نسبت ­به چه چیزی حسّاس باشیم؟

شنبه 11 بهمن 1393 14:34نویسنده : سمیرا .

 



ان­ شاءالله حسّ­ های ما رو به خدا برود و درباره­ ی خدا حسّاسیّت پیدا کنیم و حسّاس شویم.

این حسّاسیّت، علم و همه­ ی کمالات را در انسان ایجاد می­ کند. چرا نسبت به دنیا حسّاسیّت داریم،

مثلاً به خاطر گرانی یا خطر اجانب خودمان را می­بازیم؛

امّا نسبت به آخرت حسّاسیّت نداریم و خودمان را نمی­ بازیم؟ (مصباح الهدی، ص 246)

اگر واقعاً سالک الی­ الله ­هستی و قبول داری عالم جز خواب و خیال، رویا و سرابی بیش نیست،

چرا بود و نبودش این­ قدر تو را متلاطم می ­کند؟ چرا این­طوری برافروخته، مضطرب، غصّه­ دار و حسرت­ زده می­ شوی؟

 حسّاس بودن چیز خوبی است؛ ولی نسبت ­به چه چیزی حسّاس باشیم؟

چرا نسبت­ به خدا و رابطه­ مان با او حسّاس نیستیم؟

چرا وقتی در جنبه­ های معنوی و عبادی افت می­ کنیم این­ قدر دردمان نمی­ آید؟

امّا در جنبه­ های ظاهری، خانه ­مان صد متر بود مجبور شدیم فروختیم

 آپارتمان شصت متری خریدیم، خیلی دردمان می­ آید، خجالت می­ کشیم

 و خیلی تحمّلش برایمان سخت است.

چرا وقتی خانه­ ی دلت تنگ و کوچک می ­شود این­قدر ناراحت نمی­شوی؟

چرا وقتی روحت کوچک می­شود از نظر روحانی حقیر می‌شوی این­قدر دردت نمی­آید و حسّاس نیستی؟

اگر حسّاسیّت آن طرف باشد، یعنی جنبه ­های خدایی، معنوی و بندگی وجودمان نسبت‌به آنها حسّاس شود،

دائماً نسبت‌به آنها دغدغه­ ی خاطر داشته باشیم و مراقب باشیم در آن جنبه ­ها آسیب نبینیم و ضرر نکنیم، طبیعتاً رشد خواهیم کرد.

حسّاس باشی که دلت مشغول چیست؟

مشغول خدا یا مشغول خلق است؟

فکرت مشغول اندیشیدن به چیست؟

محرّک تو در زندگی چیست؟

محبّت دنیا یا محبّت خداست؟ چه چیز تو را به تلاش و فعّالیّت وا می­دارد؟ مراقب خودت باشی.

 مراقبه، همان حسّاس بودن است.

چه کار می­کنم؟ چه حرفی می­زنم؟ چه لقمه­ ای می­خورم؟ چه نگاهی می­کنم؟ چه آرزوهایی دارم؟

چه اندیشه­ هایی در ذهنم می­ پرورانم؟

 ان­ شاء­الله حسّاسیّت انسان به آن سمت برود که رشد انسان را در پی دارد.

استاد طیّب

http://www.ahlevela.com



برچسب ها: حساس بودن ، مراقبه ، دنیا ، اظطراب ، غصه ، حسرت ، وهم ،
آخرین ویرایش: شنبه 11 بهمن 1393 14:51

 

شیطان...

یکشنبه 6 مهر 1393 22:52نویسنده : سمیرا .

 



تمام شک و شبهه هایی که ما داریم، شیطان در گوشمان می گوید.
هیچ چیز در ذهنش نبوده و یک مرتبه یک چیز بد و یک شبهه می آید. این شک را شیطان می آورد.
اگر قبلا مقدماتش را جور نکرده باشد، نمی تواند بیاورد.
خب این آدمی که تمام روز را مراقبت کرده و از چشم و گوش و زبانش مراقبت کرده، از فکرش مراقبت کرده،
گاهی شیطان یک چیزهایی به ذهن می آورد که اگر شخص کشش بدهد، به جاهای بد می رسد.
می تواند کشش ندهد.
آدم به یک جایی می رسد که اصلا دست شیطان به او نمی رسد. حالا فعلا او را بگذارید کنار.
هرکسی در حد متوسط است، قرآن در آیه 201 سوره مبارکه اعراف درموردش می فرماید:
إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ شیطان هایی که طواف می کنند. پیش این نیستند. رفیق کنار دستش نیستند.
برای بعضی ها رفیق کنار دستش هستند و دائما کنار دستش نشسته اند. برای بعضی اینگونه است.
برای بعضی ها نه. عبور می کند و می گوید بگذار یک چیزی بگوییم شاید بگیرد. اصطلاح طائف دارد.
یعنی طواف و طوف کننده. یک شیطان طوف کننده ای از اینجا عبور می کند و می گوید یک چیزی به این بزنم.
می زند و نمی گیرد. چرا؟ چون این مراقب بوده. تا یک فکر بد آمد، جلویش را می گیرد.
عمل بد را کاملا مراقبت می کرده. حالا یک فکر بدی آمده. اگر شما پی این فکر بد را بگیری ممکن است به نتایج بدی برسد.
جلویش را می گیرد و نمی گذارد.

تَذَکَّروا
یاد خدا و قیامت می کند. این چه بود؟ این چه چیز بدی بود که به ذهن من آمد. استغفرالله. لا اله الا الله.
یک چیزی عرض کنم. اولین بارش مهم است ها. در تمام این چیزها اولین بارش مهم است.
اگر شما اولین بار جلویش را بگیری، خیلی فرق می کند با اینکه یک ذره اجازه بدهی بیاید.
شیطان ده دقیقه آمده در باغ دل شما چراغ کرده. این را نگذارید. اگر ده دقیقه آمد شیطان خیلی پررو است.
دیگر رها نمی کند. مانند اینکه اینجا خانه اش است. مرتبه های بعد شما برای مبارزه با او به زحمت می افتی.
بنابراین بار اول تا یک حرف بدی زد که تا به آن زمان نشنیده بودیم و نمی دانستیم و نگفته بودیم و فکر نکرده بودیم،
همان بار اول زود جلویش را بگیریم. آدم زود به خدا پناه می برد. باور کنید اگر به خدا پناه ببرید، شیطان را برطرف می کند.


http://new.javedan.ir


برچسب ها: شیطان ، مراقبه ، پناه بردن به خدا ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 6 مهر 1393 23:01

 

اکثر ماه شعبان رفت....

سه شنبه 4 تیر 1392 15:37نویسنده : سمیرا .

 


ابَوالصّلت هروى روایت کرده است که در جمعه ی آخر ماه شعبان به خدمت حضرت امام رضا (علیه السلام) رفتم ؛ حضرت فرمود که اى

ابوالصَّلْت اکثَر ماه شعبان رفت و این جمعه آخر آن است پس تدارک و تلافى کن در آن چه از این ماه مانده است تقصیرهایى را که در ایّام

گذشته این ماه کرده اى و بر تو باد که رُو آورى بر آنچه نافع است  برای تو

و دعا و استغفار بسیار کن و تلاوت قرآن مجید بسیار کن و توبه کن به سوى خدا از گناهان خود

تا آنکه چون ماه مبارک درآید خالص گردانیده باشى خود را براى خدا

و مگذار در گردن خود امانت و حق کسى را مگر آنکه ادا کنى و مگذار در دل خود کینه کسى را مگر آنکه بیرون کنى و مگذار گناهى را

که مى کرده اى مگر آنکه ترک کنى

و از خدا بترس و توکّل کن بر خدا در پنهان و آشکار امور خود

و هر که بر خدا توکّل کند خدا بس است او را

و بسیار بخوان در بقیّه این ماه این دعا را :

اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ

محدث قمی، مفاتیح الجنان



برچسب ها: مراقبه ، روزهای پایانی شعبان ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 16 تیر 1393 14:20

 

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic