بهشت همین جاست

شنبه 11 آبان 1392 13:20نویسنده : زهرا .

 



موسی بن بکر، از اصحاب امام صادق علیه السلام، میگوید: «نزد امام بودیم، یکی گفت: از خدا بهشت را طلب می کنیم. حضرت فرمود: شما در بهشت هستید، دعا کنید خدا شما را بیرون نبرد. گفتیم: یابن رسول الله ما که در دنیاییم! فرمود: آیا اقرار به ولایت ما ندارید؟ گفتیم: چرا! فرمود: این معنای بهشتی است که درپی آنید». یعنی اصل بهشت اعتقاد به ولایت اهل بیت پیامبر علیهم السلام است. از خدا بخواهید بهشت ولایت را از شما نگیرد.
اگر چشم باز کنیم همین جا بهشت را می بینیم. اما چون نمی بینیم و نمی دانیم چه چیز گرانبهایی به ما داده شده، لذتی نمی بریم. مثل کسی که گنجی دارد اما خود نمی داند و با فقر زندگی می کند. معرفت به این گنج و کشف آن سبب بهره مندی خواهد شد. اهل ولایت در بهشتند ولی باید آن را کشف و مشاهده کنند. آن وقت آیا برای کسی غم و غصه و افسردگی باقی می ماند؟

محب الدین طبری از دانشمندان اهل سنت از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده است: اذا جمع الله الاولین و الآخرین فی القیامه و نصب الصراط علی جسر جهنم لم یجزها احد الا من کان له برائه من ید علی بن ابیطالب: آنگاه که خداوند همه انسانها از اولین و آخرین را در روز قیامت جمع میکند و صراط را بر روی پل دوزخ قرار میدهد، احدی نمیتواند از آن عبور کند مگر آنکه برائت از دوزخ را از دست امیرالمؤمنین علیه السلام دریافت کرده باشد.

آلوسی مفسر بزرگ اهل سنت و صاحب تفسیر روح المعانی ذیل آیۀ مبارکۀ « و قفوهم انهم مسؤولون» میگوید: اقوال مختلفی دربارۀ این آیه نقل شده اما سزاوارترین و صحیح ترین معنا آن است که در روز قیامت از عقاید و اعمال انسانها سؤال میشود و از همه مهمتر و عظیمتر ولایت علی کرّم الله وجهه است.

ادامۀ این مبحث را در سایت اهل ولاء سخنرانی استاد مهدی طیّب در جلسۀ پنجشنبه  92/8/9  پیگیری کنید.

برچسب ها: بهشت ، ولایت ، امیرالمومنین ع ، کشف ،
آخرین ویرایش: شنبه 11 آبان 1392 14:17

 

میلاد بهشت

جمعه 15 شهریور 1392 23:51نویسنده : زهرا .

 
حضورت بهشتی است
که گریز از جهنم را توجیه می کند
دریایی که مرا در خود غرق می کند
تا از همۀ گناهان و دروغ
                                   شسته شوم.            
احمد شاملو


هنوز ماشین را پارک نکرده بودیم، دستی از پنجره چند کارت انداخت:
مهمانخانۀ آستان فاطمۀ معصومه
گفتم ما نمی توانیم وقت نداریم؛ تا خواستم پس بدهم رفته بود.
در راه دنبال فقیری می گشتم کارتها را بدهم، فقیرها انگار همه رفته بودند.
رفتم درِ مهمانخانه کارتها را پس بدهم، گفتند غذا حاضر است.
گفتم باید بروم. گفتند با خود ببرید.
دیدم از همه فقیرتر منم!
و از همه مهربان تر و عجیب تر او!

برچسب ها: میلاد ، فاطمۀ معصومه ، بهشت ،
آخرین ویرایش: شنبه 16 شهریور 1392 15:12

 

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic