد و  عرضه داشت: سلام بر تو ای رسول خدا و رحمت و برکات الهی بر تو باد! آنگاه فرمود: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمـٰنِ الرَّحِیمِ؛ قَدْ اَفْلَحَ الْمؤْمِنونَ؛ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعونَ...  

از سایت ahlevela.com




آخرین ویرایش: دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 00:54

 

دوستان را کجا کنی محروم تو که با دشمنان...

جمعه 19 اردیبهشت 1393 22:26نویسنده : زهرا .

 


بكربن صالح گوید: به امام ابى جعفر ثانى محمد الجواد ع نامه نوشتم که: پدرم ناصبى و خبیث الرأى است، از او بسیار سختى دیده ‏ام، فدایت شوم براى من دعا كن و بفرما چه كنم، آیا افشاء و رسوایش كنم یا با او مدارا نمایم؟
امام ع در جواب نوشت: مضمون نامه‏ ات را درباره پدرت فهمیدم، پیوسته انشاء الله براى تو دعا مى‏كنم، مدارا براى تو بهتر از افشاگرى است، با سختى آسانى هست، صبر كن «ان العاقبة للمتقین» خدا تو را در ولایت كسى كه در ولایتش هستى ثابت فرماید. ما و شما در امانت خدا هستیم خدایى كه امانتهاى خویش را ضایع نمى‏كند.
بكربن صالح گوید: خدا قلب پدرم را به من برگردانید بطورى كه در كارى با من مخالفت نمى‏كرد.
برگرفته از سایت javedan

آخرین ویرایش: جمعه 19 اردیبهشت 1393 22:56

 

جود و تقوا

جمعه 19 اردیبهشت 1393 21:56نویسنده : سمیرا .

 

اینکه یک امام در یکی ، دو صفت  نمود و ظهور بیشتری داشته است

آن نقطه ی ورود ماست به تماس با آن

بزرگوار ؛ یعنی مجرا و مدخلی که می توانیم با حقیقت امام جواد (تقی) علیه السلام 

 ارتباط  برقرا کنیم کانال جود و تقواست. استاد طیب


برچسب ها: امام جواد علیه السلام ، میلاد ، استاد طیب ،
آخرین ویرایش: شنبه 20 اردیبهشت 1393 14:14

 

تعداد کل صفحات ( 2 ) 1 2
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic