ذکر بی روح

یکشنبه 31 خرداد 1394 16:56نویسنده : سمیرا .

 
نماز


نماز که می­ خوانیم، توجّه باشد که چه می­ گوییم، اقلّش این است که ذکر، ذکرِ معنوی باشد،

ذکر لسانی صرف نباشد؛ چون ذکر لسانی صرف خاصیت چندانی ندارد.

فقط زبان شخص مشغول ذکر است و حواس و دلش جای دیگر است.

زبانش نماز می­ خواند، این خاصیتی ندارد؛ چون روحِ ذکر در آن نیست،

روحِ ذکر که در آن نبود از یک جنازه‌ی بی­ روح چه ­کار برمی ­آید؟

از ذکر بی­ روح کاری برنمی­ آید، از نماز بی­ روح هم کاری برنمی ­آید.

آثار نماز که  نماز معراج مؤمن است و وسیله­ ی رسیدن هر انسان متّقی به قرب خداست،

این همه نماز خواندیم یک میلی­متر هم از زمین جدا نشدیم بالا برویم چه برسد به معراج، چرا؟

چون روح نماز نیست. اگر هنوز ذکر قلبی نیست، اقلّش ذکر معنوی باشد؛

یعنی به معنای ذکری که می­ گوییم توجّه داشته باشیم؛ اگر نماز می‌خوانیم توجّه داشته باشیم چه می‌گوییم.


استاد طیّب

http://www.ahlevela.com



برچسب ها: نماز ، ذکر لسانی صرف ، ذکر معنوی ، نماز بی روح ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 1 تیر 1394 15:59

 

اگر یک بار چشیده باشی

چهارشنبه 14 اسفند 1392 21:34نویسنده : زهرا .

 


از حضرت امام صادق علیه السلام روایت کرده اند: هنگامی که نمازگزار برای نماز برمی خیزد، رحمت از آسمان بر او نازل می شود و ملائکه او را دوره می کنند و در برمی گیرند...

اگر آدم فقط یک بار رحمت خدا را چشیده بود، می فهمید یعنی چه! از بالای سرش تا آسمان رحمت خداست. این رحمت واقعیت دارد. اینکه همین طور فرشته ها مثل پروانه دور و بَر انسان می گردند، واقعیت است. یک چیزی است که آدم آن را می فهمد، حس می کند.

 چکار کنیم این واقعیت را حس کنیم؟ اینکه حقی از مردم به گردن نداشته باشیم. از روز اول دائماً گفتیم حق مردم، حق مردم!

آیا یک نفر در جمع ما پیدا شد که برود یک حقی از حقوق مردم را ادا کند؟ آیا در این جمع ما کسی پیدا شد؟

تصمیم بگیریم حداقل یکی از این مشکلات را درست کنیم. اول اصرار بر گناه، دوم حق مردم، سوم پرواز.

وقتی آدم باری به دوش نداشته باشد و گناهی هم نکند، می تواند نماز بخواند و نمازش قبول است. با آن نماز می تواند پرواز کند.

برگرفته از سایت javedan.ir جلسه 92/1/30

برچسب ها: خدا ، نماز ، گناه ، حق مردم ،
آخرین ویرایش: - -

 

سلامت

شنبه 13 مهر 1392 02:10نویسنده : زهرا .

 


سالک در پایان معراج نماز و در بازگشت از عالم وحدت به کثرت، در انتقال از هر مرحله به مرحلۀ بعد، دو سلام دارد. سلام تحیّت بر آن که بر او وارد می شود؛ و سلام وداع بر آن که از او جدا می شود.

نخست سلام بر رسول الله ص است؛ و بعد بازگشت سالک به خودش که برای خود و بندگان صالح طلب سلامت می کند. زیرا سفری که نماز نماد و عصارۀ آن و حاوی همۀ کمالات آن است، سفر پرخطری است.

خداوند راجع به حضرت یحیی ع فرمود: السلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیّا: سلام بر او روزی که متولد شد و روزی که می میرد و روزی که زنده برانگیخته می شود. و از زبان عیسی بن مریم ع نقل کرد: السلام علیّ یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیّا: سلام بر من روزی که متولد شدم و روزی که می میرم و روزی که زنده برانگیخته می شوم.

سلامِ روز تولد، یعنی سالم و...

                                                                         استاد مهدی طیّب

ادامه مطلب را بخوانید
برچسب ها: سلام ، سلامت ، نماز ، استاد طیّب ،
آخرین ویرایش: شنبه 13 مهر 1392 02:16

 

سلام

پنجشنبه 4 مهر 1392 22:23نویسنده : زهرا .

 
کدام سرزمین از تو خالی است
تا برخیزند و تو را در آسمان جستجو کنند؟
تو آنها را می بینی که ظاهراً تو را می جویند
ولی از نابینایی تو را نمی بینند.
                                        
حسین بن منصور حلاج



نمازگزار با احساس حضور پیامبر ص و امیرالمؤمنین ع و همۀ انبیا و عباد صالح و فرشتگان سلام می دهد. آنها حاضرند؛ ما ضعفِ دید داریم. غیبته منّا (غیبت او از ماست). سلام کردن به کسی که حاضر نیست عمل لغو است. شرط سلام حضور داشتن است. پس به پیامبر ص و اهل بیت ع سلام می دهیم چون حاضرند و اگر نمی بینیم لااقل آنها را در ذهن و دل خود حاضر بدانیم.

سلام ازجانب خداست
و از بالا به پایین است. در قرآن هیچ پیامبری به خدا سلام نمی کند؛ اما خداوند به بسیاری از ایشان سلام میکند. سلام نماز هم می تواند ازجانب خداوند تلقی شود و به معنی رحمت و امان ازسوی خدا. تلقی دوم آنکه نمازگزار به پیامبر ص و اهل بیت ع و انبیا و اولیا و فرشتگان سلام می کند...

استاد مهدی طیّب
ادامه مطلب را بخوانید
برچسب ها: سلام ، نماز ، خداوند ، پیامبر ، اهل بیت ، استاد طیّب ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 4 مهر 1392 23:28

 

شاید

دوشنبه 18 شهریور 1392 06:03نویسنده : زهرا .

 
 چنینم
                                                                      



نمی فهمم کجایش خنده دارد!
می گویند چرا سر جانماز چایی می خوری؟
چرا زیر لحاف قرآن می بری؟
مث اینکه چلی!
می گویم مگر در کافی شاپ چایی نمی خورید؟
مگر نامۀ محبوبتان را بغل نمی کنید؟
مث اینکه خُلید!
من شاید نه خلم نه چل فقط ابلهم شاید
«پر پرواز ندارم
اما
دلی دارم و حسرت درناها»

برچسب ها: پرواز ، قرآن ، نماز ، حسرت ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 18 شهریور 1392 00:11

 

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic