دوراهی محبت

سه شنبه 6 آبان 1393 14:22نویسنده : زهرا .

 
«روز عاشورا عده ای آمده بودند غنیمت ببرند. هرکدام چیزی از سیدالشهداء و اهل بیت علیهم السلام کندند و بردند. نکند ما هم آمده باشیم چیزی ببریم! این همه داغ و مصیبت را دیدی هنوز یاد حاجتهایت و دردهای خودت هستی؟!»



گفت مقایسۀ حاجتمندان دنیا با قاتلان اباعبدالله علیه السلام کمی بی انصافی است!
 
گفتم این ماجرا را شنیده ای؟ به نظرم مولانا در مثنوی نقل میکند. درویشی پیش پیر و مرادش میرود و از فقر شکایت میکند. پیر او را به صبر و قناعت توصیه میکند؛ اما او نمیتواند صبر کند و آنقدر حاجتش را به محضر پیر میبرد که بالاخره پیر چوبدستی خود را به او  میدهد و میگوید برو فلان خرابه یک ضربه به دیوار بزن. او میرود یک ضربه میزند و یک سکه پایین می افتد و او هم خوشحال میرود و از پیر تشکر میکند و می بیند که پیر پایش میلنگد. درویش طمع برمیدارد و هر روز سراغ دیوار میرود و ضربه ای میزند و سکه ای برمیدارد و از آن طرف پیر هر روز دردمندتر میشود. یک بار درویش فکر میکند چه کاری است که هر روز یک سکه بردارم لابد آنجا گنجی است خوب است یکجا بردارم و به فقرا هم انفاق کنم. می رود با چوبدستی آنقدر به دیوار میزند تا دیوار فرو میریزد و تلی سکه پایین می آید ... فردا می رود ملاقات پیر می بیند در بستر احتضار افتاده است. میگوید چه شده؟ جواب میدهد:
فکر میکنی آن چوبها که میزدی کجا میخورد؟!
عزیزم هر چیزی در این عالم باطنی دارد. باطن دنیاطلبی شاید به امام کشی منجر میشود. به سخن استاد طیب کوفیان همه شیعیان امیرالمومنین بودند و قلباً امام حسین علیه السلام را دوست داشتند؛ اما محبت دنیا در آنها پررنگ تر بود و ایمانشان ضعیف تر. مگر فرزدق به حضرت نگفت که قلوبهم معک و سیوفهم علیک! دلهایشان با توست اما شمشیرهایشان علیه تو.  مگر خود عمرسعد شب عاشورا تا صبح در خیمه راه نرفت و در دو راهی دنیا و آخرت دست و پا نزد؟ بالاخره نتوانست بر محبت دنیا غلبه کند و با امام جنگید؛ اما بالای گودال قتلگاه اشک می ریخت! امیرالمومنین می فرمایند دنیا و آخرت دو راه متضادند هر قدر به سمت یکی بروی از دیگری دور شده ای.
همه شنیده ایم که اهل دلی در حرم امام رضا علیه السلام دید حرم پر از حیوانات است و حضرت با لطف روی سرشان دست میکشند. شما فکر میکنید کسی که باطنش سگ و گرگ است اگرچه به ظاهر محب اهل بیت و در حرم امام باشد اگر خداوند اجازه دهد باطنش را ابراز کند و مجال فعالیت بیابد چه خواهد کرد؟ آیا به همین امامی که دوست دارد جسارت نخواهد کرد؟ از سگ آیا جز این برمی آید و میتواند سگی نکند؟
در کربلا خداوند مجال داد تا مسلمانان و شیعیان ظاهری، باطن خود را بروز دهند. باطن دنیا تاریک است و آنکه رو به دنیا دارد باطنش و روحش تاریک خواهد شد. من که همۀ همّ و غمم مشکلات و خواسته های خودم است تا آنجا که در مصائب اهل بیت هم کوتاه نمی آیم و فکر میکنم الان بهترین زمان برای حاجت گرفتن است و فرصت را غنیمت میشمارم و خواسته های خود را وسط شمشیر خوردن اهل بیت مطالبه میکنم، اگر به این روند ادامه دهم، از کدام صف سردرمی آورم؟
هر چه به طرف دنیا برویم از آخرت دور میشویم. کوفیان هم که محب امام بودند این طوری صفشان جدا شد. نتوانستند بر خواسته های دنیوی شان غلبه کنند و با همه محبّتی که به امام داشتند روبرویش قرار گرفتند.
اینها برای تخطئه و انکار حاجتمندان نیست؛ چون خود ما هم فرق زیادی نداریم و همانیم؛ اما کاش همۀ ما در مدرسۀ عالم دانش آموزان بهتری باشیم و کمی هم به تهذیب نفس بپردازیم. هرچه هم تاریک و دنیایی باشیم بالاخره همین محبت اهل بیت و گریه بر اباعبدالله علیه السلام انشاء الله نجاتمان می دهد؛ به شرطی که محبت خدا و خوبان خدا در وجود ما بر محبت دنیا غلبه کند.


برچسب ها: محبت ، دنیا ، آخرت ، حاجت ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 6 آبان 1393 14:32

 

ما روزهای جمعه تعطیلیم...

دوشنبه 10 شهریور 1393 09:29نویسنده : زهرا .

 


ما وارثان وحی و تنزیلیم      عاشق‌ترین مردان این ایلیم

مردم تمام از نسل قابیلند       ما چندتا، فرزند هابیلیم

آن دیگران ناز و ادا دارند    ما بی قر و اطوار و قنبیلیم

در بین ما یک عده هم هستند...   این روزها مشغول تعدیلیم

در این دویدنها رسیدن نیست     عمری است ما روی تِرِدمیلیم

آخر کجا می آیی آقا جان؟         بگذار، ما مشغول تحلیلیم

دنیا به کام قوم دجال است       ما هم که با دجال فامیلیم

درس "پیام نور"تان از دور       خوب است، ما مشتاق تحصیلیم

آقا، شما تفسیر قرآنید           البته ما قائل به تاویلیم

نه عالم احکام قرآنیم             نه عامل ­­تورات و انجیلیم

گفتند: شرط راستی، مستی است     ما هم که ذاتا مست و پاتیلیم

در کل، زمین، مصر است و این مردم       یاران فرعونند و ما نیلیم

اینها اگر کرم اند، ما ماریم          آنها اگر مورند، ما فیلیم

فیلیم در نطع سخن امّا       وقت عمل، طیراً ابابیلیم

در حفظ ما باید به جدّ کوشید      ما نقطه‌ی حسّاس آشیلیم

"آدم شدن" یک ایده‌ی نوپاست       ما هم نهادی تازه تشکیلیم

سیصد نفر "آدم" که شوخی نیست      مستلزم تغییر و تبدیلیم

تعجیل‌، کلا کار شیطان است      اصلا چرا مشتاق تعجیلیم؟

وقتش که شد‌، آن وقت می گوییم:      آقا بیا کم کم که تکمیلیم

وقت عمل هم می‌رسد امّا         فعلا به فکر حفظ و ترتیلیم

آخر چطوری حرف حق؟ وقتی     مشغول ذکر و ورد و تهلیلیم

ما با همین حالت که می بینید       مستوجب تشویق و تجلیلیم

صندوق عهد و رای اگر باشد        یاران داوود و سموئیلیم

توی صف عشاقتان از صبح      ما صاحبان ساک و زنبیلیم

بعضی به نامت، بارشان شد بار     ما تازه فکر بار و بندیلیم

کار غنایم را به ما بسپار      چون خبره در تقسیم و تحویلیم

باد هوا خوردن که ممکن نیست        آخر مگر ماها حواصیلیم

***

گفتند: روز جمعه می آیی       ما روزهای جمعه تعطیلیم ...

 

از :ابوالفضل زرویی نصرآباد

 


آخرین ویرایش: دوشنبه 10 شهریور 1393 09:45

 

قدم اول

سه شنبه 4 شهریور 1393 07:56نویسنده : زهرا .

 
ای دل چه اندیشیده ای در عذر آن تقصیرها؟!



راه دو کلمه است مهم عمل است.
قدم اول این است: گناه ترک شود.
ترک گناه شرطی است که بدون آن هیچ راهی سلوک نمی شود و هیچ حرکتی وجود نخواهد داشت.
پس بکوشید اول گناهان را بشناسید و ثانیاً بطور جدی آن را ترک کنید.

javedan.ir

آخرین ویرایش: سه شنبه 4 شهریور 1393 07:56

 

ای سلیمان درمیان زاغ و باز...

سه شنبه 4 شهریور 1393 06:41نویسنده : زهرا .

 

همه تان از امروز تصمیم بگیرید:
هر روز به قدری که برایتان میسّر است قرآن بخوانید، اما به این کیفیت، یعنی از اول که شروع می کنید نصف جزء، یک جزء، هر چه توانستید. نیت کنید این قرآن برای امام زمان، و این هر روز ترک نشود، خلاصه خودتان اهل فهمید، اگر دوره سال هر روز، آن هم قرآن را... چون عزیزتر از قرآن پیش امام زمان گوهری نیست، این قرآن را که کلام الله است، تلاوت کنید، آن هم هدیه به او کنید،
اینها همه در دفتر شما ثبت می شود، شب قدر که ورق تقدیر من و تو را، سرنوشت دنیا و آخرت ما را به دست او دادند، وقتی دید دوره سال تو با نماز آنچنان بودی، قرآن را اینچنین خواندی، آن هم برای او خواندی، حالا فکر کن خودت، ببین آن وقت همچو کریمی که تمام عالم بر سر سفره او نشسته اند، چه خواهد کرد با این کسی که یکسال اینچنین کرده؟
ران ملخی را هدهدی پیش سلیمان برد، دست به سرش کشید، این تاج بر سر هدهد تا قیامت در نسلش ماند، حالا یک دوره سال قرآن بخوانی، هدیه به امام زمان بکنی، آن سلیمانی که هزارها سلیمان گدای درگاه اویند، با من و تو چه خواهد کرد؟

 آیت الله وحید خراسانی، سایت معظم له

آخرین ویرایش: سه شنبه 4 شهریور 1393 07:31

 

چگونه ایم

جمعه 24 مرداد 1393 00:52نویسنده : زهرا .

 



با صفات مان به دنیا می آییم
با عادت هایمان بزرگ میشویم
در یقین های خیالی گم میشویم
با آرزوهایمان پیر میشویم
با پشیمانی می میریم
و با حسرت برانگیخته میشویم
کاش
کاش صفات را تبدیل کنیم
به خود عادت نکنیم
به یقین مان شک کنیم
سراب آرزو را باور نکنیم
آرام بمیریم
و شاد برانگیخته شویم

آخرین ویرایش: جمعه 24 مرداد 1393 01:26

 

کاش سکوت کنم

پنجشنبه 16 مرداد 1393 14:32نویسنده : زهرا .

 
امام حسین علیه السلام فرمودند: هرکه می­خواهد بیاید، «فَلیَرحَل مَعَنا»؛ دنبال منِ حسین راه بیفتد؛ گام جای گام من نهد؛ آن‌وقت به نقطه­ ای که باید، خواهد رسید. این راهِ سلوک الی الله است.    استاد مهدی طیّب



انگار استثنا ندارد
همه همین طوریم
با حرارت می آییم پر از شوق و با یک دنیا هیجان سخن می گوییم
و اگر در عزممان تردید کنند تعجب می کنیم دلخور میشویم
بعد نمیدانم چه اتفاقی می افتد که از زمین و زمان موانع سبز میشوند
من کلاس دارم تو مریض میشوی او بچه دارد و آن دیگری میترسد که مبادا این، بهترین و درست ترین نباشد...
و همه بی تقصیر و متأسف که چه حیف شد، کاش فرصتی دست میداد، انشاءالله خدا توفیق دهد، دعا کنید،...!

گفت نمیدانی چقدر خوشحالم دربدر دنبال جایی میگشتم که بتوانم مفید باشم به نشر معارف اهل بیت کمک کنم تخصص ندارم ولی کاش میشد یاد میگرفتم.
آمد، یاد گرفت، نمونه کار گرفت، قرار شد با ایمیل ارتباط داشته باشد و همکاری کند
چند روز بعد تماس گرفت خیلی متأسف و شرمنده بود گفت اینترنتمان قطع شده نمیتوانم
گفتند اینکه مهم نیست راه حل دارد
گفت نه نمیتوانم اینترنت ندارم ببخشید حیف شد!
بله حیف شد
همیشه حیف میشود وقتی یک همراه از قافله عقب میماند

عقب میمانم
و نمیدانم که حیف منم نه آن کاری که قرار بود انجام دهم و بهانه ای بود برای همراهی
همیشه همین طورم
همیشه عقب میمانم
دنبال چه هستم؟!
کاش دست کم وقتی هیجان زده میشوم کمی صبر کنم زود قول ندهم کاش سکوت کنم
کاش مردم کوفه کمی صبر میکردند نامه هایشان را زود نمیفرستادند کاش قول نمیدادند کمی سکوت میکردند

برچسب ها: سلوک ، سکوت ، موانع ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 16 مرداد 1393 14:32

 

تمرین شرک یا تمرین توحید؟

چهارشنبه 28 خرداد 1393 23:08نویسنده : زهرا .

 



هر بدی ای که من دارم، ریشه در یک شرک دارد. اگر من بدی هایم را کنار بگذارم، دارم به خالص شدن کمک می کنم.
 تمام اعمال ما، دانه دانه یا تمرین شرک است و یا تمرین توحید است. اگر عمل خوب باشد، دارم تمرین توحید می کنم و اگر خدای نکرده عمل بد و گناه و مکروه است، دارم تمرین شرک می کنم.
بنابراین باید تمرین شرک را کنار بگذارم. این حرف اول و قدم اول است. اصلا انسان مومن نیست مگر زمانی که گناه را کنار بگذارد. حداقل مقبول از ایمان آن زمانی است که انسان گناه نمی کند. دیگر گناه نمی کند. این به حداقل مقبول از ایمان رسیده است. کمترش مشکل دارد.
 چنین آدمی که به حداقل از ایمان رسیده، قدم اول را خودش برداشته است تا نظر لطف خدای متعال نسبت به این شخص جلب شود. تا آدم گناه را کنار نگذاشته باشد، آن نظر لطف جلب نمی شود.
این نظر لطف اختصاصی است که خدای متعال می خواهد و می کوشد
(البته این لفظ بد است) و اعمال ولایت می کند که بنده اش خالص شود. این یک نظر لطف خاص می خواهد. این نظر لطف خاص مبتنی بر این است که من گناه را ترک کرده باشم. اعمال ولایت تازه از آنجا شروع می شود. خدای متعال می کوشد که این بنده را خالص کند. این اعمال ولایت و این کار از آن زمانی است که بنده گناه را کنار گذاشته باشد.

برگرفته از سایت javedan.ir

آخرین ویرایش: چهارشنبه 28 خرداد 1393 23:41

 

سِحر میدانم

شنبه 24 خرداد 1393 19:50نویسنده : زهرا .

 
برگی از شاخۀ بالای سرم چیدم گفتم:
چشم را باز کنید
آیتی بهتر از این میخواهید؟
می شنیدم که به هم می گفتند: سحر می داند سحر!
(سهراب سپهری)



اگر رئیس جمهور آدرس ایمیلش را بدهد تا هر کس هر حرفی دارد مستقیم با او درمیان گذارد،
و بگوید او خودش شخصا تمام ایمیلها را میخواند و خودش پیگیری میکند،
آیا وسوسه نمیشوی دست کم چند بار حرفهایت را برایش بفرستی؟

آیا لازم است حتما دربرابرش بنشینی و صورتش را ببینی؟
آیا به راحتی از کنار این پیام میگذری و میگویی ای آقا دلت خوشه؟!

اگر رئیس همۀ عالم بگوید هر حرفی داری بگو من میشنوم و جواب میدهم، چه؟
آیا وسوسه نمیشوی برای امام زمانت ایمیلی بفرستی؟!
آیا دلت می آید بگویی ای آقا دلت خوشه؟
دلم خوش نیست برادر!
ساده دلم و باور میکنم
ساده دل باش و باور کن
سادگی خوب است
باور کن!

برچسب ها: امام زمان ع ، نامه ،
آخرین ویرایش: شنبه 24 خرداد 1393 19:51

 

تعداد کل صفحات ( 10 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات