خوش باور

شنبه 6 مهر 1392 22:40نویسنده : زهرا .

 
لا یسمعون حسیسها



یواشکی یه علامت گذاشته ام روی صفحۀ سیصد و سی و یک قرآنم
هر وقت می خوام باز کنم چشمامو می بندم میگم: حالا چی میخوای به من بگی؟!
بعد با دلواپسی باز می کنم: لا یسمعون حسیسها
هرگز حتی صدای دوزخ را نمی شنوند
وای خدا جونم چقد تو خوبی فقط حرفای خوبت رو به من می گی!
هرگز هرگز هرگز صدای دوزخ را نخواهم شنید.

به خدا و خوبان خدا خوش باور باشید. خوش باوری به آنها خوب است. ولو دراثر آن به ظاهر سرتان کلاه رفت، سجدۀ شکر کنید.

حاج آقا دولابی رضوان الله علیه

برچسب ها: خدا ، خوش باوری ، قرآن ، حاج آقا دولابی ،
آخرین ویرایش: شنبه 6 مهر 1392 23:44

 

سلام

پنجشنبه 4 مهر 1392 22:23نویسنده : زهرا .

 
کدام سرزمین از تو خالی است
تا برخیزند و تو را در آسمان جستجو کنند؟
تو آنها را می بینی که ظاهراً تو را می جویند
ولی از نابینایی تو را نمی بینند.
                                        
حسین بن منصور حلاج



نمازگزار با احساس حضور پیامبر ص و امیرالمؤمنین ع و همۀ انبیا و عباد صالح و فرشتگان سلام می دهد. آنها حاضرند؛ ما ضعفِ دید داریم. غیبته منّا (غیبت او از ماست). سلام کردن به کسی که حاضر نیست عمل لغو است. شرط سلام حضور داشتن است. پس به پیامبر ص و اهل بیت ع سلام می دهیم چون حاضرند و اگر نمی بینیم لااقل آنها را در ذهن و دل خود حاضر بدانیم.

سلام ازجانب خداست
و از بالا به پایین است. در قرآن هیچ پیامبری به خدا سلام نمی کند؛ اما خداوند به بسیاری از ایشان سلام میکند. سلام نماز هم می تواند ازجانب خداوند تلقی شود و به معنی رحمت و امان ازسوی خدا. تلقی دوم آنکه نمازگزار به پیامبر ص و اهل بیت ع و انبیا و اولیا و فرشتگان سلام می کند...

استاد مهدی طیّب
ادامه مطلب را بخوانید
برچسب ها: سلام ، نماز ، خداوند ، پیامبر ، اهل بیت ، استاد طیّب ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 4 مهر 1392 23:28

 

دیو و دلبر

سه شنبه 2 مهر 1392 20:41نویسنده : زهرا .

 


دیو را می شناسم
همان کوچک مجهول که از تصویر خویش می هراسد
همان که تا دهان باز می کند، هول و تلخی، و تندی گزندۀ تاریکی بیرون می زند
همان که در غار شب، تا صبح سنگین و بی حیات می خسبد
همان که وارونه کار است، همه کارش ناتمام است
همان که دست و دلش هر یک به سویی می رود

دیو را خوب می شناسم
کافی است شهامت داشته باشم در آینه نگاه کنم
می دانی دلبرم! بر دیو ترحم می کنم دلداریش می دهم
می  دانم روزی خواهی آمد، درون آینه پا خواهی گذاشت
و دیو در استحالۀ شگفت نور و تاریکی دلبری خواهد شد.
می دانم زود خواهی آمد.

«محبّت کارش تغییر دادن و رنگ زدن است. مگر نمی بینی آن کسی که دوستش داری، اخلاق و رفتار تو را عوض کرده و تو مانند او شده ای؟ موالیان ما، ما را با محبّت خود رنگ الهی می زنند».

حاج آقا دولابی رضوان الله علیه




برچسب ها: محبت ، رنگ الهی ، اخلاق ، حاج آقا دولابی ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 2 مهر 1392 22:34

 

اقیانوس

جمعه 29 شهریور 1392 09:04نویسنده : زهرا .

 

فرستادی که از من بپرسد چگونه هستم

پس از تو غم و غصه بر من نرسد

                                             حسین بن منصور حلّاج


اگر همۀ عالم کن فیکون شود، مؤمن مثل اقیانوس آرام است؛ نه ذره ای غصه دارد نه ذره ای نگرانی. به آرامش مطلق رسیده است.

امیرالمؤمنین ع فرمودند: هیچ بنده ای طعم ایمان را نمی چشد مگر آنکه به یقین بداند آنچه برای او رخ داده، محال بود رخ ندهد و آنچه به او نرسید محال بود برسد و رخ دهد؛ و به روشنی باور کند هم آنکه ضرر می رساند و هم آنکه سود می بخشد، خدای متعال است.

هیچ اتفاق و رخداد تصادفی در عالم وجود ندارد...                         استاد مهدی طیّب

ادامه مطلب را بخوانید
برچسب ها: آرامش ، خدا ، ایمان ، استاد طیّب ،
آخرین ویرایش: جمعه 29 شهریور 1392 17:27

 

بیا فرار کنیم

چهارشنبه 27 شهریور 1392 06:29نویسنده : زهرا .

 
ففرّوا الی الله...
                             سورۀ ذاریات، آیۀ 50



به سارا گفتم بیا فرار کنیم
گفت از این دورتر کجا برم؟
گفتم نه من طاقت دوری ندارم بیا نزدیک تر فرار کنیم.
نزدیک تر از خودت، نزدیک تر از خودم
بیا یه جایی فرار کنیم که فقط خودش باشد و خودش...


«خداوند از هرچه فکر کنیم به ما نزدیکتر و ما از هرچه فکر کنیم از خداوند دورتریم».

                              
حاج آقا دولابی رضوان الله علیه

برچسب ها: الله ، نزدیک ، حاج آقا دولابی ، فرار ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 26 شهریور 1392 22:37

 

مولای لم یزل

سه شنبه 26 شهریور 1392 15:45نویسنده : زهرا .

 

دوست دارم خاک باشم بر سر راهت بیفتم
سایه باشم پای شمشادت بیفتم
ماه باشی، سایه ی الله باشی
واله باشم، محو مهتابت بیفتم
ابر باشی، پاکی هر دشت باشی
اشک باشم، قطره باشم، زیر بارانت بیفتم
بحر باشی، چشمه ی صد نهر باشی
ریگ باشم، تشنه باشم، در بیابانت بیفتم
رنگ باشی، هم گل بی رنگ باشی
برگ باشم، زرد باشم، در گلستانت بیفتم
دوست دارم بس تو باشی، لم یزل چون واحد قهّار باشی
هیچ باشم
                 نه بخیزم نه بیفتم
                                             از من و مایی بیفتم.

برچسب ها: مولا ، الله ، واله ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 26 شهریور 1392 16:12

 

کهف

دوشنبه 25 شهریور 1392 10:11نویسنده : زهرا .

 
تجهزوا رحمکم الله! فقد نودی الیکم بالرحیل...

آماده شوید، خدایتان بیامرزاد! که بانگ کوچ را سردادند...

                                                                
                                                              امیرالمؤمنین علی علیه السلام



سارا می گفت بیا بریم پشت کوه...
گفتم من خودم پشت کوهم! مگر بوی خاک و آب و آفتاب را از صدایم نمی شنوی؟
گفت پس خوش به حالت از جایت تکان نخور
گفتم از همین می ترسم؛ از صدای باد که گوشۀ دامنم را گرفته و مرا می کشد به سوی شهر
گفت هرچه بادا باد به قصۀ آفتاب گوش بسپار... قصۀ کوه ... قصۀ کهف...
می دانی چیست؛ انگار طرح قصه در من پیاده نمی شود یا قصه گو روایت دیگری دارد...
چه کسی می داند؟!


برچسب ها: کهف ، رحیل ، حضرت علی ع ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 25 شهریور 1392 22:41

 

دلخوری

شنبه 23 شهریور 1392 22:31نویسنده : زهرا .

 
" آی عشق! آی عشق! چهرۀ آبیت پیدا نیست

آی عشق! آی عشق! رنگ آشنایت پیدا نیست"




قدیم پلو کم خورده می شد. پسر جوانی همیشه در خیال خود شب عروسی اش را ترسیم می کرد و با خود می گفت آن شب پلوی مفصلی خواهم خورد. شب عروسی، پدرش مهمان ها را بر سر سفره دعوت کرد و به پسرش گفت: تو سر سفره نرو. پسر بی خبر از آنکه غذای مفصلی برای او در حجله قرار داده اند تا با عروس خانم بخورد، از اینکه پدرش مانع شد همراه مهمان ها غذا بخورد و شکمی از عزا درآورد، به شدت دلخور شد. آخر شب که مهمان ها رفتند،پدرش به او گفت: خوب حالا برو به حجله. پسر که خُلقش از دست پدرش به شدت تنگ بود، با دلخوری گفت: ارواح باباش! هرکه پلو را خورده برود به حجله!
نکند ما هم خُلقمان از دست خدا و موالیانمان تنگ باشد و وقتی راه وصال و لقاء باز می شود و ما را فرامی خوانند، مثل آن داماد باشیم؟ وقتی که با خدا خلوت می کنیم و بر سر سجادۀ عبادت می نشینیم و یا وقتی موت می آید و به حجله گاه مؤمنین می رویم، نکند خُلقمان از خدا تنگ باشد!
                                             حاج آقا دولابی رضوان الله علیه

برچسب ها: دلخوری ، خدا ، وصال ، حاج آقا دولابی ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 24 شهریور 1392 00:09

 

تعداد کل صفحات ( 10 ) ... 5 6 7 8 9 10
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو