مَن طَلَبَنی وَجَدَنی...

دوشنبه 28 فروردین 1396 18:32نویسنده : سمیرا .

 



از همینجا می­ توان به نکته­ ی ظریفی راه پیدا کرد: دانستن غیر از داشتن است.

ممکن است شخصی دانای چیزی باشد و شخصی دارای چیزی.

علم غیر از وجدان و یافتن است.

علم دانستن ذهنی یک حقیقت است و وجدان، یافتن و دست پیدا کردن به آن حقیقت در وجود خویشتن است.

راه نیل به وجدان خدای­ متعال، طلب است؛ چنان­که فرمود: «مَن طَلَبَنی وَجَدَنی».

اگر هزاران جلد كتاب بخوانم و مطالب آن را یاد بگیرم و بازگو كنم یا حتّی خود کتابی تألیف كنم، معلوم نیست به وجدان و یافتن، راه پیدا کنم.

رمز یافتن، طلب است: «مَن طَلَبَنی وَجَدَنی». باید طلب باشد تا انسان بیابد و راه پیدا كند.

آب كم جو تشنگی آور به دست.... تا بجوشد آبت از بالا و پست

باید طلب در سالك ایجاد شود.


قسمتی از سخنرانی استاد مهدی طیب در اردیبهشت 85


جهت مطالعه یا استماع فایل صوتی به سایت اهل ولاء مراجعه کنید.


http://www.ahlevela.com


برچسب ها: مَن طَلَبَنی وَجَدَنی ، مطالب کوتاه و قشنگ ، طلب ، علم ، وجدان ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 28 فروردین 1396 19:15

 

هیس!!....

شنبه 9 بهمن 1395 23:29نویسنده : سمیرا .

 
آیینه


اگر می‌خواهی عكس مه­رویان خدا در آینه‌ی دل تو بیفتد، باید خودت را آماده كنی.
 بالآخره باید با سمباده صفحه‌ی دلِ زنگار گرفته را بسایند.
چگونه می‌خواهی دلت آینه شود؛ ولی آمادگی سمباده را نداری.

 لذا اگر طالبی كه دلت تجلّیگاه خدا و خوبان خدا شود، باید خودت را آماده كنی.

نمی‌گویم به استقبال سختی‌ها برو و ریاضت بكش، نه، اقلّش اگر نشستی و سراغت آمد دادت درنیاید،
میدان را خالی نكن، كلافگی نشان نده، اعتراض نكن، به زمین و زمان بد نگو،
از خدا گلایه نكن، لازمه‌ی این راه است.


برگرفته از سخنرانی استاد مهدی طیب

http://www.ahlevela.com

برچسب ها: سکوت ، سختی ها ، محبت ، صبر ، مطالب کوتاه و قشنگ ،
آخرین ویرایش: شنبه 9 بهمن 1395 23:40

 

غصه برای چی؟؟؟....

چهارشنبه 29 دی 1395 23:04نویسنده : سمیرا .

 
شادی، بازی بچه ها در طبیعت، بازی، عشایر، بچه ها


یادت باشد که هرچه اتّفاق می ­افتد، خدا پیش می‌آورد.

خدا خبیر، مهربان و قادر است، حساب شده کار می­ کند. حکیم است؛

 اتّفاقاتی که پیش می ­آورد، همه حساب شده و به نفعمان است؛

خیر من در آن است.

هیچ حادثه­ ای در گذشته رخ نداده یا در آینده رخ نخواهد داد که به سود من نباشد،

 پس برای چه نسبت به آینده نگران باشم؟

برای چه نسبت به گذشته غصّه ­دار باشم؟

مگر در گذشته­ ی من غیر خدا کسی کاره ­ای بود؟

خدا مگر غیر آنچه که خیر من است پیش آورد ؟

 برای چه غصّه بخورم؟

در آینده مگر حادثه آفرینی غیرخدا در زندگی من خواهد بود؟

مگر خدا حادثه ­ای جز آنچه خیر من است پیش خواهد آورد؟

 برای چه نسبت به آینده ­ام مضطرب باشم؟ ...


  قسمتی از سخنرانی استاد مهدی طیب در سال 85


http://www.ahlevela.com



برچسب ها: آرامش ، خدا ، آثار یاد خدا ، مطالب کوتاه و قشنگ ، گمشده ی انسان ، راه رهایی از غصه و اضطراب ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 29 دی 1395 23:13

 

می خواهم به یادت باشم کمکم کن....

یکشنبه 19 دی 1395 22:20نویسنده : سمیرا .

 
یاد خدا


اگر کسی بخواهد به آرامش برسد باید از دام محبّت دنیا نجات پیدا کند

و تنها راه نجات از دام محبّت دنیا هم قرار گرفتن در جاذبه­ ی محبّت حضرت حق است.

چطوری انسان در جاذبه ­ی محبّت حضرت حق قرار می‌گیرد و به خدا دل می­بازد؟

وقتی به جمال الهی نگاهی بیندازد، وقتی به حسن الهی توجّهی کند؛ یعنی یادی از خدا کند.

 پس یاد خدا که می­کند دل به خدا می­بازد، دل به خدا که باخت، دل از دنیا برمی­دارد.

دل از دنیا که برداشت چیزی را که من دوست ندارم اگر وجود نداشته باشد چه اهمیتی دارد، اگر وجود دارد چه

نگرانی­ ای برای از دست رفتنش دارم، اگر از دست رفته چه غصّه ­ای برایش دارم.

با نجات از محبّت دنیا همه­ ی عواملی که آرامش را از او سلب می­کردند از بین رفت.

حالا او طالب دنیا نیست که نداشتنش برایش حسرت

و داشتنش برایش نگرانی و اضطراب و از دست دادنش برای او غصّه و حرمان ایجاد کند.

 لذا تنها راه رسیدن به آرامش یاد خداست.


قسمتی از سخنرانی استاد مهدی طیب در سال 1385



http://www.ahlevela.com




برچسب ها: یاد خدا ، مطالب کوتاه و قشنگ ، آرامش ، الا بذکرالله تطمئن القلوب ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 19 دی 1395 22:20

 

من فقط یک کمی خاک بودم...

چهارشنبه 10 شهریور 1395 14:27نویسنده : سمیرا .

 
پرواز، دختر تنها، عکس های فانتزی



سالها پیش از این ؛  زیر یک سنگ گوشه ای از زمین

من فقط یک کمی خاک بودم همین

یک کمی خاک که دعایش پر زدن آن سوی پرده آسمان بود

آرزویش همیشه دیدن آخرین قله ی کهکشان بود

خاک هر شب دعا کرد

از ته دل خدا را را صدا کرد

یک شب آخر دعایش اثر کرد

یک فرشته تمام زمین را خبر کرد

و خدا تکه ای خاک را برداشت  

آسمان را در آن کاشت

خاک را توی دستان خود ورز داد

روح خود را به او قرض داد

خاک توی دست خدا نور شد

پر گرفت از زمین دور شد

راستی من همان خاک خوشبخت

من همان نور هستم

پس چرا گاهی اوقات اینهمه از خدا دور هستم!

عرفان نظر آهاری


برچسب ها: خدا ، سالها پیش از این زیر یک سنگ گوشه ای از زمین ، مطالب کوتاه و قشنگ ، عرفان نظر آهاری ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 10 شهریور 1395 14:36

 

درد من....

جمعه 23 مرداد 1394 16:34نویسنده : سمیرا .

 
ماهی در تنگ



درد من حصار برکه نیست، درد من زیستن با ماهیانی است که

فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است.

صمد بهرنگی

برچسب ها: صمد بهرنگی ، مطالب کوتاه و قشنگ ،
آخرین ویرایش: - -

 

مقصد ما خداست کیست که با ما سفر کند؟

یکشنبه 9 فروردین 1394 17:00نویسنده : سمیرا .

 

قطار



قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ لختی در ایستگاه دنیا توقف کرد

و پیامبر رو به جهان کرد و گفت: مقصد ما خداست ٬ کیست که با ما سفر کند ؟

کیست که رنج و عشق توامان بخواهد ؟ کیست که باور کند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن ؟

قرن ها گذشت اما از بیشمار آدمیان جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند .

از جهان تا خدا هزار ایستگاه بود . در هر ایستگاه که قطار می ایستاد ٬ کسی کم می شد .

قطار می گذشت و سبک
می شد . زیرا سبکی قانون راه خداست .

قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ به ایستگاه بهشت رسید .

پیامبر گفت :اینجا بهشت است .

مسافران بهشتی پیاده
شوند . اما اینجا ایستگاه آخرین نیست .

مسافرانی که پیاده شدند ٬ بهشتی شدند .

اما اندکی ٬ باز هم ماندند ٬ قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند .


آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت : درود بر شما ٬ راز من همین بود .

آن که مرا می خواهد ٬ در ایستگاه بهشت
پیاده نخواهد شد .

و آن هنگام که قطار به ایستگاه آخر رسید ٬ دیگر نه قطاری بود و نه مسافری.

عرفان نظرآهاری

برچسب ها: داستان های کوتاه عرفان نظرآهاری ، مطالب کوتاه و قشنگ ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 9 فروردین 1394 17:11