چرا این قدر مردّد هستیم؟؟

شنبه 27 دی 1393 14:56نویسنده : سمیرا .

 



اگر قبول و باور كردیم چرا این­قدر در زندگی سُستیم؟!

 به تعبیر قرآن‌كریم البتّه من ادب می­کنم این تعابیر را برای دوستان اهل­ بیت به كار ببرم، به خودم می­گویم:

«مُذَبْذَبینَ بَیْنَ ذٰلِكَ لا اِلىٰ‏ هـٰـؤُلاءِ وَ لا اِلىٰ‏ هـٰـؤُلاءِ»‌  (سوره ی نساء آیه ی 143)  بین دنیا و آخرت، بین خدا و دنیا مردّد است.

نه این ور نه آن ور، چند لحظه این طرف چند لحظه آن طرف، چرا یك­سره با خدای خودمان كار نمی­كنیم؟

چرا یک­سره با خدای خودمان معامله نمی­کنیم؟ اگر باور كردیم و قبول داریم چرا این­قدر مردّد هستیم؟!

باور آثاری دارد. آثار باور عمل و اقدام است. در دستگاه خدا ادّعا و سخن گزاف نمی­خرند.

 به تعبیر امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه ( خطبه ی 129) نقل شده است:

 «لا یُخْدَعُ‏ اللهُ‏ عَنْ‏ جَنَّتِهِ»خدا در مورد بهشت از كسی خدعه نمی­خورد

«وَ لا تُنالُ‏ مَرْضاتُهُ‏ اِلّا بِطاعَتِهِ» و به رضای الهی جز از راه انجام طاعت خدا نمی­شود رسید.

«اَ فَبِهـــٰـذا تُرِیدُونَ اَنْ تُجاوِرُوا اللهَ فِی دارِ قُدْسِهِ وَ تَكُونُوا اَعَزَّ اَوْلِیائِهِ عِنْدَهُ»

آیا با این رفتارها انتظار دارید كه در مجاورت الهی، در دار قدس پروردگار جایگاه پیدا كنید؟  

«وَ تَكُونُوا اَعَزَّ اَوْلِیائِهِ عِنْدَهُ» و عزیزترین اولیاءالله نزد خدا باشید، با این رفتار؟! با این عملکرد؟!

 هر چیزی لوازم و مقتضیّاتی دارد. برای رسیدن به هر چیزی كاری باید انجام داد.

با آرزو و اَمانی به جایی نمی­شود رسید.

 پیغمبراكرم صلی الله علیه و آله ‌فرمودند: «الْاَحْمَقُ‏ مَنْ‏ اَتْبَعَ‏ نَفْسَهُ‏ هَواها وَ تَمَنَّى عَلَى اللهِ الجنّه»

كسی كه در زندگی از هوای نفس خود تبعیت می­كند؛ امّا از خدا آرزوی بهشت دارد، احمق است.

باید تكلیف خود را روشن كنیم، اگر باور داریم، بسم­ الله پا به میدان بگذاریم

و اگر باور نداریم روی باور خودمان كار كنیم.

تصمیم خودمان را بگیریم، خودمان را از اینجا مانده و از آنجا رانده نكنیم.

استاد طیّب

http://www.ahlevela.com



برچسب ها: باور ، دو راهی ، دنیا ، آخرت ، خدا ، پیروی از هوای نفس ، ضعف باور ،
آخرین ویرایش: شنبه 27 دی 1393 15:14

 

دوراهی محبت

سه شنبه 6 آبان 1393 14:22نویسنده : زهرا .

 
«روز عاشورا عده ای آمده بودند غنیمت ببرند. هرکدام چیزی از سیدالشهداء و اهل بیت علیهم السلام کندند و بردند. نکند ما هم آمده باشیم چیزی ببریم! این همه داغ و مصیبت را دیدی هنوز یاد حاجتهایت و دردهای خودت هستی؟!»



گفت مقایسۀ حاجتمندان دنیا با قاتلان اباعبدالله علیه السلام کمی بی انصافی است!
 
