در برخورد با دیگران چگونه باشم؟

سه شنبه 17 آذر 1394 22:56نویسنده : سمیرا .

 
خوبها بدها، عکس نوشته های زیبا


«اِنَّمَا النّاسُ رَجُلانِ» انسان‌ها به دو گروه تقسیم می‌شوند.

«رَجُلٌ خَیْرٌ مِنْهُ وَ اَتْقىٰ» به انسان‌هایی که برخورد می‌کند؛

 یا افرادی هستند که به‌راستی از او بهتر و با تقواترند؛ مشهور و معلوم است.

 «وَ رَجُلٌ شَرٌّ مِنْهُ وَ اَدْنىٰ» گروه دیگری هم که برخورد می‌کند، ظواهرشان نشان می‌دهد که از او بدترند؛ از او پست‌ترند؛

 پس این فرد با دو گروه انسان می‌تواند برخورد کند.

«فَاِذا لَقِیَ الَّذِی شَرٌّ مِنْهُ وَ اَدْنىٰ قالَ لَعَلَّ خَیْرَ هَذا باطِنٌ وَ هُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ خَیْرِی ظاهِرٌ وَ هُوَ شَرٌّ لِی»

حضرت رضا7 فرمودند: که وقتی این فرد با کسی‌که از خودش بدتر، پست‌تر و پایین‌‌ترست، برخورد می‌کند می‌گوید:

 چه بسا که خیر این انسان در باطنش است؛ باطنش خیلی بهتر از منست

و اینکه باطن کسی خیلی بهتر از ظاهرش باشد، این خیلی خوب است؛ باطنش بهتر از ظاهرش باشد؛ پس این برای او خیر است؛

 امّا من خیرم ظاهر است؛ یک ظاهر مسلمانی دارم؛ نمازی می‌خوانم؛ روزه‌ای می‌گیرم؛

حرف‌های دینی می‌زنم؛ قیافه‌ی ظاهریم مسلمان است؛

ولی چه بسا باطنم به این خوبی نباشد و این برای من شرّ است؛ که ظاهرم بهتر از باطنم باشد؛

پس وقتی با کسی که بدتر از خودش هست، برخورد می‌کند، این‌گونه با خودش حرف می‌زند می‌گوید:

 چه بسا او ولو ظاهرش خیلی ظاهر مثلاً مذهبی، ظاهر حزب‌اللهی و ظاهر پذیرفتنی نیست؛ امّا چه بسا باطنش از من خیلی بهتر باشد؛ من

یک ظاهر، ریش، تسبیح و قیافه‌ی مذهبی دارم؛ چه بسا همان فرد چه نورانیتی در دلش وجود داشته باشد؛

 که من یک ذرّه از آن را هم ندارم؛ پس با بدتر از خودش برخود می‌کند این را می‌گوید؛ لذا او را بهتر از خودش می‌داند.

«وَ اِذا رَاَى الَّذِی هُوَ خَیْرٌ مِنْهُ وَ اَتْقىٰ» و وقتی هم با کسی برخورد می‌کند که ظاهر او به خوبی نشان می‌دهد که از من خیلی بهتر است؛ خیلی باتقواتر و پرهیزکارتر است، «تَواضَعَ لَهُ لِیَلْحَقَ بِهِ»

 در برابر آن فردی که کاملاً معلوم است که ظاهرش از او بهترست، تواضع می‌کند؛ فروتنی می‌کند؛ افتادگی نشان می‌دهد؛

 تا او هم ملحق به خوبی‌های او شود؛ او هم رشد کند؛ خودش رشد کند و به خوبی‌هایی که آن فرد برتر دارد، نائل شود.


مجلسی، بحار، ج 75، ص 336 و ابن‌شعبه‌ی‌حرّانی، تحف‌العقول، ص 443

استاد طیّب


http://www.ahlevela.com



سمیرا: در این حدیث امام رضا علیه السلام   ده خصلتی را که نشان دهنده ی کمال عقل انسان مسلمان است را بیان می کنند ولی در اینجا فقط خصلت دهم ذکر شد دوستانی

که مایل هستند  به آدرس ذکر شده یا سایت اهل ولاء مراجع کنند.


برچسب ها: برخورد با دیگران ، حدیث از امام رضا علیه السلام ، متن های کوتاه و قشنگ ، جملات ناب ، جملاتی از بزرگان ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 17 آذر 1394 22:58

 

اگر کسی به هر دلیلی تو را یادش رفت...

شنبه 14 آذر 1394 21:43نویسنده : سمیرا .

 
عکس های فانتزی از دختر تنها



هیچکس سرش آنقدر شلوغ نیست

که زمان از دستش در برود و شما را از یاد ببرد

همه چیز برمی گردد به اولویت های آن آدم

اگر کسی به هر دلیلی تو را یادش رفت

فقط یک دلیل دارد

تو جزو اولویت هایش نیستی!!


پائولو کوئیلو

 




برچسب ها: سخنان حکیمانه ، پائولو کوئیلو ، جملات ناب ، دلتنگی ،
آخرین ویرایش: شنبه 14 آذر 1394 21:54

 

فرصتی برای تامّل....

شنبه 14 آذر 1394 21:06نویسنده : سمیرا .

 
تامل


ماه محرم طی شد. ماه صفر هم دارد طی می شود. به خودمان برگردیم. کمی فکر کنیم.

ببینیم توشه ای که از این دوماه می گیریم چیست؟

قبل  از ماه محرم چه کسی بودیم؟

و در مکتب محرم و صفر چه تحولی در ما اتفاق افتاد؟


وقایع را نقل کردن ، مصایب را یاد آوری کردن، اشک ماتم بر دیدگان جاری کردن همه ی اینها بسیار ارزشمند است؛

اما همه ی اینها مکتبی است که باید از ما انسان متعالی و حسینی بسازد.

زنِ ما باید الگوی خود را زینب کُبری'3، اُمِّ کُلثوم3، فاطمه بِنتُ الحسین8، اُمُّ البَنین3، همسران اباعبدالله‌الحسین سلام­الله­علیهنّ قرار دهد.
در این محرّم و صفر چقدر مثل آنها شدیم؟

مردان ما باید الگوی خودشان را اباعبدالله
7 قرار دهند؛ علی اکبر7 قرار دهند؛ قاسم بن الحسن8 قرار دهند؛ اصحاب و یاران بزرگوار اباعبدالله7 قرار دهند.
در مدرسه­ ی محرّم و صفر واقعاً چقدر تغییر کردیم؟ به خودمان برگردیم.
 محرّم و صفر نیامد که فقط مقداری ابراز حُزن و اندوه کنیم و اشک بریزیم.
چقدر روحیّه­ ی حسینی پیدا کردیم؟
چقدر روحیّه­ ی زینبی پیدا کردیم؟

استاد طیّب

http://www.ahlevela.com


برچسب ها: بهره ی ما از محرم و صفر ، متن های کوتاه و قشنگ ، جملاتی از بزرگان ،
آخرین ویرایش: شنبه 14 آذر 1394 21:15

 

مقصود تو از سفرهای زیارتی چیه؟؟

دوشنبه 9 آذر 1394 23:20نویسنده : سمیرا .

 
راهی به سمت خدا، خدا، مسافرت


حاج‌ سیّد هاشم‌ میفرمود: روزی‌ برای‌ دیدن‌ فلان‌، در كاظمین‌ كه‌ بودم‌ به‌ مسافرخانه‌اش‌ رفتم‌، دیدم‌ خود با زوجه‌اش‌ ایستاده‌اند و چمدانها و اسباب‌ را


ص 672

بسته‌ و عازم‌ مسافرت‌ به‌ حجّ هستند پس‌ از كرّات‌ و مرّاتی‌ كه‌ حجّ رفته‌ بود، و شاید تعدادش‌ را غیر از خدا كسی‌ نداند. به‌ وی‌ نهیب‌ زدم‌: تو كه‌ هر روز كربلا میروی‌، مشهد میروی‌، مكّه‌ میروی‌! پس‌ كی‌ به‌ سوی‌ خدا میروی‌؟!

وی‌ حقّ سخن‌ مرا خوب‌ فهمید و ادراك‌ كرد، امّا به‌ روی‌ اندیشۀ خود نیاورد و خود را به‌ نادانی‌ و غفلت‌ زد، و خنده‌ای‌ به‌ من‌ نمود و خداحافظی‌ كرد و گفت‌: دعای‌ سفر برای‌ من‌ بخوانید؛ و چمدانها را دست‌ گرفته‌ بیرون‌ می‌برد تا به‌ حركت‌ درآید.

حضرت‌ حاج‌ سیّد هاشم‌ میفرمود: دیده‌ شده‌ است‌ بعضی‌ از مردم‌ حتّی‌ افراد مسمّی‌ به‌ سالك‌ و مدّعی‌ راه‌ و سبیل‌ إلی‌ الله‌، مقصود واقعیشان‌ از این‌ مسافرتها خدا نیست‌؛ برای‌ اُنس‌ ذهنی‌ به‌ مُدرَكات‌ پیشین‌ خود، و سرگرمی‌ با گمان‌ و خیال‌ و پندار است‌؛ و بعضاً هم‌ برای‌ بدست‌ آوردن‌ مدّتی‌ مكان‌ خلوت‌ با همراه‌ و یا دوستان‌ دیرین‌ در آن‌ أماكن‌ مقدّسه‌ میباشد.

و چون‌ دنبال‌ خدا نرفته‌اند و نمیروند و نمی‌خواهند بروند و اگر خدا را دودستی‌ بگیری‌ ـ و العیاذ بالله‌ ـ مثل‌ آفتاب‌ نشان‌ دهی‌ باز هم‌ قبول‌ نمی‌كنند و نمی‌پذیرند، ایشان‌ ابداً به‌ كمال‌ نخواهند رسید. فلهذا در تمام‌ این‌ أسفار از آن‌ مشرب‌ توحید چیزی‌ ننوشیده‌ و از ماءِ عذبِ ولایت‌ جرعه‌ای‌ بر كامشان‌ ریخته‌ نشده‌، تشنه‌ و تشنه‌ كام‌ باز میگردند، و به‌ همان‌ قِصَص‌ و حكایات‌ و بیان‌ احوال‌ اولیاء و سرگرم‌ شدن‌ با اشعار عرفانی‌ و یا أدعیه‌ و مناجاتهای‌ صوری‌ بدون‌ محتوا عمر خودشان‌ را به‌ پایان‌ میرسانند.




كتاب روح مجرد

پایگاه علوم و معارف اسلام، حاوی مجموعه تالیفات حضرت علامه آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی قدس‌سره



برچسب ها: جملات بزرگان ، سید هاشم حداد ، روح مجرد ، نیت ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 9 آذر 1394 23:26

 

طبق معمول من بی سر و پا جا مانده ام...

شنبه 7 آذر 1394 23:10نویسنده : سمیرا .

 
پیاده روی اربعین


یا اباعبدالله!

پایم که جا مانده...

دلم را می فرستم به زیارتت ارباب...

انگار که قسمت نیست...

چشمانم کربلایی شوند...

امسال هم دلم راهی کربلا می شود...


برچسب ها: پیاده روی اربعین ، جاماندگان ، کربلا ، اربعین ، دلنوشته ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 8 آذر 1394 06:18

 

خوابمان برده است....

یکشنبه 1 آذر 1394 22:44نویسنده : سمیرا .

 
احرار گروپ، عکس در مورد امام زمان ارواحنافداه



یوسف زهرا در این کنعان کسی بیدار نیست

خوابمان برده ست…در اینجا کسی هشیار نیست

تو دعامان می کنی،ما بی محلی می کنیم

هیچ کس انگار مشتاق تو ای دلدار نیست

بی قراری از غم هجر تو کار عاشق است

من که عاشق نیستم،وقتی که حالم زار نیست

آخرش می میرم و رویت ندیده می روم

ظاهرا این نوکر تو لایق دیدار نیست

زحمتت دادم،برایت درد سر بودم ببخش

در میان نوکرانت مثل من سربار نیست

باز هم بار گناهانم مرا زد بر زمین

توبه و بد قولی من که همین یکبار نیست

من فقیر و رو سیاهم،بی نوایم…بی کسم

هم نشینی کریمان با فقیران عار نیست...


علی سپهری



برچسب ها: امام زمان ارواحنافداه ، شعرهای کوتاه و قشنگ ، شعر کوتاه و قشنگ در مورد امام زمان ارواحنافداه ، یوسف زهرا در این کنعان کسی بیدار نیست. ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 1 آذر 1394 22:51

 

تعداد کل صفحات ( 2 ) 1 2