دبّه نکن...

پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394 06:04نویسنده : سمیرا .

 
حرم امیرالمومنین علیه السلام

شخصی به سنّ پیری رسیده بود و در ایران زندگی می­کرد.

مدّتی بود متوسّل به حضرت امیر علیه السلام شده بود و عرض می­کرد:

علی جان توفیق بده این آخر عمری به زیارتت در نجف بیایم و همانجا هم بمیرم.

وسایل سفرش آماده شد و به نجف مشرّف شد.

در نجف تب کرد و بیمار شد و هر روز بیماریش سخت­تر می‌شد.

در حال بیماری به یاد حرفی افتاد که به حضرت امیر عرض کرده بود.

فهمید که این بیماری مقدّمه­ ی مرگ اوست؛ لذا خیلی ترسید و به سرعت لباس پوشید

و دوان­ دوان به حرم حضرت امیر مشرّف شد  و کنار ضریح حضرت عرض کرد:

علی جان؛ آن حرفی که در ایران زدم شوخی بود و من نمی­خواهم در اینجا بمیرم.

در اثر این حرف او، حضرت امیر به عزرائیل فرمود: دست نگه دار، ما به عمر این شخص سی سال اضافه کردیم.

خبر اضافه شدن عمر به دستور حضرت امیر را عزرائیل برای آن شخص آورد، ضمناً به او گفت:

کار خوبی نکردی که برای دو روز دنیا، قراری را که با امیرالمؤمنین گذارده بودی، دبّه کردی.

ان­ شاءالله ما با موالیانمان دبّه نکنیم.

مهدی طیّب، مصباح الهدی، ص 249.



برچسب ها: مصباح الهدی ، حاج آقای دولابی ، استاد طیّب ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394 06:10

 

اگه زمین خوردی ....

دوشنبه 25 فروردین 1393 21:29نویسنده : سمیرا .

 


اگر از نفس، از شیطان زمین خوردیم، خطایی سر زد، زانوی غم بغل نگیریم؛ مأیوس نشویم؛ که نه بابا!

ببین ما درست شدنی نیستیم! تصمیم داشتیم هیچ آلودگی نباشد!

دیدی چی از ما سر زد؟! روحیّه‌ی خودمان را نبازیم.


ضمن اینکه همه ی حواسمان را باید جمع کنیم که زمین نخوریم؛ معصیتی نکنیم؛

اگر یکبار هم ناخواسته معصیتی از ما سر زد،

روحیّه‌ی خودمان را نبازیم نگوییم: نه بابا! من آدم بشو نیستم!


زمین خوردی پاشو! گرد و خاک لباست رو بتکان دوباره راه بیفت!


دوباره که راه میفتی باز هم زمین می خوری، البته گفتم همه ی حواست را جمع کن که زمین نخوری؛

امّا چون بچّه ای راه رفتن بلد نیستی، دوباره زمین می خوری،

به تدریج تعداد دفعات زمین خوردنت کم می شود تا کم کم راه رفتن را یاد بگیری.


اگر از نفس، از شیطان زمین خوردی، معصیتی سر زد؛ پاشو! گرد و خاک لباست را بتکان

یعنی استغفار کن. گرد و غبار گناه را با استغفار از روح و جانت پاک کن و دوباره مصمّم راه بیفت.

با همه ی مراقبت که دیگر گناه نکنی؛ ولی اگر بازهم گناهی سر زد بازهم روحیّه ات را از دست نده!

به تدریج دفعات خطاها و اشتباه های انسان کم می شود؛

تا انشاء الله کم کم راه رفتن یاد بگیرد؛ دیگر آن موقع گناهی از او سر نمی زند.1

1. سایت اهل ولاء، سخنان استاد، مباحث عرفانی، باز خوانی و شرح مختصر مصباح2، مبحث مسیر سلوک الی الله صفحه ی 200 مصباح.

برچسب ها: استاد طیّب ، شرح مصباح ، مبحث سلوک الی الله ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 25 فروردین 1393 22:34

 

تا مردم بگویند...

شنبه 21 دی 1392 23:24نویسنده : زهرا .

 


روی عن رسول الله صلی الله علیه و آله: انّ اوّل من یُدعی یوم القیامه رجل تَعلّم القرآن و رجل قُتل فی سبیل الله و رجل کثیر المال...
 از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است: نخستین کسانی که روز قیامت فراخوانده می شوند، کسی است که قرآن آموخته و معلُم قرآن بوده و کسی که در راه خدا کشته شده و کسی که ثروت انبوه داشته است.
پس خداوند به قاری قرآن می فرماید: آیا آنچه را بر رسولم نازل کردم به تو نیاموختم؟ عرض می کند: بله ای پروردگار. پس می فرماید: آنچه را آموختی چگونه عمل کردی؟ می گوید: ای پروردگار شب و روز آن را برپا داشتم و خواندم. خداوند می فرماید: دروغ می گویی! و ملائکه نیز می گویند: دروغ می گویی! و خداوند متعال می فرماید: بلکه می خواستی مردم بگویند فلانی قاری قرآن است؛ و گفتند.
فرد ثروتمند را می آورند؛ پس خداوند به او می فرماید: آیا به ثروت تو  توسعه ندادم که به احدی محتاج نبودی؟ عرض می کند: بله ای پروردگار. پس می فرماید: با آنچه به تو دادم چه کردی؟ می گوید: به خویشانم رسیدگی کردم و صدقه دادم. خداوند می فرماید: دروغ می گویی! و ملائکه نیز می گویند: دروغ می گویی! و خداوند متعال می فرماید: بلکه می خواستی مردم بگویند فلانی سخاوتمند است؛ و گفتند.
کسی را که در راه خدا کشته شده می آورند؛ پس خداوند به او می فرماید: چه کردی؟ می گوید: پروردگارا به جهاد در راهت امر کردی؛ پس جنگیدم تا کشته شدم. خداوند می فرماید: دروغ می گویی! و ملائکه نیز می گویند: دروغ می گویی! و خداوند متعال می فرماید: بلکه می خواستی مردم بگویند فلانی شجاع و جسور است؛ و گفتند.

آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: اینان خلق خدا هستند که آتش دوزخ برایشان فروزان می شود.

برگرفته از سایت اهل ولاء سخنرانی استاد مهدی طیّب در جلسۀ 92/10/19


برچسب ها: رسول الله ص ، قیامت ، ریا ، استاد طیّب ،
آخرین ویرایش: شنبه 21 دی 1392 23:28

 

اگر اهل عبادتی...

شنبه 7 دی 1392 21:26نویسنده : زهرا .

 


قال الله عزوجل لداود علیه السلام: یا داود بَشّر المذنبین و اَنذر الصّدیقین.
قال: ربّ کیف اُبشّر المذنبین و اُنذر الصّدیقین؟!
قال الله عزوجل: بشّر المذنبین بانّی اقبل التوبه و اعفوا عن السیئه و انذر الصدیقین ان لا یعجبوا باعمالهم...

خداوند به حضرت داود علیه السلام فرمود: ای داود گناهکاران را بشارت ده و راست کرداران و  صدیقان را بیم و هشدار ده.
حضرت داود عرض کرد: پروردگارا چگونه گنهکاران را بشارت دهم و  صدیقان را بیم دهم؟!
فرمود: گنهکاران را بشارت ده که من بی تردید توبه را می پذیرم و از بدیها درمی گذرم، و صدیقان را هشدار ده که بر اعمال نیک خود مغرور نشوند، چرا که هیچ بنده ای نیست که بخواهم به دقت به حساب او رسیدگی کنم مگر اینکه هلاک شود.
عُجب همان سم مهلکی است که شش هزار سال عبادت ابلیس را برباد داد.
امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبۀ قاصعه فرمودند: عبرت بگیرید از آنچه خدا با ابلیس کرد، هنگامی که عمل طولانی او را به هیچ انگاشت، درحالی که شش هزار سال عبادت کرده بود که معلوم نیست از سالهای دنیا بود یا از سالهای آخرت، سالهایی که هر روزش هزار یا پنجاه هزار سال است، با اینحال برای یک لحظه کبر و غرور و خودشیفتگی مطرود ابد و ملعون پروردگار شد. پس بعد از ابلیس چه کسی از کیفر الهی در امان می ماند اگر به معصیت او (تکبر) مبتلا شود؟!

برگرفته از سایت اهل ولاء سخنرانی استاد مهدی طیب در جلسۀ 5/ 10/ 92

برچسب ها: خدا ، بشارت ، بیم ، عُجب ، امیرالمؤمنین ع ، استاد طیّب ،
آخرین ویرایش: شنبه 7 دی 1392 21:36

 

خودت را به من بشناسان

شنبه 9 آذر 1392 13:23نویسنده : زهرا .

 


یکی از دعاهایی که خصوصاً در عصر غیبت بسیار فضیلت دارد و تأکید شده است، خواندن آن را پس از نمازهای واجب ترک نکنید، طلب معرفت است:

اَللّهُمَّ عَرِّفْنی نَفْسَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی نَفْسَکَ لَمْ اَعْرِفْ نَبیَّکَ.

اَللّهُمَّ عَرِّفْنی رَسُولَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی رَسُولَکَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ.

اَللّهُمَّ عَرِّفْنی حُجَّتَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دینی.

خدایا خودت را به من بشناسان که اگر خودت را به من نشناسانی پیامبرت را نخواهم شناخت. خدایا رسول و پیامبرت را به من بشناسان که اگر رسولت را به من نشناسانی حجّت تو را نخواهم شناخت.  خدایا حجّتت را به من بشناسان که اگر حجّت خود را به من نشناسانی از دینم گمراه خواهم شد.

خوب است پس از این دعا سه بار سورۀ توحید را بخوانیم و به امام زمان ارواحنا فداه هدیه کنیم.

دعای دیگری که در دوران غیبت توصیه شده پس از نماز خوانده شود، از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند:

به زودی به شُبهه‌ای مبتلا می شوید و بدون عِلم و امام حاضر می مانید و در این شرایط کسی جز با دعای غریق نجات نمی یابد. راوی می پرسد: دعای غریق چگونه است؟ می فرمایند:

 یا اَللهُ یا رَحمانُ یا رَحیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلوبِ ثَبِّت قَلبی عَلی دینِکَ: ای خداوند، ای بخشاینده، ای مهربان، ای دگرگون کنندهٔ دلها، قلب مرا بر دینت ثابت و استوار گردان.

ادامۀ این مبحث را در سایت اهل ولاء سخنرانی استاد مهدی طیّب در جلسۀ 7/ 9/ 92 پیگیری کنید


برچسب ها: تعقیبات نماز ، معرفت ، دعا ، استاد طیّب ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 20 آذر 1392 19:33

 

حلاوت یاد محبوب

سه شنبه 5 آذر 1392 19:58نویسنده : زهرا .

 

تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها بافضیلت ترین تعقیبات نماز است و ذکر کثیری که خداوند در قرآن امر میکند (اذکروا الله ذکرا کثیراً) همین است.
این تسبیح مثل هر ذکری آدابی دارد. در ذکر باید توجه به مفاهیم باشد تا به قلب راه پیدا کند. ابتدا ذکر لسانی است؛ بعد ذکر معنوی و توجه به معناست؛ سپس ذکر قلبی است  که دل ذاکر میشود.
پس برای بهره بردن از ذکر طمئنینه لازم است. حلاوت ذکر با توجه حاصل میشود. باید به روح فرصت داد تا حلاوت آن را درک کند؛ همان طور که هنگام غذا خوردن اگر شتابزده غذا را فرو دهیم طعم آن و لذت غذا خوردن را احساس نمیکنیم.  اگر سالهاست ذکر میگوییم و هنوز به آثاری که برای ذکر برشمرده اند نرسیده ایم، معلوم میشود ذکر ما لقلقۀ لسان است.
راه بهره بردن از دانسته ها و اطلاعات دینی رسیدن به باور قلبی است. برای رسیدن به باور و یقین قلبی، باید آن حقیقت را به قلب خود تلقین کنیم. تلقین هم زبانی است هم رفتاری و عملی؛ یعنی هم در قالب واژه ها به خود بگوییم، هم رفتارمان را در آن جهت سامان دهیم تا به باور برسیم. وقتی میگوییم الله اکبر، یعنی نترس؛ خدا از همه بزرگتر است؛  دربرابر هیچکس خودت را نباز...

ادامه این مبحث را در سایت اهل ولاء سخنرانی استاد مهدی طیب در جلسه 92/8/30 پیگیری کنید.


برچسب ها: ذکر ، حضرت زهرا س ، باور قلبی ، استاد طیّب ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 7 آذر 1392 10:47

 

قربانی برای قرب

جمعه 26 مهر 1392 07:24نویسنده : زهرا .

 



عید قربان
پایان چلّۀ کلیمیّه است. (و واعدنا موسی اربعین لیله) سالک چهل شب سیر می کند و چهل منزل را در قوس صعود از لیل تاریک دنیا به سمت نور حرکت می کند. این سلوک از ظلمانی ترین مرتبۀ هستی که عالم طبیعت و مادّه است شروع می شود و هر شب روشن تر از شب قبل است؛ اما هر مرتبه نسبت به مرتبۀ بالاتر لیل است ولذا سلوک در چهل شب است (اربعین لیله). سالک از نفسانیت و انانیت خود مرتبه به مرتبه دور می شود تا اینکه در روز عید قربان نفس را سر می برد و فدای محبوب می کند.

رهیدن از دام خودخواهی و خودپرستی نتیجۀ این سلوک است. به صورت ظاهر حاجیان گوسفندی را قربانی می کنند اما در باطن و نیت نفس خود را سر می برند و پس از آن سر می تراشند که نماد ذلت بندگی و تن دادن به عبودیت است. به بندگی مطلق خدا تن می دهند و عبد می شوند و بدین ترتیب توفیق دیدار حق فراهم می شود. اوج سلوک این است که خودت را در راه محبوب قربانی کنی ولذا روز شادمانی و جشن است. مناجات های روز عرفه نشان دهندۀ آخرین گام های سالک است تا به دیدار برسد. عید قربان عید ایثار و عشق و تسلیم مطلق دربرابر حق و دل کندن از همۀ دلبستگی هاست.

خدا از حضرت ابراهیم علیه السلام می خواست به اوج مرتبۀ تسلیم برسد ولذا وقتی پدر و پسر به این اوج تسلیم رسیدند و پدر خواست سر پسر را ببرد، فلمّا اسلما و تلّه للجبین، ندا آمد که مأموریت را انجام دادی و تمام شد. هدف، کشتن پسر نبود؛ بلکه دل کندن از تعلّق و تسلیم خدا شدن بود.

یک پیام این واقعه هم این است که عصر قربانی کردن بشر تمام شد و بشر را نباید قربانی کرد و پیام دیگر اینکه با قربانی گوسفند و اطعام فقرا با فقر مبارزه کنیم.

مسیر تکامل انسان و همۀ عالم هستی با قربانی طی می شود. خاک در گیاه فنا می شود و گیاه قربانی حیوان می شود و حیوان قربانی انسان می شود و هر کدام یک مرتبه بالا می آیند. انسان نیز باید قربانی و تسلیم انسان کامل شود تا به کمال برسد. انسان کامل و حجّت خدا هم قربانی خدا می شود. نظام تکاملی جهان آفرینش نظام قربانی است و عید قربان یاد آور این مسیر قربانی و رسیدن به قرب خداست...

ادامۀ این مبحث را در سایت اهل ولاء، سخنرانی استاد مهدی طیّب، جلسه 25/ 7/ 92 پیگیری کنید.


برچسب ها: قربانی ، قرب ، سلوک ، استاد طیّب ،
آخرین ویرایش: جمعه 26 مهر 1392 07:43

 

سلامت

شنبه 13 مهر 1392 02:10نویسنده : زهرا .

 


سالک در پایان معراج نماز و در بازگشت از عالم وحدت به کثرت، در انتقال از هر مرحله به مرحلۀ بعد، دو سلام دارد. سلام تحیّت بر آن که بر او وارد می شود؛ و سلام وداع بر آن که از او جدا می شود.

نخست سلام بر رسول الله ص است؛ و بعد بازگشت سالک به خودش که برای خود و بندگان صالح طلب سلامت می کند. زیرا سفری که نماز نماد و عصارۀ آن و حاوی همۀ کمالات آن است، سفر پرخطری است.

خداوند راجع به حضرت یحیی ع فرمود: السلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیّا: سلام بر او روزی که متولد شد و روزی که می میرد و روزی که زنده برانگیخته می شود. و از زبان عیسی بن مریم ع نقل کرد: السلام علیّ یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیّا: سلام بر من روزی که متولد شدم و روزی که می میرم و روزی که زنده برانگیخته می شوم.

سلامِ روز تولد، یعنی سالم و...

                                                                         استاد مهدی طیّب

ادامه مطلب را بخوانید
برچسب ها: سلام ، سلامت ، نماز ، استاد طیّب ،
آخرین ویرایش: شنبه 13 مهر 1392 02:16

 

تعداد کل صفحات ( 2 ) 1 2