هیس! رشد تو در این بوده....

شنبه 27 خرداد 1396 00:27نویسنده : سمیرا .

 
مرد تنها


حسد خیلی چیز وحشتناکی است؛ تمنای زوال نعمت دیگران است
و در نتیجه، به جنگ خدا رفتن است.
یعنی خدایا تو بیخود این چیز را به او دادی، نباید می‌دادی. چرا دادی؟
 فرد حسود به کار خدا اعتراض دارد.
چرا او را این­قدر زیبا آفریدی؟ چرا او را این‌قدر ثروتمند کردی؟
 نباید می­ کردی، اشتباه کردی، -العیاذ­بالله- کار خلافی کردی.
 اگر انسان بفهمد که حسد یعنی چه، شرمش نمی­ آید از اینکه حسودی کند؟
وقتی انسان خدا را یاد کند و یقین کند که خدای ­متعال حکیم است و هر کاری که می­ کند، بر اساس حکمت است،
اگر چیزی به کسی داده، حکمت اقتضاء می­ کرده که به او بدهد؛
اگر به او داده و به تو نداده، به اقتضای حکمت بوده است؛
خیر تو در این بوده که آن چیز را نداشته باشی و خیر او در این بوده که آن را داشته باشد؛
رشد تو در این بوده که در محرومیت از آن چیز ساخته و پرورده شوی
و رشد او در این بوده که در برخورداری از آن چیز ساخته و پرورده شود.

همه­ ی انسان­ها یک­ طور نیستند، با هم فرق دارند، روح­ها با هم فرق دارد...

قسمتی از سخنرانی استاد طیب در آذرماه سال 89

http://www.ahlevela.com

برچسب ها: حسد ، حکمت ، مطالب قشنگ ، راه درمان حسد ،
آخرین ویرایش: شنبه 27 خرداد 1396 00:45

 

کبوتر جَلْد خانه ی اهل بیت....

شنبه 26 فروردین 1396 21:46نویسنده : سمیرا .

 
کبوتر حرم امام رضا علیه السلام

در حال حاضر، کمتر هستند کسانی که کبوتربازی می‌کنند؛ سابقاً بعضی از جوان‌ها کبوترباز بودند.

اوّل کار، کبوتر فرار می­کرد؛ لذا بال‌هایش را می‌کندند و پرهایش را کوتاه می‌کردند طوری که نتواند فرار کند. امّا بعد از مدّتی که به این کبوتر آب و دانه می‌دادند و محبت می‌کردند، این کبوتر جَلْد می‌شد؛ جذب و جلب این کبوترباز می‌شد. از آن به بعد، کبوتر‌باز این کبوتر را در آسمان رها می‌کرد و کبوتر بعد از اینکه در آسمان دوری می‌زد، دوباره به پشت‌بام خانه‌ی کبوتر‌باز بر‌می‌گشت. کبوتر، جَلْد خانه‌ی کبوتر‌باز شده بود و به صاحبخانه دل سپرده بود.

بشر هم همینطور است؛ در آغاز، اسم خدا، اسم احکام و وظایف شرعی که می‌آید، می­رمد،

مثل همان کبوتری که اول فراری بود.

اهل‌بیت دانه می‌پاشند؛ خوبی می‌کنند، محبت و احسان می‌کنند. اینها دانه است که پاشیده­ اند. همین دانه­ ها را پاشیده­ اند که الان من و شما را در دام انداخته­ اند و به این زیبایی گرفته­ اند.

چه شکارچی‌های عجیب و غریبی هم هستند! دانه پاشیدند، ما را گرفتند

و حالا دیگر اگر آن‌ها هم بخواهند ما را ول کنند، ما آن‌ها را ول نمی‌کنیم؛ التماس می‌کنیم که ما را نگه دارید.

می‌گوییم: یا امیرالمومنین!  یا فاطمه‌ی زهرا !  نکند روزی ما را ول کنید! التماس می‌کنیم که ما را ول نکنند.


صیاد پی صید دویدن عجبی نیست

 

صید از پی صیاد دویدن مزه دارد


ما صید هستیم و داریم به ­دنبال صیادانمان می‌دویم، این مزه دارد!


آن‌ها صیاد هستند و با تور محبت ما را به دام انداختند؛ به ما محبت کردند و ما کبوتر جَلْد خانه‌ی اهل‌بیت شدیم.

حالا دیگر اهل‌بیت  هر کاری با ما بکنند، ما ول‌کن نیستیم؛ حتی اگر نان و آب مان را هم قطع کنند؛ دعاهایمان را هم اجابت نکنند؛ هر کاری بکنند، دیگر ما ول‌کن قضیه نیستیم؛ ان­ شاء­الله.


از تو ای دوست نگسلم پیوند

 

گر مرا بگسلند بند از بند


کبوتر جَلْد شدیم و دیگر ول‌کن پشت‌بام خانه‌ی اهل‌بیت  نیستیم.


قسمتی از سخنرانی استاد مهدی طیب در خرداد ماه 84


http://www.ahlevela.com




برچسب ها: مطالب قشنگ ، محبت ، کبوتر حرم اهل بیت علیهم السلام ،
آخرین ویرایش: شنبه 26 فروردین 1396 21:59