از لطف و دستگیری تو حرف می زنم...

شنبه 27 خرداد 1396 00:55نویسنده : سمیرا .

 
شهادت امام علی علیه السلام، علی مولا،


از لطف و دستگیری تو حرف می زنم

از شیوهٔ‌ امیری تو حرف می زنم

از وصله وصله های ردای خلافتت

مولا ز بی نظیری تو حرف می زنم

از سفره های نیمه شبت در خرابه ها

از کهکشان شیری تو حرف می زنم

بر شانهٔ‌ تو جای یتیمان کوفه بود

از اوج سر به زیری تو حرف می زنم

از چاه اشک و آه فراق و حکایتِ

شبهای گوشه گیری تو حرف می زنم

از بیست سال خانه نشینی و بی کسی

از غربت غدیری تو حرف می زنم

دیگر نفس به سینهٔ‌ من حبس می شود

وقتی که از اسیری تو حرف می زنم

داغ تو بیشتر به دلم چنگ می زند

هر چه که از دلیری تو حرف می زنم

از کوچه ها و روضهٔ‌ یار جوان تو

از ماجرای پیری تو حرف می زنم

دستان حیدری تو را صبر بسته بود

آنروز اگر که پهلوی مادر شکسته بود


"یوسف رحیمی"


قسمتی از نامه ی 45 نهج البلاغه:

« أَلا وَ إنَّکُم لا تَقدِرُنَ عَلَی ذَلِکَ »: البته می­ دانم شما قدرت همانند عمل کردن من را ندارید.

«وَلَکِن أَعِینُونِی بِوَرَعٍ وَاجتِهادٍ وَعِفَّةٍ وَسَدادٍ»:

ولکن به من یاری دهید و یک قدم خودتان را مانند من کنید،

با ورع و پرهیزگاری، با اجتهاد و مجاهدت در نفس، با عفّت و پاکدامنی، با ثبات قدم در راه دین و خدا پرستی و عدم بندگی دنیا.


برچسب ها: شعر شهادت امام علی علیه السلام ، شعر یوسف رحیمی برای شهادت امام علی علیه السلام ، از لطف و دستگیری تو حرف می زنم ، عِینُونِی بِوَرَعٍ وَاجتِهادٍ وَعِفَّةٍ وَسَدادٍ ، نامه ی 45 نهج البلاغه ،
آخرین ویرایش: شنبه 27 خرداد 1396 01:06