در وادی محبت ما به کجا رسیدیم؟

دوشنبه 23 مرداد 1396 23:24نویسنده : سمیرا .

 
مرد تنها


...محبّت که خالص شود، عبد خودِ خدا را می‌خواهد؛

یعنی می‌گوید: خدایا! هركسی تو را برای چیزی دوست دارد و می­خواهد؛

امّا من تو را به‌خاطر خودت می‌خواهم، فقط خودت را می‌خواهم، چیز دیگری جز تو نمی‌خواهم.

ما ز دوست غیر از دوست حاجتی نمی‌خواهیم    حـور و جنّـت ای زاهـد بر تـو بـاد ارزانـی

از خدا جز خدا هیچ چیز نمی­خواهم. این نكته‌ی بسیار مهمی است كه ببینیم در وادی محبّت، ما به کجا رسیده ­ایم.

آیا واقعاً خودِ خدا و اولیای خدا را دوست می‌داریم

یا آنها را پلی برای دستیابی به نعمت‌ها و خواسته‌های مورد لذّت نفس خود، چه مادّی و چه معنوی قرار داده­ ایم

و به آن اعتبار، آنها را دوست می‌داریم؟

دوست حقیقی اهل‌بیت علیهم السلام خدا و اولیاء خدا را برای خودشان می‌خواهد.


امیرالمؤمنین علیه السلام را دوست دارد چون امیرالمؤمنین است،

چه دست نوازش بر سر او بكشد چه نكشد. این مرتبه، خیلی بزرگ است...

قسمتی از سخنرانی استاد طیب در سال 85

http://www.ahlevela.com

برچسب ها: محبت ، خدا ، ما ز دوست غیر از دوست حاجتی نمی‌خواهیم ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 23 مرداد 1396 23:29

 

قبول دارم من این گونه ام اما تو....

شنبه 30 اردیبهشت 1396 18:22نویسنده : سمیرا .

 


«اِلَهِی‏ اِنْ‏ كُنْتُ‏ غَیْرَ مُسْتَأْهِلٍ‏ لِرَحْمَتِكَ فَاَنْتَ اَهْلٌ اَنْ تَجُودَ عَلَیَّ بِفَضْلِ سَعَتِكَ»

« غَیْرَ مُسْتَأْهِلٍ‏ » در بعضی از نسخه­ ها « غَیْرَ مُسْتَوْجِبٍ» نقل شده است.

این جمله را به دو صورت می ­توان معنا کرد؛ یک معنا اینکه بگوییم: خدایا اگر من برای رحمت تو اهلیّت و شایستگی ندارم، تو اهلیت داری که با فضل گسترده ی  خود دست به جود و بخشش بزنی. به من نگاه نکن؛ من نالایقم! اگر من برای دریافت، نالایقم، تو که برای عطا کردن و جود، لایق و سزاواری! این حالتی است که بگوییم «اگر»؛

اما من معنی دوم را بیشتر می ­پسندم؛ چون خودم را نگاه می کنم.

من می­ گویم: خدایا! من این­گونه هستم، نه اینکه اگر این­گونه ام. می­ گویم: «اِلَهِی‏ اِنْ‏ كُنْتُ‏ غَیْرَ مُسْتَأْهِلٍ‏ (غَیْرَ مُسْتَوْجِبٍ) لِرَحْمَتِكَ » خدایا! من این­گونه­ ام؛ قبول دارم.

من اصلاً سزاوار و شایسته نیستم و اهلیت ندارم که مستوجب رحمت تو باشم،

اما در مورد تو یقین دارم که «فَاَنْتَ اَهْلٌ اَنْ تَجُودَ عَلَیَّ بِفَضْلِ سَعَتِكَ»: تو اهلی؛ سزاوار و زیبنده ی توست که از رحمت واسعه­ی خود تفضّلاً دست به جود و بخشش بزنی؛ دست به عنایت و عطا بزنی؛

تفضّلاً. تفضّلاً یعنی بدون استحقاق.


قسمتی از سخنرانی استاد طیب در سال 90 در شرح مناجات شعبانیه

جهت استماع فایل صوتی به سایت


http://www.ahlevela.com


برچسب ها: مناجات شعبانیه ، شرح مناجات شعبانیه ، خدا ، رحمت ، تفضل ،
آخرین ویرایش: شنبه 30 اردیبهشت 1396 18:33

 

کاش در خلوتم امشب تو فقط بودی و من....

شنبه 9 بهمن 1395 23:54نویسنده : سمیرا .

 
خدا


کاش در خلوتم امشب تو فقط بودی ومن

آگه از این دل پر تب،تو فقط بودی و من


کاش هنگام دعا لب زمیان بر می خواست

بی میانجیگری لب، تو فقط بودی و من

روزها کاش نبودند و همه دم شب بود

شب بی اختر و کوکب، تو فقط بودی ومن

فاش گویم غم دل کاش خدایا دائم

من بدم از تو لبالب،تو فقط بودی ومن

واژه در مطلب دل واسطه خوبی نیست

کاش بی واژه و مطلب،تو فقط بودی ومن

واژه نامحرم و دل هرزه و لب بیگانه است

کاش بی واسطه هر شب،تو فقط بودی ومن

کاش حتی دو ملک را، زبرم می بردی

در حرمخانه ام امشب، تو فقط بودی ومن

من هم از سینه، دل هرزه برون می کردم

این دل صد دله یارب، تو فقط بودی ومن


برگرفته از :

http://kamidirtar.blog.ir

برچسب ها: کاش در خلوتم امشب تو فقط بودی و من ، شعر قشنگ در مورد خدا ، خدا ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 10 بهمن 1395 00:00

 

غصه برای چی؟؟؟....

چهارشنبه 29 دی 1395 23:04نویسنده : سمیرا .

 
شادی، بازی بچه ها در طبیعت، بازی، عشایر، بچه ها


یادت باشد که هرچه اتّفاق می ­افتد، خدا پیش می‌آورد.

خدا خبیر، مهربان و قادر است، حساب شده کار می­ کند. حکیم است؛

 اتّفاقاتی که پیش می ­آورد، همه حساب شده و به نفعمان است؛

خیر من در آن است.

هیچ حادثه­ ای در گذشته رخ نداده یا در آینده رخ نخواهد داد که به سود من نباشد،

 پس برای چه نسبت به آینده نگران باشم؟

برای چه نسبت به گذشته غصّه ­دار باشم؟

مگر در گذشته­ ی من غیر خدا کسی کاره ­ای بود؟

خدا مگر غیر آنچه که خیر من است پیش آورد ؟

 برای چه غصّه بخورم؟

در آینده مگر حادثه آفرینی غیرخدا در زندگی من خواهد بود؟

مگر خدا حادثه ­ای جز آنچه خیر من است پیش خواهد آورد؟

 برای چه نسبت به آینده ­ام مضطرب باشم؟ ...


  قسمتی از سخنرانی استاد مهدی طیب در سال 85


http://www.ahlevela.com



برچسب ها: آرامش ، خدا ، آثار یاد خدا ، مطالب کوتاه و قشنگ ، گمشده ی انسان ، راه رهایی از غصه و اضطراب ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 29 دی 1395 23:13

 

من فقط یک کمی خاک بودم...

چهارشنبه 10 شهریور 1395 14:27نویسنده : سمیرا .

 
پرواز، دختر تنها، عکس های فانتزی



سالها پیش از این ؛  زیر یک سنگ گوشه ای از زمین

من فقط یک کمی خاک بودم همین

یک کمی خاک که دعایش پر زدن آن سوی پرده آسمان بود

آرزویش همیشه دیدن آخرین قله ی کهکشان بود

خاک هر شب دعا کرد

از ته دل خدا را را صدا کرد

یک شب آخر دعایش اثر کرد

یک فرشته تمام زمین را خبر کرد

و خدا تکه ای خاک را برداشت  

آسمان را در آن کاشت

خاک را توی دستان خود ورز داد

روح خود را به او قرض داد

خاک توی دست خدا نور شد

پر گرفت از زمین دور شد

راستی من همان خاک خوشبخت

من همان نور هستم

پس چرا گاهی اوقات اینهمه از خدا دور هستم!

عرفان نظر آهاری


برچسب ها: خدا ، سالها پیش از این زیر یک سنگ گوشه ای از زمین ، مطالب کوتاه و قشنگ ، عرفان نظر آهاری ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 10 شهریور 1395 14:36

 

یک دقیقه مثل بچه ی آدم بنشین!!!

یکشنبه 13 دی 1394 21:29نویسنده : سمیرا .

 
خدا، خدایا دوستت دارم، خداجون دوستت دارم



هیچ چیزی در این عالم تصادفی اتّفاق نمی ­افتد؛ همه کاره خداست و خدا حکیم است
 
و خدای حکیم هم هر چیزی که پیش می­ آورد، حساب شده است و سازندگی دارد.

اگر فقیر، غنی­، بیمار، سالم، محبوب، مشهور، گمنام و مخذولت می­ کند اگر قدرتمندت می­ کند،

 اگر از قدرت به پایینت می­ کشد همه ­ی اینها حساب شده است. او در کارش خبره است.

در کارش دخالت نکن. مدام اظهار سلیقه نکن؛ خدایا این­ طوری نکن؛ آن­ طوری بکن.

خودمانیم مدام از صبح تا شب بر اریکه­ ی فرمانروایی نشسته ایم، دائم به اسم دعا و ...  به خدا دستور می­ دهیم.

حالا یک خورده مؤدّب شده ­ایم، می­ گوییم: داریم دعا می­ کنیم؛

 ولی واقعیت این است که در کار خدا دخالت می­ کنیم.

خدا فقیرمان کرد، خدایا ما را ثروتی بده. خدا مریضمان کرد، خدایا حالم خوب شود.

دائم از صبح تا شب به خدا امر می­ کنیم.

خب یک دقیقه مثل بچّه­ ی آدم بنشین بگذار کارش را بکند.

 او در کارش وارد است؛ او که اشتباه نکرده است...

مهدی طیّب

http://www.ahlevela.com


برچسب ها: خدا ، صبر ، حسن ظن به خدا و اهل بیت ، اعتماد به خدا ، توکل به خدا ، متن های کوتاه و قشنگ ، عبارت های عرفانی ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 13 دی 1394 21:36

 

تو را می خوانم....

جمعه 4 دی 1394 22:48نویسنده : سمیرا .

 
عکس نوشته های زیبا، عکس نوشته

برچسب ها: خدا ، عکس نوشته های زیبا ، عکس نوشته ،
آخرین ویرایش: جمعه 4 دی 1394 22:49

 

بیا برای خدا نامه بنویسیم...

یکشنبه 23 فروردین 1394 06:33نویسنده : سمیرا .

 
پاکت نامه

روی دعایت تعقّل کن تا رشد کند.

نکند از سنّ بچگی تا هشتاد سالگی همه اش نخودچی کشمش از خدا بخواهی.

حاجاتی را که داری، به صورت یک نامه روی کاغذ یا دلت، البته اوایل روی کاغذ،

برای خودت بنویس بگذار در جانمازت یا هرجای دیگری.

دو سه ماه بعد، هر وقت حال خوبی داشتی و شنگول بودی، آن را به دقّت بخوان.

ببین هرجا زیاده روی کردی یا به خدا بی ادبی کرده ای ، آنها را خط بزن

و تصحیح و تجدید نظر کن و نهایتاً آن را پاک نویس کن. نامه ی اوّل را هم حفظ کن.

دو سه ماه بعد باز همین کار را روی نامه ی تصحیح شده انجام بده.

یکی دو سالی این کار را ادامه بده.

بعد نامه ی آخری را با اوّلی مقایسه کن، ببین از کجا سردرآورده ای و چقدر رشد کرده ای.

مرشد تو که نامه ها را عوض می کرد، خداست که همراهت است.

آخر کار به چیزی می رسی که از حاجتت بهتر است؛

به کسی می رسی که برایش نامه می نوشتی.


حاج محمد اسماعیل دولابی

مهدی طیّب، مصباح الهدی، ص 357.



برچسب ها: حاجت ، دعا ، استجابت دعا ، خدا ، نظر بزرگان در مورد دعا ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 23 فروردین 1394 06:52

 

تعداد کل صفحات ( 5 ) 1 2 3 4 5