بیدار شو

چهارشنبه 18 آذر 1394 22:56نویسنده : زهرا .

 


چقدر حرفها بی معنی اند
چقدر کلمات بی ثمرند
هی فکر میکنی چه بگویی
با چه کلامی عمق حادثه را برسانی
بعد می بینی بی فایده است
وقتی خودت عمقی نداری دردی نداری این کلمات چه بیهوده اند
حرف حرف حرف...
فایدۀ این حرفهای بی درد چیست؟!
فایدۀ همین تأسف از بیهودگی چیست؟!
الناس نیام!
آنقدر با نفس مهربان رحمانی اش صدایمان زد
آنقدر آهسته در گوشهای خفته مان نجوا کرد: بیدار شو عزیز دلم! ببین آفتاب بالا آمده است دیگر بس است ببین من دیگر رفتم مبادا خواب بمانی!
آنقدر گفت و گفت و گفت... تا بانگ رحیل را زدند و دست نور آمد او را برد تا سرچشمۀ روشنی ها
و ما ماندیم و تیرگی و خواب و خواب و خواب...
چه وقت بیدار می شوی؟
خسته ام کردی بیزارم کردی ای نفس!


برچسب ها: رسول الله ص ، بیداری ، رحیل ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 18 آذر 1394 22:58

 

دری به خانه خورشید

سه شنبه 9 دی 1393 20:31نویسنده : زهرا .

 

شب فرو می افتد
و من تازه می شوم
از اشتیاق بارش ِشبنم
نیلوفرانه
به آسمان دهان باز می کنم
ای آفریننده ی شبنم وابر
آیا تشنگی مرا پایان می دهی ؟
تقدیر چیست ؟
می خواهم از تو سرشار باشم

...کنار شب می ایستم
شب از تو لبریز است
من در دو قدمی تو در زندان فراق گرفتارم

گاهی که معین نیست
مثل یک پیچک خودمانی
از پنجره می آیی
و جای شعرهای من می نشینی
و من هیچ کلمه ندارم
چشمهایم
از بصیرتی آکنده می شود
که منتهای تکامل یک چشم است
همخانه ام می گوید:
صفات ثبوتیه کدامند؟
من می گویم:
باز چه بوی خوشی
اینجا را فراگرفته است!

گاهی آنقدر واقعیت داری
که پیشانی ام
به یک تکه ابر سجده می برد
... گاهی آن قدر واقعیت داری
که من
صدای فروریختن
                         شانه های سنگی شیطان را می شنوم

...دیشب آن قدرنزدیک بودی
که پنجره از شادی ام نمک می چشید
و لبخندم را دامن می زد
من مشغول تو بودم
نیلوفری از شانه های من رویید
و از پنجره بیرون رفت

چرا امشب پشت پنجره نمی آیی ؟
چرا به تماشای رود نمی آیی؟
چرا من تو را نمی شنوم ؟
... چگونه می توان لذت حضور تو را چشید...

از زنده یاد سلمان هراتی


آخرین ویرایش: سه شنبه 9 دی 1393 20:34

 

ره چنان رو که رهروان رفتند

دوشنبه 8 دی 1393 17:17نویسنده : زهرا .

 


از عارف واصل آیت الله بهجت رضوان الله علیه پرسیدند:

ـ بهترین ذکر چه ذکری است؟ فرمودند: بالاترین ذکر ذکر عملی است، یعنی ترک معصیت در اعتقاد و در عمل، همه چیز محتاج به این است و این محتاج به چیزی نیست و مولّد خیرات است.

ـ پرسیدند: با چه کاری میتوان بر تقوا و سیر به سوی خداوند متعال قوت پیدا کرد؟ فرمودند: تصمیم همیشگی بر ترک گناه در اعتقاد و عمل.

ـ پرسیدند: برای ازدیاد محبت به حضرت حق و ولی عصر ارواحنافداه چه بکنیم؟ فرمودند: گناه نکنید و نماز اول وقت بخوانید.

ـ پرسیدند: راه قرب خداوند و سیر و سلوک چیست؟ فرمودند: چنانچه طالب، صادق باشد، ترک معصیت کافی و وافی است برای تمام عمر، اگرچه هزار سال باشد!

ـ فرمودند: آنچه در ابتدا باید مراعات شود انجام واجبات کماهوحقه و پرهیز از محرمات است.

ـ فرمودند: آیا برای این بی سر و سامانی خود برنامه ای و وقتی داریم؟ آیا بنا داریم روزی بیاید که دیگر گناه نکنیم، یا آنکه همین وضع خود را باید ادامه بدهیم؟ اگر بنا داریم این وضع بد را ادامه ندهیم، بنشینیم برای آن وقتی تعیین کنیم، یک ماه، شش ماه، یک سال، چند سال. خلاصه اگر بنا داریم تا زنده هستیم بدین منوال باشیم خطرناک است، پس حداقل حدّی برای گناه خود معین کنیم!

ـ فرمودند: هرکس هر روز یک حدیث از  کتاب جهاد با نفس وسایل الشیعه را مطالعه نماید و در واضحات آن فکر کند و همانند دارو که انسان میل میکند شربت معارف آن را بنوشد و به آن عمل کند، بعد از یکسال خواهد فهمید که تغییر کرده است.

از کتاب برگی از دفتر آفتاب: شرح حال آیت الله بهجت

آخرین ویرایش: دوشنبه 8 دی 1393 18:23

 

جرس فریاد میدارد که بربندید محملها

شنبه 6 دی 1393 23:35نویسنده : زهرا .

 


تجهّزوا رحمکم الله فقد نودی فیکم بالرّحیل...

آماده شوید خداتان بیامرزاد! که بانگ کوچ را سردادند، و دل به ماندن در دنیا اندک ببندید و بازگردید و راه بسپارید با آنچه از توشه ی نیکو در دسترس دارید
که پیشاپیش شما گردنه ای است دشوار گذر، و منزلهای ترسناک و هراس آور، ناچار بدان گردنه ها باید برشدن و بدان منزلها درآمدن و ایستادن،
و بدانید که چشم انداز مرگ به شما نزدیک است گویی شما را در چنگ گرفته و چنگالهای خود را در شما فروبرده، درحالی که در آن با دشواری ها درگیرید و در چنگ مشکلات اسیر.
پس پیوندهای خود را با دنیا ببرّید و پرهیزگاری را پشتیبان و توشه راه خود کنید.

خطبه 204 نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی

آخرین ویرایش: شنبه 6 دی 1393 23:53

 

این راه برای همه باز است

شنبه 6 دی 1393 01:11نویسنده : زهرا .

 


در آیه 21 سوره مبارکه احزاب می فرماید:
لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ رسول خدا اسوه است. اسوه یعنی چه؟ یعنی امام است. امام کسانی است که می گویند من نه. تو آری. می گویند لا اله الا الله. اگر انسان ایشان را اسوه قرار دهد، یعنی دستورات شرعی را دقیق طبق آنچه که ایشان گفته عمل کند، آدم به آنجایی می رسد که دیگر دست از خودش برمی دارد. از کبریایی دست برمی دارد و بنده می شود...
 در آیه 1 سوره مبارکه اسراء می فرماید:
سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ دو جا فرموده اند. دو جا درمورد پیامبر عبد را به کار برده اند. بزرگان دیگری را هم نام برده اند. در آیه 45 سوره مبارکه صاد می فرماید: وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِیمَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ أُولِی الْأَیْدِی وَالْأَبْصَارِ آنها هم بنده اند. اما فرق شان با این بنده این است که این حتی نام هم ندارد. به قدری بنده است که نام و نشان هم ندارد. نام و نشانش را هم گم کرده است. همه یک شناسنامه دارند. ایشان شناسنامه اش را هم گم کرده است. انقدر بنده است. بنده یعنی بی چیز. هیچ چیز ندارد. حتی شناسنامه هم ندارد. اما آن بزرگان دارند. وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِیمَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ
این راه برای همه ما باز است. راهش هم عمل به همین دستورات و گناه نکردن است. گناه نکردن جدی. درست به دستورات عمل کردن. این کوشش و زحمت لازم دارد. آدم به زودی نمی تواند به دستورات دقیق و صحیح برسد.
javedan.ir



آخرین ویرایش: شنبه 6 دی 1393 01:21

 

خیال یا واقعیت؟

شنبه 6 دی 1393 00:20نویسنده : زهرا .

 

اگر یکی از ما لکه ای بر صورت یا زخمی چرکین بر بدن داشته باشد ... یا جامه اش پاره باشد از حضور در مجلس بزرگان خجالت میکشد و یا اگر مشغول خوردن چیز پلیدی مثل گوشت مردار باشد و دیگری او را در آن حال ببیند لامحاله شرمسار خواهد گشت و این شرمساری و حیا یک امر اختیاری نیست بلکه صفتی انفعالی است که منشأ آن آگاهی یافتن انسان به وجود قبح و زشتی در نفس خود نزد دیگران است، بخصوص اگر طرف از آشنایان انسان باشد

و اینکه ما می بینیم در مقابل انجام گناه منفعل و شرمسار نمی گردیم این ثمره ی عدم اعتقاد به قبح آن عمل است، مثلا آنکس که غیبت میکند گرچه از زبان انبیا شنیده است که غیبت مومن بمثابه خوردن گوشت مرده است، ولی این مسأله را امری خیالی و از باب مثال تصور نموده...

اما آنگاه که قیامت فرا رسد... خود را مشاهده میکند که ژولیده و پریشان با جامه هایی پاره و مندرس و کثیف و با بدنی پر از جراحات چرکین... بلکه می بیند که چهره انسانی خود را از دست داده... و تاریکی های گناهان سراپایش را فراگرفته است...

اسرار الصلوه، آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی رضوان الله علیه

 


آخرین ویرایش: شنبه 6 دی 1393 01:03

 

باید باید باید دعا کنیم

جمعه 5 دی 1393 21:52نویسنده : زهرا .

 



و بدان کسی که گنجینه های آسمان و زمین در دست اوست تو را در دعا رخصت داده و پذیرفتن دعایت را برعهده نهاده
و تو را فرمان داده که از او بخواهی تا عطایت کند و از او طلب کنی تا تو را بیامرزد...
پس حاجت خود بدو نمایی و آنچه در دل داری پیش او گشایی
و از اندوه خویش بدو شکایت کنی و خواهی تا غم تو را گشاید و در کارها یاریت نماید
و از گنجینه های رحمت او آن را خواهی که بخشیدنش از جز او نیاید، از افزایش مدت زندگانی و سلامت جسمانی و فراوانی روزی
پس کلید گنجهای خود را در دو دستت نهاده که به تو رخصت سوال از خود را داده
 تا هرگاه خواستی درهای نعمت او را با دعا بگشایی و ریزش باران رحمتش را طلب نمایی

از وصیت امیرالمومنین به امام حسن علیهما السلام، نامه 31 نهج البلاغه

آخرین ویرایش: جمعه 5 دی 1393 22:47

 

اهلی

چهارشنبه 26 آذر 1393 20:40نویسنده : زهرا .

 
آدمها دیگر برای سر در آوردن از چیزها وقت ندارند. همه چیز را همین جور آماده از دکانها میخرند. و چون دکانی نیست که دوست معامله کند آدمها مانده اند بی دوست
تو اگر دوست میخواهی مرا اهلی کن!
                                                                                                            شازده کوچولو، دوسن تگزوپه ری



خدایا خودت را به ما نشان بده، بگذار قلب ما دچار شما شود و غیر شما از دل ما برود.

هر وقت در بند محبت چیزی گرفتار شدیم، با خود بگوییم بهتر از این هم هست. این کار را ادامه دهیم تا از خدا سر در آوریم.
                                                                                        مصباح الهدی، حاج اسماعیل دولابی رضوان الله علیه

برچسب ها: دوست ، اهلی ، حاج آقا دولابی ، خدا ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 26 آذر 1393 20:44

 

تعداد کل صفحات ( 10 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...