گفتم این ماجرا را شنیده ای؟ به نظرم مولانا در مثنوی نقل میکند. درویشی پیش پیر و مرادش میرود و از فقر شکایت میکند. پیر او را به صبر و قناعت توصیه میکند؛ اما او نمیتواند صبر کند و آنقدر حاجتش را به محضر پیر میبرد که بالاخره پیر چوبدستی خود را به او  میدهد و میگوید برو فلان خرابه یک ضربه به دیوار بزن. او میرود یک ضربه میزند و یک سکه پایین می افتد و او هم خوشحال میرود و از پیر تشکر میکند و می بیند که پیر پایش میلنگد. درویش طمع برمیدارد و هر روز سراغ دیوار میرود و ضربه ای میزند و سکه ای برمیدارد و از آن طرف پیر هر روز دردمندتر میشود. یک بار درویش فکر میکند چه کاری است که هر روز یک سکه بردارم لابد آنجا گنجی است خوب است یکجا بردارم و به فقرا هم انفاق کنم. می رود با چوبدستی آنقدر به دیوار میزند تا دیوار فرو میریزد و تلی سکه پایین می آید ... فردا می رود ملاقات پیر می بیند در بستر احتضار افتاده است. میگوید چه شده؟ جواب میدهد:
فکر میکنی آن چوبها که میزدی کجا میخورد؟!
عزیزم هر چیزی در این عالم باطنی دارد. باطن دنیاطلبی شاید به امام کشی منجر میشود. به سخن استاد طیب کوفیان همه شیعیان امیرالمومنین بودند و قلباً امام حسین علیه السلام را دوست داشتند؛ اما محبت دنیا در آنها پررنگ تر بود و ایمانشان ضعیف تر. مگر فرزدق به حضرت نگفت که قلوبهم معک و سیوفهم علیک! دلهایشان با توست اما شمشیرهایشان علیه تو.  مگر خود عمرسعد شب عاشورا تا صبح در خیمه راه نرفت و در دو راهی دنیا و آخرت دست و پا نزد؟ بالاخره نتوانست بر محبت دنیا غلبه کند و با امام جنگید؛ اما بالای گودال قتلگاه اشک می ریخت! امیرالمومنین می فرمایند دنیا و آخرت دو راه متضادند هر قدر به سمت یکی بروی از دیگری دور شده ای.
همه شنیده ایم که اهل دلی در حرم امام رضا علیه السلام دید حرم پر از حیوانات است و حضرت با لطف روی سرشان دست میکشند. شما فکر میکنید کسی که باطنش سگ و گرگ است اگرچه به ظاهر محب اهل بیت و در حرم امام باشد اگر خداوند اجازه دهد باطنش را ابراز کند و مجال فعالیت بیابد چه خواهد کرد؟ آیا به همین امامی که دوست دارد جسارت نخواهد کرد؟ از سگ آیا جز این برمی آید و میتواند سگی نکند؟
در کربلا خداوند مجال داد تا مسلمانان و شیعیان ظاهری، باطن خود را بروز دهند. باطن دنیا تاریک است و آنکه رو به دنیا دارد باطنش و روحش تاریک خواهد شد. من که همۀ همّ و غمم مشکلات و خواسته های خودم است تا آنجا که در مصائب اهل بیت هم کوتاه نمی آیم و فکر میکنم الان بهترین زمان برای حاجت گرفتن است و فرصت را غنیمت میشمارم و خواسته های خود را وسط شمشیر خوردن اهل بیت مطالبه میکنم، اگر به این روند ادامه دهم، از کدام صف سردرمی آورم؟
هر چه به طرف دنیا برویم از آخرت دور میشویم. کوفیان هم که محب امام بودند این طوری صفشان جدا شد. نتوانستند بر خواسته های دنیوی شان غلبه کنند و با همه محبّتی که به امام داشتند روبرویش قرار گرفتند.
اینها برای تخطئه و انکار حاجتمندان نیست؛ چون خود ما هم فرق زیادی نداریم و همانیم؛ اما کاش همۀ ما در مدرسۀ عالم دانش آموزان بهتری باشیم و کمی هم به تهذیب نفس بپردازیم. هرچه هم تاریک و دنیایی باشیم بالاخره همین محبت اهل بیت و گریه بر اباعبدالله علیه السلام انشاء الله نجاتمان می دهد؛ به شرطی که محبت خدا و خوبان خدا در وجود ما بر محبت دنیا غلبه کند.


برچسب ها: محبت ، دنیا ، آخرت ، حاجت ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 6 آبان 1393 14:32

 

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic