شب را باید ترک کنی...

شنبه 2 اسفند 1393 21:42نویسنده : سمیرا .

 



خدا می­خواهد ما را از جهنّم بیرون بکشد،

ما می­رویم اصرار، گریه، التماس، نذر، توسّل که ما را دوباره در دنیا بینداز.

می‌خواهد تو را از جهنّم تعلّقات، دلبستگی­ها، غفلت، جهل، نفسانیّات و شیطان بیرون آورد،

بعد ما با زور دعا، عبادت، نذر، صلوات و ذکر می‌خواهیم دوباره خودمان به زندان برگردیم.

گفتیم می­خواهیم پیش تو بیاییم کمی که آثار پیش او رفتن ظاهر می­شود،

می­گوییم: نه! شوخی کردیم، چقد جدّی گرفتی!

شما وقتی می­خواهی پیش چراغ بروی، از تاریکی دور می‌شوی.

در ظلمتی، می­خواهی به‌سمت نور بروی «اللهُ نُورُ السَّماواتِ وَ اْلاَرْضِ» (سوره‌ی نور، آیه ی 35)

در آیة­الکرسی فرمود: «اللهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَى النُّورِ»

وقتی به‌سمت نور حرکت می­کنی تاریکی­ها کم می­شود و می­ریزد.

تاریکی دلبستگی به مقام، آبرو، شهرت، تعلّقات، زن و بچّه، سلامتی و راحتی باید بریزد با اینها به آنجا راه نداری.

 نمی­شود بگویی تاریکی­ ها باشد من هم کنار چراغ باشم، شدنی نیست.

تاریکی را باید ترک کنی.

شب را باید ترک کنی تا وارد روز شوی.

استاد طیّب

http://www.ahlevela.com

برچسب ها: دنیا ، دلبستگی به دنیا ، غفلت ، جهل ، نفسانیّات و شیطان ، ظلمت ، نور ،
آخرین ویرایش: شنبه 2 اسفند 1393 22:10

 

گردو بازی....

دوشنبه 6 بهمن 1393 23:56نویسنده : سمیرا .

 

مجنون برای دیدن لیلی در مسیری که محلِّ عبور او بود، چند روز به انتظار نشست
 تا اینکه در نیمه­ های یک شب از شدّت خستگی، همان­طور که بر سر راه نشسته بود، خوابش برد.
همان وقت لیلی از آنجا عبور کرد و وقتی دید مجنون به خواب رفته است، چند گردو جلوی او گذاشت و رفت.
وقتی مجنون بیدار شد و گردوها را دید، فهمید که لیلی آمده و رد شده است
و با این گردوها با او حرف زده و گفته است

تو عاشق نیستی و باید بروی گردوبازی کنی؛ عاشق که خواب به چشمش راه ندارد
.
 مصباح الهدی ص 107.





گردو همین دنیاست. گاهی اوقات یک پست و مقام جلوی فرد می­گذارند؛ یعنی فرد پیغمبر خدا را به یک پست و مقام می­فروشد.
گاهی پول و ثروتی، گاهی نام و شهرتی، گاهی لذّت و شهوتی به فرد می­دهند که اینها گردو است
و گاهی انسان پیغمبر خدا را به این گردوها می­فروشد؛ یعنی اهل گردوبازی است.
گفت تو را چه به عاشقی، چه به لیلی، برو گردو بازیت را کن. تو را چه به عرفان، تو را چه به سیروسلوک ­الی ­الله، برو بازیت را کن!
برو با پست و مقامت، پول و ثروتت، لذّت و شهوتت بازی کن.
به­ هرحال عاشق یک لحظه غافل نباید باشد و اگر واقعاً عشق و محبّت باشد اصلاً غفلت معنا پیدا نمی­ کند.
محبّتِ تمام عیار نیست که غفلت می­ آید؛ والاّ مگر ممکن است محب چشم از محبوب بردارد و حواسش جای دیگر برود؟!
 در مناجات خمس­ه عشر، امام ­سجّاد علیه السلام به خدا عرض می­ کند و می­گوید:
خدایا ! کیست که حلاوت محبّت و عشق تو را چشید و بعد چیزی به جای تو اختیار کرد؟!
  خدایا ! کیست که در جوار و نزدیکی با تو انس گرفت، بعد روی از تو به سمت چیز دیگری برگرداند؟!
 محبّت­ ها محبّت­ های تمام عیار نیست؛
والاّ محب کجا روی از محبوب برمی­گرداند که حواسش سراغ چیز دیگری برود و از او غافل باشد.؟!!

استاد طیّب
http://www.ahlevela.com



برچسب ها: لیلی و مجنون ، عشق ، خدا ، محبت تمام عیار ، غفلت ، محبوب ، دنیا ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 7 بهمن 1393 00:17

 

محبوب همه ی هستی خواستار توست...

جمعه 14 آذر 1393 23:10نویسنده : سمیرا .

 


امروز همه­ ی مرد و زن مملکت راه افتاده­اند دنبال نخودسیاه. نخودسیاه یعنی کارهایی که صرفاً سرگرمی است. نکند بروی دنبال نخود سیاه و از اصل عقب بیفتی. خودت را خدا می­خواهد، خیلی بد است که صانع انسان، آدم را بخواهد و آدم کوتاهی کند. مهدی طیّب، مصباح الهدی، ص 230.

 به زندگی انسان­ ها نگاه کنید؛ بخش­های واقعی و ضروری چند درصد زندگی انسان‌هاست؟ زمانی که مصرف می­ کنیم چقدرش صرف کارهای ضروری، حیاتی و جدّی می­ شود و چقدرش وقت تلف شده است؟ وقت­ هایی که به کارهای هجو هدر می­ دهیم؛ هیچ فایده ­ای هم ندارد. توان، قدرت، پول، دارایی، ذهن، فکر و استعدادمان را در چه زمینه ­هایی صرف می­ کنیم؟
.
.
.

همه نگاه کنیم می ­بینیم چقدر دنبال نخود سیاهیم. این مُد و این دِمُده شده است.

این لباسی که تنت است ده سال دیگر لباس است، می ­توانی بپوشی. چی چی از مُد افتاده.

مد یعنی چه؟ این نخودسیاه نیست؟

.

نکند بروی دنبال نخودسیاه و از اصل عقب بیفتی بالاخره خدا که ما را آفرید برای یک چیزی آفرید،

نیافرید طبق مدلباس بپوشیم، سرمان را آرایش کنیم، ماشینمان را عوض کنیم،

خانه و مبلمان منزلمان را تغییر دهیم، پای مسابقات ورزش بنشینیم و تشویق کنیم. در آفرینش هدفی بود،

یک عمر دنبال نخودسیاه نرویم آخرش ببینیم از چیز اصلی که خدا ما را برایش خلق کرد، عقب ماندیم و به آن نرسیدیم.

خیلی بد است که صانع انسان آدم را بخواهد و آدم کوتاهی کند؛

یعنی محبوب همه­ ی هستی خودت را می­ خواهد؛ او خواستار تو است؛ آن وقت حواس تو جای دیگر است.

او چشم به تو دوخته و مشتاق آمدن تو است آن وقت حواس تو جای دیگر است؛ دنبال خانه، ماشین، شغل و مشغولیّت­های باطل.
 
حیف نیست؟ معشوق و محبوب آدم چشم انتظار آدم باشد و آدم بی ­توجّه باشد؟؟؟

http://www.ahlevela.com

برچسب ها: خدا ، اغتنام فرصت ، پرداختن به کارهای غیر ضروری ، غفلت ،
آخرین ویرایش: جمعه 14 آذر 1393 23:44

 

 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو