زود برگرد

شنبه 27 مهر 1392 22:38نویسنده : زهرا .

 



نمی دانی چقدر پشیمانم!
گفت نه به آن آرزوها و اداهای عارفانه ات نه به این پشیمانی هایت
گفتم تو نمی دانی
نمی دانی که چه بیچاره میشود ذرۀ کوچک وقتی در مدار نور بیفتد و همچنان تاریک باشد
به قول فردوسی بزرگ:
روانش گمان نیایش نداشت
زبانش توان ستایش نداشت

خوش به حال آن زن جادو که به تیغ رستم از روان و زبان تاریک خود رست
کاش رستمی تیغ برمی گرفت و مرا از تاریک روانم و کوچک توانم می رهاند
در من نمیگنجد طاقتش را ندارم
گفت تو که طاقت یک دوست خدا را نداری،
چگونه سودای خدا و پیغمبر داری؟!

هر وقت یک ولی خدا را ملاقات کردی او را ببین و زود برگرد. برای اینکه ممکن است بمانی و غافل شوی و طوری عمل کنی که اهانت آمیز باشد.

حاج آقا دولابی رضوان الله علیه




برچسب ها: ملاقات ، ولی خدا ، حاج آقا دولابی ،
آخرین ویرایش: شنبه 27 مهر 1392 22:41

 

قربانی برای قرب

جمعه 26 مهر 1392 07:24نویسنده : زهرا .

 



عید قربان
پایان چلّۀ کلیمیّه است. (و واعدنا موسی اربعین لیله) سالک چهل شب سیر می کند و چهل منزل را در قوس صعود از لیل تاریک دنیا به سمت نور حرکت می کند. این سلوک از ظلمانی ترین مرتبۀ هستی که عالم طبیعت و مادّه است شروع می شود و هر شب روشن تر از شب قبل است؛ اما هر مرتبه نسبت به مرتبۀ بالاتر لیل است ولذا سلوک در چهل شب است (اربعین لیله). سالک از نفسانیت و انانیت خود مرتبه به مرتبه دور می شود تا اینکه در روز عید قربان نفس را سر می برد و فدای محبوب می کند.

رهیدن از دام خودخواهی و خودپرستی نتیجۀ این سلوک است. به صورت ظاهر حاجیان گوسفندی را قربانی می کنند اما در باطن و نیت نفس خود را سر می برند و پس از آن سر می تراشند که نماد ذلت بندگی و تن دادن به عبودیت است. به بندگی مطلق خدا تن می دهند و عبد می شوند و بدین ترتیب توفیق دیدار حق فراهم می شود. اوج سلوک این است که خودت را در راه محبوب قربانی کنی ولذا روز شادمانی و جشن است. مناجات های روز عرفه نشان دهندۀ آخرین گام های سالک است تا به دیدار برسد. عید قربان عید ایثار و عشق و تسلیم مطلق دربرابر حق و دل کندن از همۀ دلبستگی هاست.

خدا از حضرت ابراهیم علیه السلام می خواست به اوج مرتبۀ تسلیم برسد ولذا وقتی پدر و پسر به این اوج تسلیم رسیدند و پدر خواست سر پسر را ببرد، فلمّا اسلما و تلّه للجبین، ندا آمد که مأموریت را انجام دادی و تمام شد. هدف، کشتن پسر نبود؛ بلکه دل کندن از تعلّق و تسلیم خدا شدن بود.

یک پیام این واقعه هم این است که عصر قربانی کردن بشر تمام شد و بشر را نباید قربانی کرد و پیام دیگر اینکه با قربانی گوسفند و اطعام فقرا با فقر مبارزه کنیم.

مسیر تکامل انسان و همۀ عالم هستی با قربانی طی می شود. خاک در گیاه فنا می شود و گیاه قربانی حیوان می شود و حیوان قربانی انسان می شود و هر کدام یک مرتبه بالا می آیند. انسان نیز باید قربانی و تسلیم انسان کامل شود تا به کمال برسد. انسان کامل و حجّت خدا هم قربانی خدا می شود. نظام تکاملی جهان آفرینش نظام قربانی است و عید قربان یاد آور این مسیر قربانی و رسیدن به قرب خداست...

ادامۀ این مبحث را در سایت اهل ولاء، سخنرانی استاد مهدی طیّب، جلسه 25/ 7/ 92 پیگیری کنید.


برچسب ها: قربانی ، قرب ، سلوک ، استاد طیّب ،
آخرین ویرایش: جمعه 26 مهر 1392 07:43

 

قربان

چهارشنبه 24 مهر 1392 10:50نویسنده : زهرا .

 


می خواستم خودم را قربانی کنم
هرچه دارم فدا کنم
با افتخار دنبال خودم میگشتم تا پیدایش کنم تربیتش کنم
بزرگ شوم
فدایی شوم
می خواستم بشوم
با التهاب و حسرت می خواستم بشناسم
خودم را ، او را
می خواستم به عرفه و به قربان برسم
دربدر دویدم گشتم
اما هیچ نیافتم
باور نمیکردم که اصلا چیزی برای قربانی وجود ندارد
چقدر دشوار و عجیب است که ببینی چیزی برای فدا کردن نداری

دیدم این چیزی است که باید بشناسم و فدا کنم
تصور اینکه کسی هستی و میکوشی به جایی برسی و چیزی بشوی
بیخیال 
بیخیالِ خودت شو
قرار نیست چیزی بشوی حتی فدا بشوی
فقط به دست و پا زدن کودکانه ات ادامه بده تا خوب باور کنی که هیچ نیستی

شخص بزرگی می خواست به کسی کمک کند و می دانست او کار بلد نیست و خرابکاری می کند، ولی برای اینکه عزّتش محفوظ بماند گفت بیا اینجا کار کن. گرچه او خراب می کرد، ولی به او مزد می داد.
خدا با بنده اش اینچنین است.


حاج آقا دولابی رضوان الله علیه





برچسب ها: قربان ، عرفه ، هیچ ، حاج آقا دولابی ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 24 مهر 1392 10:55

 

عاشق

شنبه 20 مهر 1392 17:24نویسنده : زهرا .

 
قافیه اندیشم و دلدار من       گویدم مندیش جز دیدار من



هر وقت توانستی مثل من این کلمات را خوشکل کنار هم بچینی
بعد با دل آرام و سر صبر و  کلی ذوق و شوق یک عکس قشنگ هم کنارش بگذاری
بدان
بدان که عاشق نیستی

هروقت گفتی خدا را شکر!  غمی ندارم، دردی ندارم
بعد با آرام و قرار و راحت سر بر بالین گذاشتی
بدان
بدان که عاشق نیستی.

خدای متعال به حضرت موسی ع فرمود: دروغ گفت آنکه پنداشت مرا دوست دارد؛ اما وقتی تاریکی شب فرا میرسد میخوابد. آیا جز این است که عاشق خلوت معشوق را دوست دارد؟! (صدوق، امالی، ص 356)



برچسب ها: عاشق ، خدا ، بیداری ،
آخرین ویرایش: شنبه 20 مهر 1392 17:24

 

گسست

سه شنبه 16 مهر 1392 12:00نویسنده : زهرا .

 



فکر نکن، فکر نکن، فکر نکن
اگر فکرش را بکنی می بینی که  جا مانده ای!
وسط راه خواب مانده ای
خواهر، برادر
پدر
همه رفته اند
باورت میشود؟
چطور ممکن است؟
آخر قرار نبود اینطور شود!
هی نگاه می کنی هی صبر می کنی
بیهوده  ایستاده ای
 آنها که رفته اند بازنمی گردند
همچنان می روند
آنقدر می روند
تا این فاصله به یک گسست  تبدیل شود
و این گسست در درون توست
چقدر دور شده ای
راه کجاست؟!

بسته شدن راه کربلا اثر کفران نعمتی است که مردم کردند... این بار که راه باز می شود، مواظب باشید...

حاج آقا دولابی رضوان الله علیه





برچسب ها: راه ، کربلا ، حاج آقا دولابی ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 16 مهر 1392 12:01

 

سلامت

شنبه 13 مهر 1392 02:10نویسنده : زهرا .

 


سالک در پایان معراج نماز و در بازگشت از عالم وحدت به کثرت، در انتقال از هر مرحله به مرحلۀ بعد، دو سلام دارد. سلام تحیّت بر آن که بر او وارد می شود؛ و سلام وداع بر آن که از او جدا می شود.

نخست سلام بر رسول الله ص است؛ و بعد بازگشت سالک به خودش که برای خود و بندگان صالح طلب سلامت می کند. زیرا سفری که نماز نماد و عصارۀ آن و حاوی همۀ کمالات آن است، سفر پرخطری است.

خداوند راجع به حضرت یحیی ع فرمود: السلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیّا: سلام بر او روزی که متولد شد و روزی که می میرد و روزی که زنده برانگیخته می شود. و از زبان عیسی بن مریم ع نقل کرد: السلام علیّ یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیّا: سلام بر من روزی که متولد شدم و روزی که می میرم و روزی که زنده برانگیخته می شوم.

سلامِ روز تولد، یعنی سالم و...

                                                                         استاد مهدی طیّب

ادامه مطلب را بخوانید
برچسب ها: سلام ، سلامت ، نماز ، استاد طیّب ،
آخرین ویرایش: شنبه 13 مهر 1392 02:16

 

چاووش

جمعه 12 مهر 1392 00:35نویسنده : زهرا .

 



آوای چاووشی خوان ها که در پس کوچه های ده بالا می پیچید، عقل از سرش می پرید

سر برهنه می دوید پشت پرچین و همانجا در طنین بانگ رحیل به خاک می افتاد:

هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله...


دوباره شیدایی، دوباره واویلا، دیگر اهل خانه از زاری او خواب و خوراک نداشتند.

بالاخره مردش را راهی کرد، قربانی کرد

و بی آنکه به پشت سرش نگاه کند زمینهای آبا و اجدادی را به امان خدا گذاشت و رفت

آنطور رفت که الان  سالهاست در صحن  اباعبدالله، پایین پله ها زیر پای زائران، تخت خوابیده

بی بی زهرا را می گویم.

همان که بی شباهتم به او!

برچسب ها: ابا عبدالله ع ، چاووش ، کرب و بلا ،
آخرین ویرایش: شنبه 13 مهر 1392 00:40

 

خواب و خیال

سه شنبه 9 مهر 1392 22:10نویسنده : زهرا .

 


تو فکر می کنی من شعر می گویم یا بازی احساسات راه انداخته ام؟!

مگر نمی شنوی که هیچ صدایی نیست جز صدای او

مگر نمی بینی که  چطور  جایی برای کسی باقی نمانده

«آخر من کیستم؟! من خود نیستم. همان نیست هم نیستم

درمانده تر از من کیست؟ آویخته ی نمی دانم ها و نمی توانم ها

ای آنکه نمی دانم کیستی یا چیستی
 
ای همه ی هستی
 
گویا هستی!

«اگر کسی گفت همه ی اینها خواب و خیال است، بگو خواب و خیال خوب بهتر از خواب و خیال بد است.»
                                                  حاج آفا دولابی رضوان الله علیه




برچسب ها: خیال ، خدا ، حاج آقا دولابی ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 9 مهر 1392 22:14

 

تعداد کل صفحات ( 10 ) ... 4 5 6 7 8 9 10
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو