دو کتاب

جمعه 2 اسفند 1392 09:03نویسنده : زهرا .

 


کجای این حرف عجیب است یا به شوخی می‌ماند؟

پرسید کتاب خوب چه می‌شناسی برای شناخت و تهذیب و اخلاق و...؟

گفتم پرسیدن ندارد اینهمه کتاب خوب که علما و بزرگان عرفان و اخلاق در سطوح مختلف نوشته اند و می نویسند...

اما راستش را بخواهی دو کتاب را به شدت توصیه میکنم:

برای زنان عایشه بعد از پیغمبر علامه عسگری و برای مردان شاه لیر شکسپیر

خیره نگاهم کرد و رفت

شما بگویید، کجای این حرف عجیب است؟!


برچسب ها: کتاب ، خودشناسی ، تهذیب ،
آخرین ویرایش: جمعه 2 اسفند 1392 09:15

 

از آن طرف بام نیفت

دوشنبه 13 آبان 1392 20:21نویسنده : زهرا .

 


امروز با خودم ملاقات کردم
پانزده سال جوانتر بود
فقط اسمش یادم مانده بود: زهرا
اصلا یادم رفته بود چه شکلی است. همینطوری با همان بلوز که توی خانه تنم بود فقط یک مانتو پوشیدم و روسری و چادر و رفتم...
وقتی رسیدم و آن خود قدیمی را دیدم کمی جا خوردم، گفتم که، یادم رفته بود چه شکلی است
یه پیراهن خوشکل پوشیده بود خیلی خانمانه سشوار کشیده بود کلی وسایل پذیرایی چیده بود و چه لفظ قلم و مؤدب
هی تشکر میکرد احترام میگذاشت تواضع میکرد... ادا نبود صادقانه خودش بود ولی طفلک خیلی متکلف بود
درونش ملتهب، نگران، نگران بچه اش، دلخور از مردش
مدام فکر میکرد تحلیل میکرد که هر مسئله چگونه است و چرا و چطور
هی میرفت هی می آمد حرف میزد حرف میزد
سعی کردم با شوخی و آرامش به او بگویم بابا بی خیال! هیچ موضوع جدی وجود ندارد!
همه چیز میتواند خیلی عادی و ساده تلقی شود. زندگی همین است و همیشه همین طور خواهد بود. این تو هستی که آن را یک مسأله می بینی بعد می نشینی و با حرارت برای آن دنبال راه حل میگردی
میشود، واقعا میشود به همه چیز و با همه چیز خندید. همانطور که وقتی یاد اشکهای کودکیمان می افتیم خنده مان میگیرد...

خدایا متشکرم که خودم را به من نشان دادی
یادم باشد پانزده سال دیگر اگر دست داد و با خودم ملاقات کردم بگویم
از آن طرف بام نیفت! بی خیال هم حدی دارد!



برچسب ها: خودشناسی ، افراط ، تفریط ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 13 آبان 1392 21:11

 

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات