مدّعی عرفان و معنویت ؟؟!

چهارشنبه 26 شهریور 1393 17:03نویسنده : سمیرا .

 


حیف است که جوان اهل ولایت، تصمیمش در عرصه­ ی ازدواج شبیه تصمیم‌گیری دنیاطلبان و دنیاگرایان
و کسانی باشد که فقط با دید مادّی به مسأله‌ی ازدواج نگاه می­کنند.
نمود معنویّت­ گرایی ما باید در جریان زندگی و در تصمیم‌گیری ­ها و انتخاب­ های ما باشد.
اگر یک مرد مسلمان، یک مرد اهل ولایت و معنویّت و عرفان، هنگام ازدواج
اوّلین گزینه را زیبایی، خوش‌اندام بودن، جذّابیّت جسمانی و ... بگذارد،
با کسی که اهل مذهب و ولایت و دین و عرفان نیست چه فرقی دارد؟
یک خانواده­ی متدیّنِ ولاییِ شیعیِ معنوی وقتی می­خواهند برای پسرشان خواستگاری بروند،
اوّلین معیارشان برای انتخاب یک دختر شایسته قد و بالا و چشم و ابرو و زیبایی جسمانی و ظاهری آن دختر باشد
و بعد از آن تحقیق کنند که اخلاقش چگونه است؟ تدیّن و اعتقادش چگونه است؟
فهم و درکش چقدر عمیق است؟ اصالت خانوادگی دارد یا نه؟
اگر این‌گونه باشد، پس یک خانواده­ی مذهبیِ معنویِ اهل ولایت و عرفان و اهل تدیّن و تشیّع،
با خانواده­ های دنیاگرا چه فرقی دارد؟
اندکی فکر کنیم! چه می­کنیم؟ چگونه تصمیم می­گیریم؟
خدا از کسی ادّعا نمی­پذیرد.
«اَحَسِبَ النّاسُ اَن یُترَکوا اَن یَقولوا آمَنّا وَ هُم لایُفتَنونَ» سوره ی عنکبوت، آیه ی 2
آیا مردم گمان می­کنند که خدا آنها را به صرف ادّعای ایمان می­پذیرد و محک نمی­زند؟
محک معنویّت‌گرایی، تدیّن، و ولایت، در انتخاب­ ها و تصمیم‌گیری­ های ما در جریان زندگی است.
باید ببینیم معیارها و ملاک­های ما با دنیاطلبان چه فرقی دارد؟
نمی­گویم زیبایی ظاهری هیچ سهمی در تصمیم‌گیری ندارد؛
امّا این فقط یکی از گزینه‌ها درکنار گزینه‌ها و معیارهای متعدّد دیگر است
و باید توجّه داشت این عوامل نسبت‌به هم وزن و ترتیب و تقدّمی دارند.
کسی که می­گوید اوّل قیافه­اش را بپسندم،
 بعد راجع‌به دیانت و معنویّت و اخلاقیّات و فهم و عقل و اصالت خانوادگی­اش تحقیق می­کنم،
نشان می­دهد که ازمیان همه‌ی معیارها سنگین­ترین وزن را برای زیبایی ظاهری قائل است.
او چگونه می­تواند مدّعی عرفان و معنویّت باشد؟
مگر اهل عرفان و معنویت کسانی نیستند که
باطن را بر ظاهر، آخرت را بر دنیا و خدا را بر مادّه و دنیا تقدّم می­دهند؟!
پس این چگونه تصمیم‌گیری است!!
استاد طیّب


برای مطالعه در زمینه ی فرد مناسب برای ازدواج، کفوّیت در ازدواج، عدم تمرکز بر زیبایی ظاهری و ... رجوع کنید به http://www.ahlevela.com 
قسمت سخنان استاد، مباحث اجنماعی اسلام، ازدواج




برچسب ها: ازدواج ، معیار زیبایی ظاهری ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 26 شهریور 1393 17:18

 

در محضر بزرگان

دوشنبه 24 شهریور 1393 20:50نویسنده : سمیرا .

 


به نظر جنابعالی ( آیة الله بهجت) در چه شرایطی دعا مستجاب است؟

شرط استجابت دعا ترک معصیت است. «اوفوا بعهدی اوف بعهدکم»(بقره 40)


«فاذکرونی اذکرکم» (بقره 152)  «ادعونی استجب لکم» (مؤمن 60)

گاهی مصلحت در غیر تعجیل است

و گاهی مصلحت در تبدیل به احسن است؛ داعی خیال می کند که مستجاب نشده است

و اهل یقین می فهمند.

مرکز تنظیم و نشر آثار آیة الله بهجت

برچسب ها: آیة الله بهجت ، شرط استجابت دعا ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 24 شهریور 1393 20:59

 

در خانه اگر کس است...

دوشنبه 24 شهریور 1393 20:42نویسنده : سمیرا .

 


گفتم الف گفت دگر گفتم هیچ
در خانه اگر کس است یک حرف بس است
بارها گفتم و بار دگر می گویم کسی که بداند
هرکه خدا را یاد کند خدا همنشین او است
احتیاج به هیچ وعظی ندارد

.
.
.
آیة الله محمّد تقی بهجت

برچسب ها: آیة الله بهجت ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 24 شهریور 1393 20:48

 

غربت امام مجتبی علیه السّلام

شنبه 22 شهریور 1393 11:39نویسنده : سمیرا .

 


شما حوادث مدائن را به خاطر بیاورید؛ فرار فرمانده؛ در سپاه امام حسن علیه السّلام حکم به تکفیر ایشان کردند و

گفتند: امام حسن علیه السّلام کافر است!!!

لشگریان خود امام حسن علیه السّلام به خیمه ی ایشان حمله کردند؛ هرچه در خیمه ی امام مجتبی بود را غارت کردند!

و خواستند امام مجتبی علیه السّلام را بکشند!


در مدائن حضرت می فرمایند:

اینها گمان می کنند شیعه ی من هستند؛ در حالی که جان مرا می خواهند؛

دنبال کشتن من هستند و همه ی اموال مرا به غارت برده اند.

لشگریان من اینها هستند. من چه کنم؟


استاد طیّب

برای مطالعه ی بیشتر راجع به دلایل صلح امام حسن علیه السّلام رجوع کنید به سایت http://www.ahlevela.com 
قسمت سخنان استاد، سیره و تاریخ، آشنایی با شخصیت و زندگی امام مجتبی علیه السّلام.


برچسب ها: امام حسن علیه السّلام ، دلایل صلح ،
آخرین ویرایش: شنبه 22 شهریور 1393 11:42

 

عرفان مآبی

پنجشنبه 20 شهریور 1393 15:15نویسنده : سمیرا .

 




برخی از کسانی که در محافل صوفیان و مجامع عارفان حضور می یابند اشخاصی هستند که به عرفان و تصوّف به عنوان امری تفنّنی و
مشغولیتی دلپذیر و دوست داشتنی برای اوقات فراغت از کارهای دنیوی و مادّی می نگرند.
اینان از حقیقت اندیشه ها و روحیّات ، حالات و
مقامات و رفتار و کردار عارفان بی بهره اند و زندگیشان کوچکترین تأثیری از معنویت و عرفان نپذیرفته است و در عرصه ی دنیاپرستی
و زراندوزی، لذّت پرستی و شهوترانی و حقّ کشی و بی رحمی پیشتاز بوده و گوی سبقت را از دیگران ربوده اند؛ لکن با اداهای عارفانه
در آوردن و عبارات و اصطلاحات و جملات و اشعار عرفانی بر زبان راندن، خود را به عارفان شبیه می سازند چه بسا خویش را اهل
عرفان به شمار می آورند. عرفان گرایی این گروه شکل فانتزی دارد و در عین دنیا طلبی و گناه پیشگی و عدم پروای از هیچ حرام و ظلم
و فسق در زندگی خود، به عنوان یک تفریح معنوی و تفنّن روحی و زمینه ای برای تخلیّه ی روانی و ارضاء کاذب نیاز روحی خویش به
دین و معنویت، ساعاتی را در طول هفته یا ماه به حضور در خانقاه ها و جلسات صوفیانه اختصاص داده و به اصطلاح از فضای روحانی و
مراسم عرفانی ان لذّت برده، متمتّع می گردند؛ امّا پس از ترک جلسه و ورود به فضای واقعی زندگی خود، تا بار دیگری که مجدّداً در آن
جلسه حضور یابند،
معنویت، دین، عرفان، خدا و اولیای خدا را به فراموشی سپرده و همان روال دنیاپرستانه و معصیت آلود زندگی خویش
را پی میگیرند....


مهدی طیّب، سرّحقّ، ص 204


برچسب ها: عرفان مآبی ، لغزش های نظری و عملی درسلوک ،
آخرین ویرایش: شنبه 22 شهریور 1393 11:44

 

یا ضامن آهو...

شنبه 15 شهریور 1393 16:18نویسنده : سمیرا .

 


بی نام و نشانیم یا ضامن آهو
بی شوکت و شأنیم یا ضامن آهو
از شأن تو گوییم شوکت ز تو جوئیم
نام از تو ستانیم یا ضامن آهو
حیران شدگانیم خسران زدگانیم
جویای ضمانیم یا ضامن آهو
دوریم ز رویت بگذار به کویت
یک چند بمانیم یا ضامن آهو

داریم هوایت بگذار به پایت
اشکی بفشانیم یا ضامن آهو
بگذار به خاکت تن را بفشاریم
جان را برهانیم یا ضامن آهو

ما دُرد کشانیم ما درد کشانیم
با درد خوشانیم یا ضامن آهو
آورده به لب جان دل داده به طوفان
موج حدثانیم یا ضامن آهو
سر بر دست است جان دل به تو بسته است
خسته دل و جانیم یا ضامن آهو
.
.

.
از: مظاهر مصفا


برچسب ها: میلاد ، امام رضا علیه السلام ، شعر ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 شهریور 1393 16:29

 

ما روزهای جمعه تعطیلیم...

دوشنبه 10 شهریور 1393 09:29نویسنده : زهرا .

 


ما وارثان وحی و تنزیلیم      عاشق‌ترین مردان این ایلیم

مردم تمام از نسل قابیلند       ما چندتا، فرزند هابیلیم

آن دیگران ناز و ادا دارند    ما بی قر و اطوار و قنبیلیم

در بین ما یک عده هم هستند...   این روزها مشغول تعدیلیم

در این دویدنها رسیدن نیست     عمری است ما روی تِرِدمیلیم

آخر کجا می آیی آقا جان؟         بگذار، ما مشغول تحلیلیم

دنیا به کام قوم دجال است       ما هم که با دجال فامیلیم

درس "پیام نور"تان از دور       خوب است، ما مشتاق تحصیلیم

آقا، شما تفسیر قرآنید           البته ما قائل به تاویلیم

نه عالم احکام قرآنیم             نه عامل ­­تورات و انجیلیم

گفتند: شرط راستی، مستی است     ما هم که ذاتا مست و پاتیلیم

در کل، زمین، مصر است و این مردم       یاران فرعونند و ما نیلیم

اینها اگر کرم اند، ما ماریم          آنها اگر مورند، ما فیلیم

فیلیم در نطع سخن امّا       وقت عمل، طیراً ابابیلیم

در حفظ ما باید به جدّ کوشید      ما نقطه‌ی حسّاس آشیلیم

"آدم شدن" یک ایده‌ی نوپاست       ما هم نهادی تازه تشکیلیم

سیصد نفر "آدم" که شوخی نیست      مستلزم تغییر و تبدیلیم

تعجیل‌، کلا کار شیطان است      اصلا چرا مشتاق تعجیلیم؟

وقتش که شد‌، آن وقت می گوییم:      آقا بیا کم کم که تکمیلیم

وقت عمل هم می‌رسد امّا         فعلا به فکر حفظ و ترتیلیم

آخر چطوری حرف حق؟ وقتی     مشغول ذکر و ورد و تهلیلیم

ما با همین حالت که می بینید       مستوجب تشویق و تجلیلیم

صندوق عهد و رای اگر باشد        یاران داوود و سموئیلیم

توی صف عشاقتان از صبح      ما صاحبان ساک و زنبیلیم

بعضی به نامت، بارشان شد بار     ما تازه فکر بار و بندیلیم

کار غنایم را به ما بسپار      چون خبره در تقسیم و تحویلیم

باد هوا خوردن که ممکن نیست        آخر مگر ماها حواصیلیم

***

گفتند: روز جمعه می آیی       ما روزهای جمعه تعطیلیم ...

 

از :ابوالفضل زرویی نصرآباد

 


آخرین ویرایش: دوشنبه 10 شهریور 1393 09:45

 

عمل زیاد بدون تقوا چگونه است؟

یکشنبه 9 شهریور 1393 19:09نویسنده : سمیرا .

 


مفضّل بن عمر گوید: در نزد امام صادق علیه السلام بودم که سخن از اعمال به میان آمد.

پس من عرض کردم: وه که چقدر عمل من ناچیز است!

حضرت فرمودند: ساکت باش و از خدا طلب مغفرت کن.

سپس فرمود: عمل کم که همراه با تقوا باشد از عمل زیاد که بدون تقوا باشد بهتر است.

عرض کردم عمل زیاد بدون تقوا چگونه است؟ حضرت فرمودند:  آری مثل مردی که مردمان را طعام می دهد و

 با همسایگانش مدارا می کند و توشه اش را آماده و مهیّا می سازد

ولی هنگامی که دری از حرام  به رویش باز می شود از آن در وارد می شود و این عمل بدون تقواست

و دیگری چنین اعمالی ندارد ولی هنگامی که دری از حرام به رویش گشوده می شود وارد نمی شود.


شیخ حرّ عاملی، جهاد با نفس، باب وجوب رعایت تقوای الهی

برچسب ها: رعایت تقوا ، عمل بدون تقوا ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 9 شهریور 1393 19:21

 

تعداد کل صفحات ( 2 ) 1 2
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic