روز دوم محرم: سخنرانی امام حسین علیه السلام...

پنجشنبه 23 مهر 1394 18:54نویسنده : سمیرا .

 
محرم امام حسین علیه السلام


روز دوم محرم امام حسین علیه السلام برای اصحاب سخنرانی کردند.

ابن‌شعبه‌حرّانی، تحف‌العقول، ص 245

فرمودند: «النَّاسَ‏ عَبِیدُ الدُّنْیَا»؛ مردم بنده‌ی دنیا هستند.

«وَ الدِّینُ لَعِقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِم‏»؛ و دین مثل یک آبی است که در دهانشان می‌گردانند. .

«یَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایِشُهُم‏»؛ تا وقتیکه این آب، آب شیرینی است، آب لذت‌بخشی است این را در دهانشان ‌می‌گردانند.

 دیدید گاهی اوقات یک آبنباتی دهن کسی است یا یک شیرینی خورده لذّت‌بخش بوده است،

آن آب را چقدر مزه‌مزه می کند و لذّت می‌برد.

«فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیَّانُون‏»؛ اما به‌محض اینکه با بلا محک می‌خورند؛ با بلا آزموده ‌می‌شوند؛ به بلا مبتلا می‌شوند؛

به محض اینکه می‌بینند دینداری مقارن با تحمّل بلایا و سختی‌هاست، دیندار‌ها بسیار اندک می‌شوند.

 بله در خلوت صوفیانه می‌شود قشنگ سماع درویشی کرد؛ در خلوت های صوفیانه، راحت می‌شود، ادّعای عرفان کرد؛

ادّعای معنویت کرد؛ ادّعای عشق الهی کرد؛ این دشوار نیست، شدنی است.

ببینید در خانقاه‌های چه می‌گذرد، چه شوری دارند!!

حلقه‌های ذکرشان چه حالی توش هست. چه سماع‌های درویشی‌شان!!

اما خوش بود گر محک تجربه آید به میان،‌ «فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیَّانُون‏» وقتی دینداری ملازم با خطر کردن می‌شود؛

وقتی دینداری ملازم با تحمّل شدائد می‌شود؛

وقتی دینداری ملازم با تحمّل محرومیت‌ها می‌شود، آنجاست که دیندارها بسیار کم خواهند بود.

 بسیاری این پرده‌ی دروغین دین از روی چهره‌شان ‌می‌افتد.

معلوم می‌شود که دین را هم به‌عنوان یک تفریح، یک برنامه‌ی اوقات فراغت بیشتر برایش ارزش قائل نبودند.

یا دام تزویری کرده بودند برای اینکه خلق را شکار بکنند.

 اما به محض اینکه سختی آمد دین را ول کردند  و رفتند.

استاد طیّب

http://www.ahlevela.com



برچسب ها: روز دوم محرم ، سخنرانی امام حسین علیه السلام ، حوادث تاریخی محرم ، عبرت های عاشورا ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 23 مهر 1394 18:56

 

دوم محرم: حسین (ع) رسید به کربلااا...

پنجشنبه 23 مهر 1394 18:53نویسنده : سمیرا .

 
خیمه گاه کربلا


فریاد یا محمدا                         


حسین رسید به کربلا               


منزل به منزل آمده                  


تا ناقه در گِل آمده               


بار از شترها وا کنید                  


تا خیمه گه بر پا کنید               


غمگین نگاه زینبش                  


زانوی اکبر مرکبش                 


بس خاک غربت بر سر است    


گریان سه ساله دختر است...


http://zhoolideh.blogfa.com




برچسب ها: دوم محرم ، ورود امام حسین علیه السلام به کربلا ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 23 مهر 1394 18:56

 

روز اوّل محرم: ملاقات حر با امام

پنجشنبه 23 مهر 1394 08:49نویسنده : سمیرا .

 
ملاقات حر با امام حسین علیه السلام



روز اوّل محرم:

 قافله‌ی اباعبدالله‌الحسین علیه السلام در مسیر حرکت به‌سوی کوفه در بین راه با سپاه حرّبن‌یزید‌ریاحی مواجه می‌شود.

حرّ از طرف ابن‌زیاد مأموریت داشت جلوی راه امام را سد کند و آن صحنه هم صحنه‌ی فوق‌العاده عجیبی است.

حضرت اباعبدالله علیه السلام به همراهان خودشان دستور داده بودند آب کافی با خودتان بردارید و وقتی‌که با سپاه حرّ روبرو شدند؛

چون سپاه دشمن تشنه بودند،

حضرت اباعبدالله علیه السلام به یارانشان دستور دادند که به سپاه دشمن و اسباهایشان آب دهید؛

حتّی یکی از سپاهیان حرّ که جزء جنایتکاران واقعه‌ی عاشورا هم هست خودش نقل می‌کند که

آن روز من به‌قدری حالم بد بود که حتّی نمی‌توانستم خودم از دهانه‌ی مشک آب بنوشم؛ قوّت نداشتم.

اباعبدالله علیه السلام دهانه‌ی مشک را به دهان من گذاشتند و به من آب دادند

و دیدید که آنها جواب این کار را روز عاشورا چه‌طور دادند!...

بقیه در ادامه ی مطلب


استاد طیّب

http://www.ahlevela.com

ادامه مطلب
برچسب ها: روز اول محرم ، ملاقات حربن یزید ریاحی با امام حسین علیه السلام ، حوادث تاریخی واقعه ی عاشورا ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 مهر 1394 18:56

 

باز این چه شورش است....

چهارشنبه 22 مهر 1394 18:46نویسنده : سمیرا .

 
باز این چه شورش است


باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین

بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو

کار جهان و خلق جهان جمله در هم است

گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب

کاشوب در تمامی ذرات عالم است

گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست

این رستخیز عام که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه می‌کنند

گویا عزای اشرف اولاد آدم است

محتشم کاشانی

 

امام رضا علیه‏السلام فرمودند: بر كسى چون حسین باید كه گریندگان بگریند؛

زیرا كه گریستن بر او گناهان بزرگ را مى‏‌زداید.

حضرت سپس فرمود: چون ماه محرّم مى‏‌رسید كسى پدرم را خندان نمى‌‏دید.

غم و اندوه بر او چیره بود تا آن كه ده روز مى‏‌گذشت،

روز دهم روز سوگوارى و اندوه و گریه او بود و مى‏‌فرمود:

 این روزى است كه حسین علیه‌‏السلام در آن كشته شد.


وسائل الشیعه، جلد 10ٰ صفحه 394

http://www.yjc.ir



برچسب ها: نظر امام رضا علیه السلام در مورد آغاز ماه محرم ، باز این چه شورش است ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 مهر 1394 18:56

 

عشق صوفی و خواهر معشوق...

سه شنبه 21 مهر 1394 14:44نویسنده : سمیرا .

 
عکس فانتزی قلب


شیخ عطار داستان صوفی را ذکر می‌کند که در راهی با دختر پادشاه همسفر بود،

باد پرده محمل را کنار زد، او صورت دختر را دید و عاشق جمال او شد

 ( منظور این که چون حجاب کنار رود جمال جلوه کند، عشق ظهور یابد)

 دختر که می‌خواست آن صوفی عاشق را امتحان کند گفت:

گرچه شیرینی و نیکوئیم هست

در فشانی در سخن گوئیم هست

گر به بینی خواهرم را یک زمان

تیر مژگانش کند پشتت کمان

آنچه آن را صوفیان گویند آن

از جمال خواهرم جویند آن

گر تو هستی صوفی اکنون آن طلب

ورنه مردی هرزه گوئی نان طلب

بنگر اکنون گر نداری باورم

کز پسم میآید اینک خواهرم

گر ببینی روی آن زیبا نگار

ننگری در روی چون من صد هزار


صوفی نادان بدان سوی نگریست،

دختر گفت: او را از من دور کنید که او عاشق نیست.

 

بنگرست آخر ز پس آن سست عهد

تا فرو افکند دختر پیش مهد

گفت اگر عاشق بدی یک ذره او

کی شدی هرگزبغیری غره او

 عطار نیشابوری، مصیبت نامه، بخش 26



برچسب ها: داستان های عرفانی کوتاه ، داستان عشق واقعی صوفی و خواهر معشوق ، حکایت زیبای عرفانی ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 21 مهر 1394 14:56

 

من در بازار دنیا گمشده ام...

یکشنبه 19 مهر 1394 21:58نویسنده : سمیرا .

 
عکس های فانتزی دخترانه


دنیا همه هیچ است اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
مولانا

حاج محمد اسماعیل دولابی:

"موالیان ما دست ما را گرفتند تا از بازار دنیا عبور دهند و به آخرت و دیدار خدا برسانند،

ولی ما سرگرم متاع دنیا شدیم و دستمان را از دستشان بیرون کشیدیم و لذا در بازار دنیا گم شدیم

 و محجوب در پرده ی غیبت گشتیم

خدا و امام غایب نیستند.‎.."


مهدی طیّب، مصباح الهدی، ص 166

اللهم صل علی محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم



برچسب ها: جملات کوتاه و قشنگ ، جملات بزرگان ، سخنان حاج محمد اسماعیل دولابی ، مولانا ، دنیا همه هیچ است ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 19 مهر 1394 22:10

 

سعی کنیم اعتقاداتمان را تقویت کنیم..

پنجشنبه 16 مهر 1394 22:12نویسنده : سمیرا .

 
احرار گروپ، امام زمان علیه السلام


اگر بخواهیم طالب علوم الهی باشیم، باید به ائمه هدی (ع)‌ توجه كنیم و سراغ آنها برویم كه خزانه علم خداوند هستند.

و باید به آنها پیوست داشته باشیم تا ستونهای دینداری‌مان محكم و پا بر جا بماند و سست و متزلزل نشود.

فردی خدمت آیة الله بهجت (ره) رفت و از ایشان توصیه‌ای خواست.

آقای بهجت فرمودند: « دو كار انجام دهید: در اوج شدائد برای فرج دعا كنید، آن وقت برای خودتان هم فرج و گشایش می‌شود.

دیگر اینكه دعا كنید ظهور برای اهل ایمان ، با عافیت همراه باشد. »

در آخر الزمان ابتلائات و گرفتاریها زیاد می‌شود و ثبات قدم در دینداری مشكل می‌گردد.

باید با توّسل و تمسك از خدا بخواهیم این دوران را با عافیت بگذرانیم و دعا كنیم:‌

« وَ اجْعَلْ‏ لَنَا فِی‏ ذَلِكَ‏ الْخِیَرَةَ. »‌ ظهور حضرت حجّت را خیر و عافیت ما قرار بده.

از فرمایشات دیگر آیت الله بهجت این است كه فرمودند:‌

« بیش از اینكه درخواست تشرّف خدمت حضرت را داشته باشید، سعی كنید اعتقاداتتان را تقویت نمایید. »‌

در دوره غیبت بسیار مهم است كه مراقب باشیم اعتقاد و باورمان نسبت به امام زمان (عج) كم نشود.

اگر كسی دچار مشكلات اعتقادی شود و ریزش داشته باشد،

معلوم نیست موفق شود و پس از این مرحله رویش مجددی نصیبش گردد.

 

به كنار بیت ماندم من بی نوای حیران                    بشنید گوش جانم ز درون چنین صدایی

تو به صدق متصف شو، به صفات اهل تقوا            به سراغ تو من آیم، تو نگو چرا نیایی

 

اگر در عشقمان صادق باشیم و در زندگی شیوه اهل تقوا را در پیش گیریم، خود حضرت ولی عصر (عج) سراغ ما می‌آیند.

به حضرت بقیة الله عرض می‌كنیم :

 

ذره خاكم و در كوی توام جای خوش است                       ترسم ای دوست كه بادی ببرد ناگاهم


برگرفته از:

http://www.emamraoof.ir



برچسب ها: امام زمان ارواحنا فداه ، جمعه ، راه ملاقات با امام زمان ، تشرف خدمت امام زمان ارواحنا فداه ، دستور آقای بهجت در رابطه با امام زمان ارواحنا فداه ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 16 مهر 1394 22:19

 

من از دیار حبیبم...

چهارشنبه 15 مهر 1394 20:11نویسنده : سمیرا .

 
آزاد شدن پرنده از قفس



 یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم


پادشاهی که یک پسر نازپرورده در دربار داشت، دید اگر تا آخر کار شاهزاده در این ناز و نعمت بماند،

لیاقت جانشینی او را نخواهد یافت و روزی که به قدرت برسد،

مردم را در زحمت میگذارد و به آنها زورگویی میکند

. این بود که به مأمورانش دستور داد به بهانهی گشت و تماشا

او را به کویر خشک و دور افتادهای در کنار ده ویرانهای ببرند و رها کنند و بازگردند.

آنها هم همین کار را کردند. شاهزاده که با آن لباسهای اشرافی تنها در کویر مانده بود،

قدم میزد و با خود حرف میزد و مردم آبادیهای اطراف را که رد میشدند،

به جای خدمهی کاخ میگرفت و به آنها امر و نهی میکرد که تخت مرا فلان جا بزنید و صبحانهی مرا بیاورید و . مردم اوّل گفتند او دیوانه است؛ امّا دو سه نفر افراد عاقل و فهمیدهی آبادی که او را دیدند،

فهمیدند که این لباسهای اشرافی و این خواستهها تناسبی با کویر ندارد و این پسر باید شاهزاده باشد

و از جایی آمده باشد که این چیزها در آنجا برایش فراهم بوده است.

این سلیقهی انسان که هر چه میخواهد بخرد، هر چند هم که فروشنده جنس خوب و بادوامی را به او عرضه کند، باز میپرسد بهتر و بادوامترش را ندارید،

و ازدواج که میخواهد بکند، به دنبال زنی میگردد که زیباتر و باکمال‌تر از او در دنیا نباشد،

و این روحیّهی انسان که اگر مثلاً برای کاری به ادارهای برود و کمی او را معطّل کنند،

اعتراض میکند که چرا من را معطّل کردید،

اینها همه حکایت میکند که او شاهزادهای است که سلطان او را برای رشد دادن به این کویر فرستاده است.

اگر به خواستههای انسان از قبیل عمر جاودان و غنای بی‎‎پایان و قدرت بی‎‎نهایت و دقّت کنیم،

معلوم میشود که او مال این کویر دنیا نیست،

چون این قبیل چیزها در دنیا نمیتواند وجود داشته باشد که

روزی آنها را در این عالم دیده و حالا هوس کرده باشد.

آیا تا به حال فکر کردهاید که این اشتها و این روحیّه از کجا آمده و در درون ما مخفی شده است؟


محمد اسماعیل دولابی

مهدی طیّب، مصباح الهدی، ص  424

http://www.ahlevela.com











برچسب ها: معرفت نفس ، داستان های کوتاه و قشنگ ، سخنان حاج محمد اسماعیل دولابی ، من از دیار حبیبم ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 15 مهر 1394 20:12

 

تعداد کل صفحات ( 4 ) 1 2 3 4
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات