مدد کن یا علی ...

دوشنبه 7 تیر 1395 05:11نویسنده : سمیرا .

 
شهادت امام علی علیه السلام


شب قدر آمده یارب مرا کاش این شرف باشد

که تقدیرم زیارتنامه خواندن در نجف باشد ....

نجف گفتم دل من لرزید ...
به یاد صحن و سرای تو

سپردم دل به هوای تو...
نهادم سر به وفای تو ...


مدد کن یا علی یا حیدر به پای دل به سویت آیم

 چه در دنیا و چه در عقبی .....

بگویم شیعه ی مولایم.....


برچسب ها: شعر ، شهادت امام علی علیه السلام ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 7 تیر 1395 05:15

 

پیاله های شیر....

سه شنبه 16 تیر 1394 20:23نویسنده : سمیرا .

 
کاسه های شیر در شهادت امام علی علیه السلام



همه در تکاپو بودند بلکه بتوانند زخم را معالجه کنند. طبیب حاذقی را که در کوفه بود، خبر کردند.

وقتی گفتند طبیب می‌آید، امّ کلثوم خوشحال شدند که پدر معالجه می‌شود و این مطلب را در حضور ابن ملجم بر زبان آوردند.

ابن ملجم گفت: چه خیال خامی دارید! شمشیری را که با آن بر فرق علی زدم، هزار درهم خریدم و هزار درهم نیز هزینه کردم تا به آن شمشیر زهر دادند. اگر ضربت مرا به همه‌ی خلق روی زمین تقسیم کنند، تمام اهل عالم هلاک خواهند شد.

امید بیهوده به خود ندهید. علی رفتنی است. من می‌دانم چه کردم.

طبیب آمد. شُش گوسفندی خواست تا رگی از درون آن بیرون کشد و داخل شکاف سر بگذارد

و تشخیص دهد زخم و زهر تا کجا نفوذ پیدا کرده است. شُش گوسفندی آوردند.

طبیب  به امیرالمؤمنین عرضه داشت: آقا جان، اگر وصیّتی دارید، بکنید.

راهی برای نجات شما نیست. امّا گفت شیر برای تسکین حضرت و کاهش تأثیر زهر خوب است.


آن شب بچّه‌های یتیم کوفه که امیرالمؤمنین شب‌ها بسته‌ی نان و خرما به در خانه‌ی آنها می‌بردند، ‌

دانستند مرد عربی که هر شب به در خانه‌شان می‌آید و برای آنها خوراکی و آب و غذا می‌آورد، کیست.

وقتی کسی برای آنها چیزی نیاورد، فهمیدند آن مرد امیرالمؤمنین بود.

وقتی بچّه‌های یتیم شنیدند طبیب برای حضرت شیر تجویز کرده است، سراغ مادرانشان رفتند و با التماس از آنها پیاله‌ای شیر طلبیدند.


پیاله‌های شیر را به دست گرفتند و دور خانه‌ی علی جمع شدند تا به حضرت تقدیم کنند.


استاد طیّب



http://www.ahlevela.com


برچسب ها: شهادت امام علی علیه السلام ، پیاله های شیر ، کودکان یتیم ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 16 تیر 1394 20:34

 

فاش می گویم که مولایم "علی" ست

شنبه 28 تیر 1393 16:23نویسنده : سمیرا .

 


آب زمزم در دل صحرا خوش است

باده نوشی از کف مولا خوش است

فاش می گویم که مولایم "علی"ست

آفتاب صبح فردایم "علی" ست





برچسب ها: شهادت امام علی علیه السلام ، شعر ،
آخرین ویرایش: شنبه 28 تیر 1393 16:27

 

منم اسیر و یتیم و گدای چشمانت

شنبه 28 تیر 1393 16:19نویسنده : سمیرا .

 



 اگر نگاه کنی پیش پای چشمانت

یتیم پُر شده در کوفه های چشمانت

مگر چه دیده ای از شهر کوفه ی من که

گرفته باز دوباره هوای چشمانت

به غیر اشک خجالت نداشتم آقا

نداشتم که بیارم برای چشمانت

و در قبال تمام جفای چشمانم

ندیده ام بخدا جز وفای چشمانت

نشسته ام که کمیل نگاه تو باشم

که مستجاب شوم با دعای چشمانت

تو مُهر سجده من ؛ تو ابوتراب منی

رواست اینکه بیفتم به پای چشمانت

و یطعمون علی حُبّه شما هستید

منم اسیر و یتیم و گدای چشمانت

بخوان دو آیه برایم ؛ دو آیه از چشمت

سپس مرا بنشان در حرای چشمانت


شاعر : رحمان نوازنی



برچسب ها: شهادت امام علی علیه السلام ، شعر ،
آخرین ویرایش: شنبه 28 تیر 1393 17:00

 

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic