پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است...

چهارشنبه 22 دی 1395 22:07نویسنده : سمیرا .

 
عکس های زیبا


پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است

پشت سر هر آنچه که دوستش می داری

و تو برای این که معشوقت را از دست ندهی
بهتر است بالاتر را نگاه نکنی
زیرا ممکن است چشمت به خدا بیفتد
و او آنقدر بزرگ است
که هر چیز پیش او کوچک جلوه می کند

پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است
اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولی
اگر عشقت گذراست و تفنن و تفریح
خدا چندان کاری به کارَت ندارد
اجازه می دهد که عاشقی کنی
تماشایت می کند و می گذارد که شادمان باشی
. . .

اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوی
خدا با تو سختگیرتر می شود
هر قدر که در عاشقی عمیق‌تر شوی و پاکبازتر
و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زیباتر
بیشتر باید از خدا بترسی
زیرا خدا از عشق های پاک و عمیق و ناب و زیبا نمی گذرد
مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند

پشت سر هرمعشوقی خدا ایستاده است
و هر گامی که تو در عشق برمی داری
خدا هم گامی در غیرت برمی دارد
تو عاشق تر می شوی و خدا غیورتر
و آنگاه که گمان می کنی معشوق چه دست یافتنی است
و وصل چه ممکن و عشق چه آسان
خدا وارد کار می شود و خیالت را درهم می ریزد
و معشوقت را درهم می کوبد
معشوقت، هر کس که باشد
و هر جا که باشد و هر قدر که باشد
خدا هرگز نمی گذارد میان تو و او، چیزی فاصله بیندازد
معشوقت می شکند و تو ناامید می شوی
و نمی دانی که ناامیدی زیباترین نتیجه عشق است
ناامیدی از اینجا و آنجا
ناامیدی از این کس و آن کس
ناامیدی از این چیز و آن چیز



"عرفان نظرآهاری"

برچسب ها: عرفان نظر آهاری ، پشت سر هرمعشوقی خدا ایستاده است ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 دی 1395 22:13

 

من فقط یک کمی خاک بودم...

چهارشنبه 10 شهریور 1395 14:27نویسنده : سمیرا .

 
پرواز، دختر تنها، عکس های فانتزی



سالها پیش از این ؛  زیر یک سنگ گوشه ای از زمین

من فقط یک کمی خاک بودم همین

یک کمی خاک که دعایش پر زدن آن سوی پرده آسمان بود

آرزویش همیشه دیدن آخرین قله ی کهکشان بود

خاک هر شب دعا کرد

از ته دل خدا را را صدا کرد

یک شب آخر دعایش اثر کرد

یک فرشته تمام زمین را خبر کرد

و خدا تکه ای خاک را برداشت  

آسمان را در آن کاشت

خاک را توی دستان خود ورز داد

روح خود را به او قرض داد

خاک توی دست خدا نور شد

پر گرفت از زمین دور شد

راستی من همان خاک خوشبخت

من همان نور هستم

پس چرا گاهی اوقات اینهمه از خدا دور هستم!

عرفان نظر آهاری


برچسب ها: خدا ، سالها پیش از این زیر یک سنگ گوشه ای از زمین ، مطالب کوتاه و قشنگ ، عرفان نظر آهاری ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 10 شهریور 1395 14:36

 

می دود ولی چرا ؟ می دود ولی به مقصد کجا ؟

سه شنبه 9 شهریور 1395 06:57نویسنده : سمیرا .

 
عکس رودخونه


باد می دود

بهار می دود

رود بی قرار می دود ابر می دود درخت می دود

کوه استوار می دود هرچه ساده هرچه سخت می دود

کرم خاکی از میان خاک بی صدا می دود

پیچکی شکسته با عصا می دود

سنگریزه ای بدون دست و پا می دود

می دود ولی چرا ؟ می دود ولی به مقصد کجا ؟

غنچه های نوجوان درخت های پیر

آسمان سرفراز و خاک سربه زیر

روزهای زود و سالهای دیر

هرچه بود و هرچه می شود هرچه رفت و هرچه می رود

می دود به سمت پس کجاست ؟ کو ؟

می دود به پای جستجو

می دود به های و می دود به هو

می دود فقط به سوی او


عرفان نظر آهاری



برچسب ها: باد می دود بهار می دود ، عرفان نظر آهاری ، شعرهای قشنگ ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 9 شهریور 1395 21:11

 

ببخشید دیگر برای شما جا نداریم!

چهارشنبه 21 مرداد 1394 15:02نویسنده : سمیرا .

 
قلب


دلم را سپردم به بنگاه دنیا

و هی آگهی دادم این جا و آن جا

وهر روز برای دلم مشتری آمد و رفت

و هی این و آن سرسری آمد و رفت

ولی هیچ کس واقعاً اتاق دلم را تماشا نکرد!

دلم قفل بود ، کسی قفل قلب مرا وا نکرد

یکی گفت : چرا این اتاق ، پر از دود و آه است ؟!

یکی گفت : چه دیوارهایش سیاه است!

یکی گفت : چرا نور این جا کم است ؟

و آن دیگری گفت :

و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است!

و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری

و من تازه آن وقت گفتم :

خدایا تو قلب مرامی خری؟

و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست

و در را به روی همه  پشت خود ، بست !

ومن روی آن در نوشتم :

ببخشید دیگر برای شما جا نداریم!

از این پس به جز او ، کسی را نداریم.

 

"عرفان نظر آهاری"

 




برچسب ها: عرفان نظر آهاری ، شعرهای عرفان نظرآهاری ، مطالب کوتاه و قشنگ از عرفان نظرآهاری ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 21 مرداد 1394 15:05